حدیث دربارهويژگى هاى امّت محمّد در «تورات» و «انجيل»

عنه صلى الله عليه و آلهـ وقَد سُئِلَ أينَ كُنتَ وآدَمُ فِي الجَنَّةِ؟ ـ كُنتُ في صُلبِهِ ۱، وهُبِطَ بي إلَى الأَرضِ في صُلبِهِ. ولَم يَزَلِ اللّهُ عز و جليَنقُلُني مِن الأَصلابِ الطَّيِّبَةِ إلَى الأَرحامِ الطّاهِرَةِ. وأَثبَتَ فِي التَّوراةِ وَالإِنجيلِ ذِكري، ورَقى بي إلى سَمائِهِ، وشَقَّ لِيَ اسما مِن أسمائِهِ الحُسنى، اُمَّتِيَ الحَمّادونَ، فَذُو العَرشِ مَحمودٌ وأنَا مُحَمَّدٌ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى از ايشان سؤال شد: آن گاه كه آدم عليه السلام در بهشت بود، كجا بودى؟ ـ: در پشت او، و در همان پشتِ او [همراه با آدم عليه السلام] به زمين فرود آورده شدم. و از آن پس، پيوسته، خداى عز و جل مرا از پشت هاى پاك به زِهدان هاى پاك، منتقل مى كرد. در تورات و انجيل، نام مرا آورد و مرا به آسمان خويش، بالا بُرد و از نام هاى نيكويش، نامى براى من مشتق ساخت. امّت من، «حمّادون (ستايندگان)»اند و خداوندگار عرش، «محمود» است و من، «محمّد»م.
۱.الصُّلْب: الظهر (النهاية: ج 3 ص 44 «صلب»).
۲.الأمالي للصدوق: ص 723 ح 989 عن يحيى بن أبي إسحاق عن الإمام الصادق عن أبيه عن جده عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 314 ح 2.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى عليه السلام زمانى كه تورات بر او نازل شد و آن را خواند و ياد اين امّت را در آن يافت، گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه آخرينِ امّت هايند و [در ورود به بهشت،]پيش گام. آن را امّت من قرار ده. خداوند فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه پيشى گيرنده اند و برايشان شفاعت مى شود. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه اجابت كننده [ى دعوت خدا]و اجابت شونده [ى دعا] هستند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى مى يابم كه انجيل هاى (كتاب هاى آسمانى) آنان در سينه هاى آنهاست و از حفظ، آن را مى خوانند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى مى يابم كه غنيمت مى خورند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى بينم كه صدقه در شكم هاى [نيازمندان] خود جاى مى دهند و براى اين كار، پاداش مى يابند. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه هر گاه يكى از آنان، نيّت كار نيك كند و به كار نبندد، براى آن يك ثواب نوشته مى شود و اگر به كار ببندد، ده ثواب برايش نوشته مى شود. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه هر گاه يكى از آنان، نيّت كار بد كند، امّا آن را به كار نبندد، به حسابش نوشته نمى شود و اگر به كار بندد، يك گناه برايش نوشته مى شود. آن را امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! من در الواح، امّتى را مى يابم كه همه علوم از اوّل تا آخر به آنان داده مى شود و سردمداران گم راهى و . اين افزوده، برگرفته از الخصائص الكبرى است. مسيح دجّال . در تفسير الطبرى و تفسير ابن كثير، به جاى «مسيح دجّال»، «يك چشمِ دروغگو» آمده است. را مى كُشند. آن را از امّت من قرار ده. فرمود: «آن، امّت احمد است». گفت: پروردگارا! پس مرا از امّت احمد قرار ده. در اين هنگام، دو امتياز به او داده شد. خداوند فرمود: «اى موسى! تو را با رسالت هايم و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزيدم. پس آنچه را به تو دادم، بگير و از سپاس گزاران باش». موسى عليه السلام گفت: راضى شدم، اى پروردگار!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، شبيه ترينِ مردم به آدم عليه السلام هستم و ابراهيم عليه السلام شبيه ترينِ مردم به من بوده است، هم اخلاقش هم چهره اش. خداوند، از فراز عرش خود، ده نام بر من نهاد و اوصاف مرا بيان فرمود و از زبانِ هر پيامبرى كه به سوى قومش فرستاد، مژده ظهور مرا داد و نامم را بُرد. نام مرا در تورات، نشر داد و نام مرا در ميان پيروان تورات و انجيل پراكَنْد و كتابش را به من آموخت و در آسمانش، مرا رفعت بخشيد و نام مرا از نام هاى خود برگرفت و مرا «محمّد» ناميد و او نامش «محمود» است. مرا در ميان بهترين نسل از امّتم ظاهر گردانيد. نام مرا در تورات، «اَحْيَد» نهاد كه برگرفته از توحيد است و به واسطه توحيد، بدن امّت مرا بر آتش، حرام ساخت. در انجيل، از من با نام «احمد» ياد كرد. پس من در ميان آسمانيان، محمود (ستوده و پسنديده)ام و امّت مرا، حمد كننده قرار داد. در زبور، نامم را «ماحى» نهاد. خداوند عز و جل به واسطه من، بت پرستى را از زمين، محو مى كند. در قرآن، نامم را «محمّد» نهاد. پس در سرتاسر قيامت، قضاوت نهايى از سوى من، پسنديده [و پذيرفته]مى شود و كسى جز من، شفاعت نمى كند.