حدیث دربارهملكوت

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في قولهِ تعالى: «ثُمَّ دَنا فتَدَلّى * فكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أو أدْنى» ۱ ـ: ذاكَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، دَنا مِن حُجُبِ النُّورِ فرأى مَلَكوتَ السَّماواتِ، ثُمّ تَدَلّى صلى الله عليه و آله فنَظَرَ مِن تَحتِهِ إلى مَلَكوتِ الأرضِ، حتّى ظَنَّ أنّهُ في القُربِ مِن الأرضِ كَقابِ قَوسَينِ أو أدنى. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ درباره آيه: «سپس نزديك آمد و نزديك تر شد تا [فاصله اش] به قدر [طولِ]دو انتهاى كمان يا نزديك تر شد» ـ: مقصود، پيامبر خداست كه به حجاب هاى نور، نزديك شد و ملكوت آسمان ها را ديد. سپس بسيار نزديك شد و از زير پاى خود به ملكوت زمين نگريست تا حدّى كه گمان كرد با زمين به اندازه فاصله دو سر كمان يا كمتر فاصله دارد.
۱.النجم: 8 و 9.
۲.علل الشرائع: ص 131 ح 1 عن ثابت بن دينار، بحار الأنوار: ج 3 ص 314 ح 8.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون ابراهيم خليل به سوى ملكوت بالا برده شد ـ و اين، سخن پروردگار من است: «و اين گونه ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم، تا از يقين كنندگان باشد» ـ، خداوندْ ديده او را، آن گاه كه به زير آسمانش بالا برد، چنان نيرويى داد كه زمين و موجودات آشكار و نهان آن را مشاهده كرد. پس، مرد و زنى را در حال زنا ديد. نفرينشان كرد و هر دو هلاك شدند. آن گاه آن دو نفر ديگر را [در اين حال] ديد. آنها را نيز نفرين كرد و هر دو هلاك شدند. باز دو نفر ديگر را ديد و آنها را هم نفرين كرد و هر دو هلاك گشتند. سپس دو تاى ديگر را ديد و خواست نفرينشان كند كه خداوند به او وحى فرمود: «اى ابراهيم! از نفرين بندگان و كنيزان من دست نگه دار؛ زيرا من آمرزنده و مهربان و جبّار و بردبارم. گناهان بندگانم به من زيانى نمى رساند، همچنان كه طاعتشان سودم نمى رساند. من مانند تو نيستم كه براى فرو نشاندن خشمم آنان را تنبيه كنم. پس، نفرين بندگان مرا بس كن؛ چرا كه تو در حقيقت، بنده اى بيم دهنده اى، نه شريك در پادشاهى [من]و نه مراقب بر من و بندگان من. بندگانم در ارتباط با من، سه گونه اند: يا به درگاه من توبه مى كنند و من توبه آنان را مى پذيرم و گناهانشان را مى آمرزم و عيب هايشان را مى پوشانم، يا عذاب خود را از آنها باز مى دارم، به اين دليل كه مى دانم به زودى از پشت هاى آنان نسل هايى مؤمن بيرون مى آيند و از اين رو با پدران كافر، مدارا مى كنم و با مادران كافر، با درنگ و حوصله رفتار مى نمايم و عذابم را از آنها بر مى دارم تا آن مؤمن از پشت آنان بيرون آيد و چون از هم جدا شدند، عذاب من درباره آنان تحقّق مى يابد و بلايم آنان را در ميان مى گيرد، و [يا] اگر نه آن (توبه كننده) بود و نه اين (كسى كه فرزندانى مؤمن به دنيا آورد)، عذابى كه برايشان آماده كرده ام، بزرگ تر از كيفرى است كه تو برايشان مى خواهى؛ زيرا عذاب من براى بندگانم بر حسب جلال و كبرياى من است. پس ـ اى ابراهيم ـ مرا با بندگانم وا گذار؛ چرا كه من از تو، به آنان مهربان ترم و مرا با بندگانم وا گذار؛ چرا كه من جبّار و بردبار و دانا و حكيمم؛ با علم خود، آنان را تدبير مى كنم و قضا و قَدَرم را در ميان آنها به اجرا در مى آورم».