غدير خم

3 حدیث
السنن الكبرى للنسائي عن أبي الطفيل عن زيد بن أرقم:قالَ: لَمّا رَجَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن ۱ حَجَّةِ الوَداعِ ونَزَلَ غَديرَ خُمٍّ، أمَرَ بِدَوحاتٍ ۲ فَقُمِمنَ ۳ ثُمَّ قالَ: كَأَنّي دُعيتُ فَأَجَبتُ، وإنّي قَد تَرَكتُ فيكُمُ الثِّقلَينِ، أحدُهُما أكبَرُ مِن الآخَرِ: كِتابَ اللّهِ، وعِترَتي أهلَ بَيتي، فانظُروا كَيفَ تُخَلِّفونّي فيهِما، فَإِنَّهُما لَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ. ثُمَّ قالَ: إنّ اللّهَ مَولايَ وأنَا وَلِيُّ كُلِّ مُؤمِنٍ. ثُمَّ أخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقالَ: مَن كُنتُ وَلِيَّهُ فَهذا وَلِيُّهُ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ، وعادِ مَن عاداهُ. فَقُلتُ لِزَيدٍ: سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟ فَقالَ: ما كانَ فِي الدَّوحاتِ أحَدٌ

السنن الكبرى، نسايىـ به نقل از ابو طفيل، از زيد بن ارقم ـ: چون پيامبر خدا از حَجّة الوداع باز گشت و در غدير خُم فرود آمد، دستور داد زير چند درخت تناور را جارو كردند. سپس فرمود: «گويا من فرا خوانده شده ام و بايد از ميان شما بروم. من دو چيز گران سنگ در ميانتان بر جاى مى گذارم كه يكى بزرگ تر از ديگرى است: كتاب خدا و عترتم [يعنى] اهل بيتم. پس مراقب باشيد كه پس از من، چگونه با اين دو رفتار مى كنيد؛ چرا كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند». سپس فرمود: «خدا مولاى من است و من، مولاى هر مؤمنى». آن گاه، دست على عليه السلام را گرفت و فرمود: «هر كه من، مولاى او هستم، اين، مولاى اوست. بار خدايا! دوستدار او را دوست بدار و هر كه را با او دشمنى كرد، دشمن

۱.في المصدر: «عن»، والتصويب من المصادر الاُخرى.
۲.الدَّوحَةُ: الشَّجَرةُ العَظيمةُ (الصحاح: ج 1 ص 361 «دوح»).
۳.قَمَمتُ البيتَ: كَنَستُه (الصحاح: ج 5 ص 2015 «قمم»).
۴.السنن الكبرى للنسائي: ج 5 ص 130 ح 8464؛ المناقب للكوفي: ج 2 ص 435 ح 919.
المستدرك على الصحيحين عن زيد بن أرقم:نَزَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ مَكَّةَ وَالمَدينَةِ عِندَ شَجَراتٍ خَمسٍ، دَوحاتٍ عِظامٍ، فَكَنَسَ النّاسُ ما تَحتَ الشَّجَراتِ، ثُمَّ راحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَشِيَّةً فَصَلّى، ثُمَّ قامَ خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وذَكَّرَ وَوَعَظَ، فَقالَ ما شاءَ اللّهُ أن يَقولَ. ثُمَّ قالَ: أيُّهَا النّاسُ، إنّي تارِكٌ فيكُم أمرَينِ لَن تَضِلُّوا إنِ اتَّبَعتُموهُما، وهُما: كِتابُ اللّهِ، وأهلُ بَيتي عِترَتي. ثُمَّ قالَ: أتَعلَمونَ أنّي أولى بِالمُؤمِنينَ مِن أنفُسِهِم؟ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قالوا: نَعَم، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا ميان مكّه و مدينه در زير پنج درخت تناور فرود آمد. مردم زير آن درخت ها را جارو كردند. آن گاه، پيامبر خدا نماز عصر را خواند و سپس به خطبه ايستاد و خداوند را حمد و ثنا گفت و [آن گاه] پند و اندرز داد، و آنچه را خدا خواست بگويد، گفت. سپس فرمود: «اى مردم! من دو چيز در ميان شما بر جاى مى نهم كه اگر از آنها پيروى كنيد، هرگز گم راه نخواهيد شد. آن دو عبارت اند از: كتاب خدا، و اهل بيتم [يعنى] عترتم». سپس سه بار فرمود: «آيا مى دانيد كه من به مؤمنان از خود آنان اَولى هستم؟». مردم گفتند: آرى. پيامبر خدا فرمود: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 118 ح 4577.
المعجم الكبير عن يزيد بن حيّان عن زيد بن أرقم:دَخَلنا عَلَيهِ ـ زيدِ بنِ أرقَمَ ـ فقُلنا: لَقَد رَأَيتَ خَيرا، صاحَبتَ ۱ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وصَلَّيتَ خَلَفهُ. قالَ: لَقَد رَأَيتُ خَيرا وخَشيتُ أن أكونَ إنَّما اُخِّرتُ لِشَرٍّ، ما حَدَّثتُكُم ۲ فَاقبَلوا، وما سَكَتُّ عَنهُ فَدَعوهُ. قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِوادٍ بَينَ مَكَّةَ وَالمَدينَةِ فَخَطَبَنا، ثُمَّ قالَ: أنَا بَشَرٌ يُوشِكُ أن اُدعى فَاُجيبَ، وإنّي تارِكٌ فيكُمُ اثنَينِ: أحَدُهُما كِتابُ اللّهِ فيهِ حَبلُ اللّهِ، مَنِ اتَّبَعَهُ كانَ عَلَى الهُدى، ومَن تَرَكَهُ كانَ عَلى ضَلالَةٍ، وأهلُ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ۳

المعجم الكبيرـ به نقل از يزيد بن حيّان، درباره زيد بن ارقم ـ: نزد او (زيد بن ارقم) رفتيم و گفتيم: تو خير ديده اى. صحابىِ پيامبر خدا بوده اى و پشتِ سر او نماز خوانده اى. زيد گفت: من خير ديده ام و مى ترسم كه براى شرّى مرگم به تأخير افتاده باشد. آنچه برايتان گفتم، بپذيريد و در آنچه خاموش ماندم، رهايش كنيد. پيامبر خدا در وادى اى ميان مكّه و مدينه برخاست و برايمان خطبه خواند. سپس فرمود: «من هم يك بشر هستم و به زودى فرا خوانده مى شوم و بايد از ميان شما بروم. دو چيز در ميانتان بر جاى مى گذارم: يكى كتاب خدا كه رشته [اتّصال به] خدا در آن است. هر كه از اين پيروى كند، بر راه راست خواهد بود و هر كه آن را رها كند، در گم راهى خواهد بود؛ و [ديگرى]اهل بيتم. خدا را درباره اهل بيتم به شما يادآور مى شوم».

۱.في المصدر: «أصحبتَ»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.في المصدر: «حدّثكم»، والتصويب من تاريخ دمشق: ج 41 ص 19 ح 8194.
۳.المعجم الكبير: ج 5 ص 182 ح 5026.