ولايت
8 حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مى خواهد به محكم ترين دستاويز خداوند ـ كه خداى متعال در كتاب خود فرموده است ـ چنگ در زند، على بن ابى طالب و حسن و حسين را دوست بدارد؛ چرا كه خداوند عرش نشين، آنان را دوست مى دارد.
المستدرك على الصحيحين عن زَيد بن أرقَمَ:لَمّا رَجَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن حَجَّةِ الوَداعِ ونَزَلَ غَديرَ خُمٍّ أمَرَ بِدَوحاتٍ فَقُمِمنَ. ثُمَّ قالَ: إنَّ اللّهَ مَولايَ وأنَا وَلِيُّ كُلِّ مُؤمِنٍ. ثُمَّ أخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ عليه السلام فَقالَ: مَن كُنتُ وَلِيَّهُ فَهذا وَلِيُّهُ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: چون پيامبر خدا از حجّة الوداع باز گشت و در غدير خُم فرود آمد، دستور داد زير درخت ها را از خار و خاشاك، جارو كردند. سپس فرمود: «همانا خداوند، مولاى من است و من، ولىّ هر مؤمنى هستم».
آن گاه، دست على عليه السلام را گرفت و فرمود: «هر كس كه من ولىّ او هستم، اينْ ولىّ اوست. بار خدايا! دوستدار او را دوست و دشمنش را دشمن بدار».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 118 ح 4576 وراجع: ح 4578 و 4579 و 4601 و 4652 و 5477 و 5594 والغدير: ج1 ص14 ـ 151 وقد نقل رحمه اللّه من كتب أهل السنّة أسماء مئة وعشرة من أعاظم صحابة النبيّ الأكرم صلى الله عليه و آله، وأربعة وثمانين من التابعين، وثلاثمئة وستّين من العلماء والحفّاظ من القرن الثاني إلى القرن الرابع عشر للهجرة، ممّن رووا حديث الغدير ونقلوه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياتي ويَموتَ ميتَتي ويَدخُلَ الجَنَّةَ الَّتي وَعَدَني رَبّي فَليَتَوَلَّ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ ووَرَثَتَهُ الطّاهِرينَ، أئِمَّةَ الهُدى ومَصابيحَ الدُّجى مِن بَعدي، فَإِنَّهُم لَن يُخرِجوكُم مِن بابِ الهُدى إلى بابِ الضَّلالَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد كه مثل من زندگى كند و مانند من بميرد و به بهشتى كه پروردگارم مرا وعده داده است، وارد شود، بايد ولايت على بن ابى طالب و وارثان پاك او را كه پس از من، امامانِ هدايتگر و چراغ هاى تاريكى ها هستند، بپذيرد؛ چرا كه آنان هرگز شما را از راه راست به كج راهه گم راهى نمى كشانند.
۱.الأمالي للشجري: ج1 ص136 عن محمّد بن عبداللّه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 23 ص 110 ح 17؛ كنز العمّال: ج11 ص611 ح32960 وفيه «وذرّيّته من بعده» بدل «ورثته الطاهرين، أئمّة الهدى ومصابيح الدجى من بعدي».
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أرادَ أن يَحيا حَياتي ويَموتَ ميتَتي ويَدخُلَ جَنَّةَ عَدنٍ الَّتي غَرَسَهَا اللّهُ رَبّي بِيَدِهِ ۱، فَليَتَوَلَّ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ، وَليَتَوَلَّ وَلِيَّهُ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ، وَليُسَلِّم لِلأَوصِياءِ مِن بَعدِهِ، فَإِنَّهُم عِترَتي مِن لَحمي ودَمي، أعطاهُمُ اللّهُ فَهمي وعِلمي. إلَى اللّهِ أشكو (أمرَ) اُمَّتِيَ المُنكِرينَ لِفَضلِهِم، القاطِعينَ فيهِم صِلَتي. وايمُ اللّهِ، لَيَقتُلُنَّ ابنَيَّ، لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مى خواهد چون من زندگى كند و مانند من بميرد و به بهشت برينى كه پروردگارم، خدا، با دست [قدرت] خود، آن را نشانده است، در آيد، بايد ولايت على بن ابى طالب را بپذيرد و با دوست او دوستى و با دشمنش دشمنى كند و در برابر اوصياى پس از او گردن نهد؛ چرا كه آنان، عترت من و از گوشت و خون من اند. خداوند، فهم و دانش مرا به آنان عطا فرموده است. به خدا شِكوه مى كنم از دست آن امّتم كه فضيلت ايشان را منكر شوند و حرمت خويشاوندى من با آنان را نگه ندارند. به خدا سوگند كه اينان، فرزند مرا مى كُشند. خدا شفاعتم را شامل حال آنان نكند!
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: مَن سَرَّهُ أن يَلقَى اللّهَ عز و جل آمِنًا مُطَهَّرًا لا يَحزُنُهُ الفَزَعُ الأَكبَرُ فَليَتَوَلَّكَ، وَليَتَوَلَّ بَنيكَ الحَسَنَ وَالحُسَينَ، وعَلِيَّ بنَ الحُسَينِ، ومُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ، وجَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ، وموسَى بنَ جَعفَرٍ، وعَلِيَّ بنَ موسى، ومُحَمَّدًا، وعَلِيًّا، وَالحَسَنَ، ثُمَّ المَهدِيَّ وهُوَ خاتَمُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: هر كه خوش حال مى شود كه خداى عز و جل را ايمن و پاك ديدار كند و از آن وحشت بزرگ (قيامت) اندوهى به دل راه ندهد، بايد ولايت تو و ولايت فرزندانت حسن و حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد و على و حسن و سرانجام، مهدى را ـ كه آخرين آنهاست ـ، بپذيرد.
۱.الغيبة للطوسي: ص 136 ح 100 عن عيسى بن أحمد بن عيسى بن المنصور عن الإمام العسكريّ عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 36 ص 258 ح 77.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابن عبّاس، درباره ائمّه عليهم السلام ـ: اى پسر عبّاس! ولايت آنان، ولايت من است و ولايت من، ولايت خداست. جنگ با آنان، جنگ با من است و جنگ با من، جنگ با خدا. آشتى با آنان، آشتى با من است و آشتى با من، آشتى بودن با خداست.
عنه صلى الله عليه و آله:وَلايَتي ووَلايَةُ أهلِ بَيتي أمانٌ مِنَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ولايت من و ولايت اهل بيت من، مايه ايمنى از آتش دوزخ است.
۱.الأمالي للصدوق: ص 383 ح 8 عن عبد اللّه بن عبّاس، بحارالأنوار: ج 27 ص 88 ح 35.
عنه صلى الله عليه و آله:ما بالُ أقوامٍ إذا ذُكِرَ عِندَهُم آلُ إبراهيمَ فَرِحوا وَاستَبشَروا، وإذا ذُكِرَ عِندَهُم آلُ مُحَمَّدٍ اِشمَأَزَّت قُلوبُهُم؟! وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، لَو أنَّ عَبدًا جاءَ يَومَ القِيامَةِ بِعَمَلِ سَبعينَ نَبِيًّا ما قَبِلَ اللّهُ ذلِكَ مِنهُ حَتّى يَلقاهُ بِوَلايَتي ووَلايَةِ أهلِ بَيتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عدّه اى را چه مى شود كه هر گاه در حضور آنان، از خاندان ابراهيم ياد مى شود، خوش حال و شادمان مى شوند؛ امّا هر زمان كه نزد آنان از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله نام برده مى شود، ناراحت مى شوند؟! سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر در روز قيامت، بنده اى با عملِ هفتاد پيامبر حاضر شود، خداوند، آنها را از او نمى پذيرد، مگر اين كه با ولايت من و ولايت اهل بيتم خدا را ديدار كند.
۱.الأمالي للطوسي: ص 140 ح 229 عن يونس بن الحبّاب عن الإمام عليّ بن الحسين عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج 27 ص 172 ح 15.