حدیث دربارهاُمّ سلمه

تاريخ دمشق عن عَمرَة بِنتُ أفعى:سَمِعتُ اُمَّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللّهُ عَنها تَقولُ: نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ في بَيتي: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» وفي البَيتِ سَبعَةٌ: جَبرَئيلُ، وميكائيلُ، ورَسولُ اللّهِ، وعَلِيٌّ، وفاطِمَةُ، والحَسَنُ، والحُسَينُ عليهم السلام، قالَت: وأنَا عَلى بابِ البَيتِ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ ألَستُ مِن أهلِ البَيتِ؟ قالَ: إنَّكِ عَلى خَيرٍ، إنَّكِ مِن أزواجِ النَّبِيِّ، وما قالَ: إنَّكِ مِن أهلِ البَيتِ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از عَمره دختر اَفعى ـ: از امّ سلمه شنيدم كه مى گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، در خانه من نازل شد و اين، در حالى بود كه هفت نفر در خانه بودند: جبرئيل، ميكائيل، پيامبر خدا، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام. من بر درِ خانه بودم. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا من در شمارِ اهل بيت نيستم؟ فرمود: «تو بر خير هستى.تو از همسران پيامبرى»؛ ولى نفرمود: تو در شمارِ اهل بيت هستى.
۱.تاريخ دمشق: ج14 ص143؛ الخصال: ص 403 ح 113، بحارالأنوار: ج 35 ص 209 ح 9.

احادیث دیگر این موضوع

۸
تفسير الطبرىـ به نقل از حَكيم بن سعد ـ: نزد امّ سلمه از على بن ابى طالب عليه السلام نام برديم. امّ سلمه گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، درباره او نازل شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه من آمد و گفت: «به هيچ كس اجازه ورود نده». پس فاطمه عليهاالسلام آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم. به دنبال او حسن عليه السلام آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّش و مادرش جلوگيرى كنم. سپس، حسين عليه السلام آمد و جلوى او را نيز نتوانستم بگيرم. همه آنها بر گليمى گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله حلقه زدند و پيامبر خدا، عبايى را كه بر دوش داشت، بر آنها افكند و سپس فرمود: «اينان، اهل بيت من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». پس هنگامى كه بر گِليم، حلقه زده بودند اين آيه نازل شد. گفتم: اى پيامبر خدا! من چه؟ به خدا سوگند، پيامبر صلى الله عليه و آله نفرمود: آرى؛ بلكه گفت: «تو بر خير (در راهى درست) هستى».