حدیث دربارهزيد بن عمرو بن نُفَيل

كمال الدين عن عبد الرحمن بن عبد اللّه [بن] ۱ الحصين التميمي:كمال الدين عن عبد الرحمن بن عبد اللّه [بن] ۲ الحصين التميمي: إنَّ عُمَرَ بنَ الخَطّابِ وسَعيدَ بنَ زَيدٍ قالا: يا رَسولَ اللّهِ أنَستَغفِرُ لِزَيدٍ؟ قالَ: نَعَم، فَاستَغفِروا لَهُ، فَإِنَّهُ يُبعَثُ يَومَ القِيامَةِ اُمَّةً وَحدَهُ. ۳۴
كمال الدينـ به نقل از عبد الرحمان بن عبد اللّه [بن]حُصَين تميمى ـ: عمربن خطّاب و سعيد بن زيد گفتند: اى پيامبر خدا! آيا براى زيد بن عمرو، طلب آمرزش كنيم؟ فرمود: «آرى، برايش طلب آمرزش كنيد. او در روز رستاخيز، به تنهايى به صورت يك امّت، برانگيخته مى شود».
۱.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحارالأنوار.
۲.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحارالأنوار.
۳.كمال الدين: ص 200 ح 42 و ح 43 نحوه، بحار الأنوار: ج 15 ص 205 ح 22؛ المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 497 ح 5856 عن محمّد بن عبداللّه بن الحصين.
۴.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحارالأنوار.

احادیث دیگر این موضوع

۱
اُسْدُ الغابَة:زيد بن حارثه گفت: در يكى از روزهاى گرم مكّه، در حالى كه پيامبر خدا مرا بر تَرك خود سوار كرده بود، بيرون آمديم. در راه به زيد بن عمرو بن نُفَيل برخورديم و هر يك از آن دو به ديگرى سلام گفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى زيد! چرا قومت تو را دشمن مى دارند؟». زيد گفت: به خدا سوگند، اى محمّد! اين دشمنىِ آنان با من، از سرِ خونخواهى نيست؛ بلكه از آن روست كه من، در جستجوى اين دين (دين ابراهيم عليه السلام)، به راه افتادم و نزد عالمان يهودِ خيبر رفتم و ديدم كه آنان، خدا را مى پرستند؛ امّا بدو شرك مى ورزند. با خود گفتم: اين، آن دينى نيست كه من مى جويم. لذا از خيبر رفتم. پيرى از آنان به من گفت: تو سراغِ دينى را مى گيرى كه ما كسى را نمى شناسيم كه با آن، خدا را عبادت كند، مگر پيرمردى در حيره. نزد او رفتم. چون مرا ديد، گفت: تو از كدام مردمى؟ گفتم: من، از اهالى خانه خدايم؛ از سرزمين خار و برگ درخت سَلَم. گفت: آنچه تو در جستجويش هستى، در سرزمين خودت ظهور كرده است. پيامبرى مبعوث شده كه ستاره اش طلوع كرده است و همه كسانى كه تو ديده اى، در گم راهى اند. گفت [م] من، چيزى [از ظهور آن مبعوثْ]احساس نكردم. زيد [بن حارثه] گفت: زيد بن عمرو از دنيا رفت و [سپس، نخستين] وحى بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد. پيامبر صلى الله عليه و آله به زيد [بن حارثه] فرمود: «او در روز رستاخيز، به تنهايى، چونان يك امّت، برانگيخته مى شود».