حدیث دربارهحكايت اَجَل و آرزو

عارِضة الأحوَذيّ عن الرّبيع بن خُثَيم عن عبد اللّهـ وَاللَّفظُ لِلبُخاريّ ـ: خَطَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله خَطّا مُرَبَّعا و خَطَّ خَطّا فِي الوَسَطِ وخَطَّ خِطَطا صِغارا إلى هذَا الَّذي فِي الوَسَطِ مِن جانِبِهِ، فَقالَ: هذَا الإِنسانُ وهذا أجَلُهُ مُحيطٌ بِهِ وهذَا الَّذي هُوَ خارِجٌ أمَلُهُ، وهذِهِ الخِطَطُ الصِّغارُ الأَعراضُ، فَإِن أخطَأَهُ هذا نَهَشَهُ هذا.
عارضة الأحوذى:ربيع بن خُثَيم، از عبد اللّه نقل كرد ـ و البته لفظ از بخارى است ۱ ـ كه: پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين، انسان است و اين هم اَجَل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط] به او نخورَد، اين ديگرى او را مى گَزَد.».
۱.لفظ از «بخارى» (ابو عبد اللّه محمّد بن اسماعيل بخارى، صاحب الصحيح) است.

احادیث دیگر این موضوع

۳