حدیث دربارهملكوت

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في لَيلةِ الإسراءِ ـ: فلَمّا نَزَلتُ وانتَهَيتُ إلى سَماءِ الدُّنيا نَظَرتُ أسفَلَ مِنّي، فإذا أنا برَهَجٍ ودُخانٍ وأصواتٍ، فقلتُ: ما هذا يا جِبريلُ؟ قالَ: وهذهِ الشَّياطينُ يَحومونَ على أعيُنِ بَني آدمَ أن لا يَتَفكّروا في مَلَكوتِ السَّماواتِ والأرضِ، ولَولا ذلكَ لَرأتِ العَجائبَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در شب معراج ـ: چون به پايين آمدم و به آسمان دنيا رسيدم، به پايين تر از خود نگريستم. ناگاه با ابر و غبار و دود و هياهويى مواجه شدم. گفتم: اى جبرئيل! اينها چيستند؟ گفت: اينها شيطان هايند كه بر فراز چشمان آدميان مى چرخند تا كه آنان در ملكوت آسمان ها و زمين نينديشند و اگر چنين نبود، شگفتى ها مى ديدند.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 400 ح 31861 نقلاً عن مسند ابن حنبل عن أبي هريرة.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون ابراهيم خليل به سوى ملكوت بالا برده شد ـ و اين، سخن پروردگار من است: «و اين گونه ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم، تا از يقين كنندگان باشد» ـ، خداوندْ ديده او را، آن گاه كه به زير آسمانش بالا برد، چنان نيرويى داد كه زمين و موجودات آشكار و نهان آن را مشاهده كرد. پس، مرد و زنى را در حال زنا ديد. نفرينشان كرد و هر دو هلاك شدند. آن گاه آن دو نفر ديگر را [در اين حال] ديد. آنها را نيز نفرين كرد و هر دو هلاك شدند. باز دو نفر ديگر را ديد و آنها را هم نفرين كرد و هر دو هلاك گشتند. سپس دو تاى ديگر را ديد و خواست نفرينشان كند كه خداوند به او وحى فرمود: «اى ابراهيم! از نفرين بندگان و كنيزان من دست نگه دار؛ زيرا من آمرزنده و مهربان و جبّار و بردبارم. گناهان بندگانم به من زيانى نمى رساند، همچنان كه طاعتشان سودم نمى رساند. من مانند تو نيستم كه براى فرو نشاندن خشمم آنان را تنبيه كنم. پس، نفرين بندگان مرا بس كن؛ چرا كه تو در حقيقت، بنده اى بيم دهنده اى، نه شريك در پادشاهى [من]و نه مراقب بر من و بندگان من. بندگانم در ارتباط با من، سه گونه اند: يا به درگاه من توبه مى كنند و من توبه آنان را مى پذيرم و گناهانشان را مى آمرزم و عيب هايشان را مى پوشانم، يا عذاب خود را از آنها باز مى دارم، به اين دليل كه مى دانم به زودى از پشت هاى آنان نسل هايى مؤمن بيرون مى آيند و از اين رو با پدران كافر، مدارا مى كنم و با مادران كافر، با درنگ و حوصله رفتار مى نمايم و عذابم را از آنها بر مى دارم تا آن مؤمن از پشت آنان بيرون آيد و چون از هم جدا شدند، عذاب من درباره آنان تحقّق مى يابد و بلايم آنان را در ميان مى گيرد، و [يا] اگر نه آن (توبه كننده) بود و نه اين (كسى كه فرزندانى مؤمن به دنيا آورد)، عذابى كه برايشان آماده كرده ام، بزرگ تر از كيفرى است كه تو برايشان مى خواهى؛ زيرا عذاب من براى بندگانم بر حسب جلال و كبرياى من است. پس ـ اى ابراهيم ـ مرا با بندگانم وا گذار؛ چرا كه من از تو، به آنان مهربان ترم و مرا با بندگانم وا گذار؛ چرا كه من جبّار و بردبار و دانا و حكيمم؛ با علم خود، آنان را تدبير مى كنم و قضا و قَدَرم را در ميان آنها به اجرا در مى آورم».