حكايت اَجَل و آرزو

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ الإِنسانِ وَالأَمَلِ وَالأَجَلِ؛ فَمَثَلُ الأَجَلِ إلى جانِبِهِ والأَمَلُ أمامَهُ، فَبَينَما هُوَ يَطلُبُ الأَمَلَ أمامَهُ أتاهُ الأَجَلُ فَاختَلَجهُ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت انسان و آرزو و اَجَل، چنان است كه اَجَل در كنار اوست و آرزو، پيشاپيش او: در حالى كه آرزو را پيش روىِ خود دنبال مى كند، ناگاه، اَجَل فرا مى رسد و او را در مى رُبايد.
۱.يقال: اخْتَلَجت المَنِيّةُ القَومَ؛ أي اجتَذَبَتهُم (لسان العرب: ج2 ص258 «خلج»).
۲.الفردوس: ج 4 ص 144 ح 6444 عن أنس.
الترغيب والترهيب عن أنس:خَطَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَطّا، وقالَ: هذَا الإِنسانُ، وخَطَّ إلى جَنبِهِ خَطّا وقالَ: هذا أجَلُهُ، وخَطَّ آخَرَ بَعيدا مِنهُ فَقالَ: هذَا الأَمَلُ، فَبَينَما هُوَ كَذلِكَ إذ جاءَهُ الأَقرَبُ. ۱
الترغيب والترهيبـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا، خطّى كشيد و فرمود: «اين، انسان است» و در كنار آن، خطّ ديگرى كشيد و فرمود: «اين، اَجَل اوست» و دورتر از آن، خطّ سومى كشيد و فرمود: «اين هم آرزوست». در حالى كه انسان سرگرم است، ناگهان، آن نزديك تر، خود را به او مى رسانَد.
۱.الترغيب والترهيب: ج 4 ص 244 ح 22.
عارِضة الأحوَذيّ عن أبي سعيد الخُدريّ:غَرَسَ صلى الله عليه و آله عودا بَين يَدَيهِ وآخَرَ إلى جانِبِهِ وآخَرَ بَعدَهُ، وقالَ: أتَدرونَ ما هذا؟ قالوا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: هذَا الإِنسانُ، وهذَا الأَمَلُ، فَتَعاطَى الأَمَلَ فَيَختَلِجُهُ الأَجَلُ دونَ الأَمَلِ. ۱
عارضة الأحوذىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله قطعه چوبى در برابر خود به زمين فرو بُرد و چوب ديگرى در كنار آن و يك چوب ديگر، بعد از آن. سپس فرمود: «آيا مى دانيد اين چيست؟». گفتند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. فرمود: «اين يكى، انسان است و اين، آرزو. در حالى كه سرگرمِ آرزوست، اَجَل، او را در مى رُبايد و مانع رسيدنش به آرزو مى شود».
۱.عارضة الأحوذيّ بشرح صحيح الترمذي: ج 10 ص 320؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 272 نحوه.
عارِضة الأحوَذيّ عن الرّبيع بن خُثَيم عن عبد اللّهـ وَاللَّفظُ لِلبُخاريّ ـ: خَطَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله خَطّا مُرَبَّعا و خَطَّ خَطّا فِي الوَسَطِ وخَطَّ خِطَطا صِغارا إلى هذَا الَّذي فِي الوَسَطِ مِن جانِبِهِ، فَقالَ: هذَا الإِنسانُ وهذا أجَلُهُ مُحيطٌ بِهِ وهذَا الَّذي هُوَ خارِجٌ أمَلُهُ، وهذِهِ الخِطَطُ الصِّغارُ الأَعراضُ، فَإِن أخطَأَهُ هذا نَهَشَهُ هذا.
عارضة الأحوذى:ربيع بن خُثَيم، از عبد اللّه نقل كرد ـ و البته لفظ از بخارى است ۱ ـ كه: پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين، انسان است و اين هم اَجَل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط] به او نخورَد، اين ديگرى او را مى گَزَد.».
۱.لفظ از «بخارى» (ابو عبد اللّه محمّد بن اسماعيل بخارى، صاحب الصحيح) است.