حديث ثقلين، به روايت اهل سنّت
7 حدیث
صحيح مسلم عن يزيد بن حيّان:اِنطَلَقَتُ أنَا وحُصَينُ بنُ سَبرَةَ، وعُمَرُ بنُ مُسلِمٍ، إلى زَيدِ بنِ أرقَمَ، فَلَمّا جَلَسنا إلَيهِ، قالَ لَهُ حُصينٌ: لَقَد لَقيتَ يا زَيدُ خَيرا كَثيرا، رَأَيتَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وسَمِعتَ حَديثَهُ، وغَزَوتَ مَعَهُ، وصَلَّيتَ خَلفَهُ، لَقَد لَقيتَ يا زَيدُ خَيرا كَثيرا، حَدِّثنا يا زَيدُ ما سَمِعتَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
قالَ: يَابنَ أخي، وَاللّهِ لَقَد كَبِرَت سِنّي، وقَدِمَ عَهدي، ونَسيتُ بَعضَ الَّذي كُنتُ أعي مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَما حَدَّثتُكُم فَاقبَلوا وما لا فَلا تُكَلِّفونيهِ، ثُمَّ قالَ: قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما فينا خَطيبا بِماءٍ يُدعى خُمّا، بَينَ مَكَّةَ وَالمَدينَةِ،
صحيح مسلمـ به نقل از يزيد بن حيّان ـ: من و حُصين بن سَبره و عُمر بن مسلم، نزد زيد بن ارقم رفتيم. چون نشستيم، حُصين به او گفت: اى زيد! تو توفيقات فراوانى داشته اى: پيامبر خدا را ديده اى، حديثش را شنيده اى، با او به نبرد رفته اى، پشتِ سرش نماز خوانده اى. اى زيد! به راستى كه تو توفيقات فراوانى داشته اى. اى زيد! آنچه از پيامبر خدا شنيده اى، براى ما باز گو.
زيد گفت: اى برادر زاده! به خدا سنّم بالا رفته و سال خورده گشته ام و پاره اى از مطالبى را كه از پيامبر خدا به ياد داشته ام، فراموش كرده ام. پس، آنچه را براى شما بازگو كردم، بپذيريد و آنچه را نگفتم، به زور از من نخواهيد.
سپس گفت: روزى پيامبر خدا در آبگاهى به نام خُم، واقع در ميان مكّه و مدينه، براى ما به ايراد خطبه پرداخت و نخست، حمد و ثناى
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1873 ح 36؛ العمدة: ص 102 ح 136، بحار الأنوار: ج 23 ص 114 ح 23.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي تارِكٌ فيكُم ما إن تَمَسَّكتُم بِهِ لَن تَضِلّوا بَعدي؛ أحَدُهُما أعظَمُ مِنَ الآخَرِ؛ كِتابَ اللّهِ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وعِترَتي أهلَ بَيتي، ولَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ، فَانظُروا كَيفَ تُخَلِّفونّي فيهِما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما چيزى بر جاى مى گذارم كه اگر به آن تمسّك جوييد، پس از من هرگز گم راه نخواهيد شد. يكى از آن دو، با عظمت تر از ديگرى است: كتاب خدا كه رشته اى كشيده شده از آسمان به زمين است؛ و [ديگرى]عترتم، [يعنى] اهل بيتم. اين دو، هيچ گاه از يكديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند. پس، بنگريد كه پس از من چگونه با آنها رفتار مى كنيد.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 663 ح 3788؛ العمدة: ص 72 ح 89 كلاهما عن زيد بن أرقم، بحار الأنوار: ج 23 ص 108 ح 11.
عنه صلى الله عليه و آله:إنِّي قَد تَرَكتُ فيكُم ما إن أخَذتُم بِهِ لَن تَضِلّوا بَعدي، الثِّقلَينِ، أحدُهُما أكبَرُ مِنَ الآخَرِ، كِتابَ اللّهِ حَبلٌ ممدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وعِترَتي أهلَ بَيتي، ألا وإنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما چيزى بر جاى نهاده ام كه اگر به آن چنگ زنيد، پس از من هرگز گم راه نمى شويد؛ دو چيز گران بها كه يكى از آنها بزرگ تر از ديگرى است: كتاب خدا كه رشته اى كشيده شده از آسمان به زمين است؛ و عترتم [يعنى] اهل بيتم. بدانيد كه اين دو، هرگز از هم جدا نمى شوند تا در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 118 ح 11561؛ كمال الدين: ص 238 ح 57 كلاهما عن أبي سعيد الخدري، بحار الأنوار: ج 23 ص 106 ح 7.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ، كِتابَ اللّهِ وأهلَ بَيتي، وإنَّهُما لَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما دو چيز گران بر جاى مى گذارم: كتاب خدا و اهل بيتم. اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من وارد شوند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 161 ح 4711 عن زيد بن أرقم.
سنن الدارمي عن زيد بن أرقم:قامَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَوما خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: يا أَيُّهَا النّاسُ، إنَّما أنَا بَشَرٌ يُوشِكَ أن يَأتِيَني رَسولُ رَبّي فَاُجيبَهُ، وإنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ، أوَّلُهُما كِتابُ اللّهِ فيهِ الهُدى وَالنُّورُ، فَتَمَسَّكوا بِكِتابِ اللّهِ وخُذوا بِهِ، فَحَثَّ عَلَيهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلَ بَيتي، اُذكِّركُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ۱
سنن الدارمىـ به نقل از زيد بن اَرقم ـ: پيامبر خدا، روزى براى ما به ايراد خطبه پرداخت و خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود: «اى مردم! من هم يك بشر هستم، و زود است كه پيك پروردگارم نزد من آيد و اجابتش كنم. پس در ميان شما دو چيز گران بر جاى مى نهم: نخستين آنها، كتاب خداست كه در آن، راهنمايى و روشنايى است. پس به كتاب خدا چنگ زنيد و آن را از دست مَنَهيد».
سپس به آن ترغيب و تشويق كرد و آن گاه فرمود: «و [ديگرى] اهل بيتم. خداى را درباره اهل بيتم به شما يادآور مى شوم». اين جمله را سه بار فرمود.
۱.سنن الدارمي: ج 2 ص 889 ح 3198؛ الطرائف: ص 122 ح 186، بحار الأنوار: ج 23 ص 108 ذيل ح 10.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ، أحَدُهُما أكبَرُ مَنَ الآخَرِ، كِتابَ اللّهِ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وعِترَتي أهلَ بَيتي، وإنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما دو گران بر جاى مى نهم كه يكى از آن دو، بزرگ تر از ديگرى است: كتاب خدا كه رشته كشيده شده از آسمان به زمين است؛ و عترتم [يعنى] اهل بيتم. اين دو، هيچ گاه از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من وارد شوند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 30 ح 11104 و ص 54 ح 11211؛ كمال الدين: ص 240 ح 61 كلاهما عن أبي سعيد الخدري، بحار الأنوار: ج 23 ص 136 ح 76.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي اُوشِكُ أن اُدعى فَاُجيبَ، وإنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ: كِتابَ اللّهِ عز و جل، وعِترَتي، كِتابُ اللّهِ حَبلٌ ممدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وعِترَتي أهلُ بَيتي، وإنَّ اللَّطيفَ الخَبيرَ أخبَرَني أنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ، فَانظُروني بِمَ تُخَلِّفونّي فيهِما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به زودى، من [به سوى آخرت] فرا خوانده مى شوم و از ميان شما خواهم رفت، و دو چيز گران سنگ در ميانتان بر جاى مى نهم: كتاب خداوند عز و جل و عترتم. كتاب خدا، رشته كشيده شده از آسمان به زمين است؛ و عترتم، همان اهل بيت من اند. خداوند ريزبين و آگاه به من خبر داد كه اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند. پس بنگريد كه پس از من با آن دو چگونه رفتار مى كنيد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 37 ح 11131؛ كمال الدين: ص 235 ح 46 كلاهما عن أبي سعيد الخدري، بحار الأنوار: ج 23 ص 147 ح 109.