حدیث دربارهويژگى هاى امّت محمّد در «تورات» و «انجيل»

حلية الأولياء عن سعيد بن أبي هلال:إنَّ عَبدَ اللّهِ بنَ عَمرٍو قالَ لِكَعبٍ: أخبِرني عَن صِفَةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله واُمَّتِهِ. قالَ: أجِدُهُم في كِتابِ اللّهِ تَعالى أنّ أحمَدَ واُمَّتَهُ حَمّادونَ، يَحمَدونَ اللّهَ عز و جل عَلى كُلِّ خَيرٍ وشَرٍّ، يُكَبِّرونَ اللّهَ عَلى كُلِّ شَرَفٍ ۱، ويُسِبِّحونَ اللّهَ في كُلِّ مَنزِلٍ، نِداؤُهُم في جَوِّ السَّماءِ، لَهُم دَوِيٌّ في صَلاتِهِم كَدَوِيِّ النَّحلِ عَلَى الصَّخرِ، يِصُفّونَ فِي الصَّلاةِ كَصُفوفِ المَلائِكَةِ، ويَصُفّونَ فِي القِتالِ كَصُفوفِهِم فِي الصَّلاةِ، إذا غَزَوا في سَبيلِ اللّهِ كانَتِ المَلائِكَةُ بَينَ أيديهِم ومِن خَلفِهِم بِرِماحٍ شِدادٍ، إذا حَضَرُوا الصَّفَّ في سَبيلِ اللّهِ كانَ اللّهُ عَلَيهِم مُظِلّاً ـ وأشارَ بِيَدِهِ ـ كَما تُظِلُّ النُّسورُ عَلى وُكورِها، لا يَتَأَخَّرونَ زَحفاً أبَداً حَتّى يَحضُرَهُم جِبريلُ عليه السلام. ۲
حلية الأولياءـ به نقل از سعيد بن ابى هلال ـ: عبد اللّه بن عمرو به كعب گفت: مرا از اوصاف محمّد صلى الله عليه و آله و امّت او خبر ده. كعب گفت: آنان را در كتاب خداى متعال، چنين مى يابم كه: احمد و امّت او ستايندگان اند و خداى عز و جل را بر هر خوب و بدى مى ستايند. در هر بلندى، خدا را به بزرگى ياد مى كنند و در هر منزلگاهى، خدا را به پاكى مى ستايند. بانگ آنان، در ميان آسمان مى پيچد و در نمازهاشان، همهمه اى چونان همهمه زنبوران عسل در كوهسار دارند. در نماز، همچون صفوف فرشتگان، صف مى بندند و در جنگ، آن گونه صف مى كشند كه در نماز. هر گاه در راه خدا به جنگ بروند، فرشتگان با نيزه هاى محكم، در پيشِ رو و پشتِ سرشان قرار مى گيرند. هر گاه در راه خدا به صف مى ايستند، خداوند بر آنان سايه مى افكنَد (با دستش نشان داد)، آن گونه كه عقاب ها بر لانه هايشان بال مى گسترانند. و هرگز از پيشروى باز نمى ايستند، مگر آن كه جبرئيل عليه السلام به آنان بپيوندد.
۱.الشَّرَفُ: العُلُوّ: (المصباح المنير: ص 310 «شرف»).
۲.حلية الأولياء: ج 5 ص 386.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى عليه السلام زمانى كه تورات بر او نازل شد و آن را خواند و ياد اين امّت را در آن يافت، گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه آخرينِ امّت هايند و [در ورود به بهشت،]پيش گام. آن را امّت من قرار ده. خداوند فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه پيشى گيرنده اند و برايشان شفاعت مى شود. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه اجابت كننده [ى دعوت خدا]و اجابت شونده [ى دعا] هستند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى مى يابم كه انجيل هاى (كتاب هاى آسمانى) آنان در سينه هاى آنهاست و از حفظ، آن را مى خوانند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى مى يابم كه غنيمت مى خورند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى بينم كه صدقه در شكم هاى [نيازمندان] خود جاى مى دهند و براى اين كار، پاداش مى يابند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه هر گاه يكى از آنان، نيّت كار نيك كند و به كار نبندد، براى آن يك ثواب نوشته مى شود و اگر به كار ببندد، ده ثواب برايش نوشته مى شود. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه هر گاه يكى از آنان، نيّت كار بد كند، امّا آن را به كار نبندد، به حسابش نوشته نمى شود و اگر به كار بندد، يك گناه برايش نوشته مى شود. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه همه علوم از اوّل تا آخر به آنان داده مى شود و سردمداران گم راهى و . اين افزوده، برگرفته از الخصائص الكبرى است. مسيح دجّال . در تفسير الطبرى و تفسير ابن كثير، به جاى «مسيح دجّال»، «يك چشمِ دروغگو» آمده است. را مى كُشند. آن را از امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! پس مرا از امّت احمد قرار ده. در اين هنگام، دو امتياز به او داده شد. خداوند فرمود: «اى موسى! تو را با رسالت هايم و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزيدم. پس آنچه را به تو دادم، بگير و از سپاس گزاران باش». موسى عليه السلام گفت: راضى شدم، اى پروردگار!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، شبيه ترينِ مردم به آدم عليه السلام هستم و ابراهيم عليه السلام شبيه ترينِ مردم به من بوده است، هم اخلاقش هم چهره اش. خداوند، از فراز عرش خود، ده نام بر من نهاد و اوصاف مرا بيان فرمود و از زبانِ هر پيامبرى كه به سوى قومش فرستاد، مژده ظهور مرا داد و نامم را بُرد. نام مرا در تورات، نشر داد و نام مرا در ميان پيروان تورات و انجيل پراكَنْد و كتابش را به من آموخت و در آسمانش، مرا رفعت بخشيد و نام مرا از نام هاى خود برگرفت و مرا «محمّد» ناميد و او نامش «محمود» است. مرا در ميان بهترين نسل از امّتم ظاهر گردانيد. نام مرا در تورات، «اَحْيَد» نهاد كه برگرفته از توحيد است و به واسطه توحيد، بدن امّت مرا بر آتش، حرام ساخت. در انجيل، از من با نام «احمد» ياد كرد. پس من در ميان آسمانيان، محمود (ستوده و پسنديده)ام و امّت مرا، حمد كننده قرار داد. در زبور، نامم را «ماحى» نهاد. خداوند عز و جل به واسطه من، بت پرستى را از زمين، محو مى كند. در قرآن، نامم را «محمّد» نهاد. پس در سرتاسر قيامت، قضاوت نهايى از سوى من، پسنديده [و پذيرفته]مى شود و كسى جز من، شفاعت نمى كند.