حدیث دربارهاُمّ سلمه

تفسير الطبريّ عن أبي هُرَيرَةَ عَن اُمِّ سَلَمَةَ:جاءَت فاطِمَةُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِبُرمَةٍ ۱ لَها قَد صَنَعَت فيها عَصيدَةً تُحِلُّها ۲ عَلى طَبَقٍ، فَوَضَعَتهُ بَينَ يَدَيهِ، فَقالَ: أينَ ابنُ عَمِّكِ وابناكِ؟ فَقالَت: فِي البَيتِ، فَقالَ: ادعيهِم. فَجاءَت إلى عَلِيٍّ، فَقالَت: أجِبِ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله أنتَ وابناكَ. قالَت اُمُّ سَلَمَةَ: فَلَمّا رَآهُم مُقبِلينَ مَدَّ يَدَهُ إلى كِساءٍ كانَ عَلَى المَنامَةِ، فَمَدَّهُ وبَسَطَهُ وأجلَسَهُم عَلَيهِ، ثُمَّ أخَذَ بِأَطرافِ الكِساءِ الأَربَعَةِ بِشِمالِهِ، فَضَمَّهُ فَوقَ رُؤوسِهِم وأومَأَ بِيَدِهِ اليُمنى إلى رَبِّهِ، فَقالَ: هؤُلاءِ أهلُ البَيتِ، فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا. ۳
تفسير الطبرىـ به نقل از ابو هريره، از امّ سلمه ـ: فاطمه عليهاالسلام با ديگى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد كه در آن، كاچى درست كرده بود و آن را بر طَبَقى حمل مى كرد. آن را در پيش روى ايشان نهاد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پسرعمو و دو پسرت كجايند؟». گفت: در خانه هستند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آنها را فرا بخوان». فاطمه عليهاالسلام نزد على عليه السلام آمد و گفت: تو و دو پسرت به پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ گوييد. پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه آنها را در حالِ آمدن ديد، دستش را دراز كرد تا عبايى را كه بر بستر داشت، برگيرد. پيامبر صلى الله عليه و آله عبا را گستراند و آنها را بر آن نشاند و سپس، چهار طرف عبا را با دست چپ گرفت و آن را بر سرِ ايشان انداخت و با دست راست به درگاه خداوندى اشاره كرد و گفت: «اينان، اهل بيت هستند. پس پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان».
۱.البرمة: القِدر مطلقًا، وهي في الأصل المتّخذة من الحجر المعروف بالحجاز واليمن (النهاية: ج1 ص121).
۲.كذا في النسخة المطبوعة، والظاهر أنَّ الأصحّ: «تحملها».
۳.تفسير الطبريّ: ج 12 الجزء 22 ص 7.

احادیث دیگر این موضوع

۸
تفسير الطبرىـ به نقل از حَكيم بن سعد ـ: نزد امّ سلمه از على بن ابى طالب عليه السلام نام برديم. امّ سلمه گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، درباره او نازل شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه من آمد و گفت: «به هيچ كس اجازه ورود نده». پس فاطمه عليهاالسلام آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم. به دنبال او حسن عليه السلام آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّش و مادرش جلوگيرى كنم. سپس، حسين عليه السلام آمد و جلوى او را نيز نتوانستم بگيرم. همه آنها بر گليمى گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله حلقه زدند و پيامبر خدا، عبايى را كه بر دوش داشت، بر آنها افكند و سپس فرمود: «اينان، اهل بيت من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». پس هنگامى كه بر گِليم، حلقه زده بودند اين آيه نازل شد. گفتم: اى پيامبر خدا! من چه؟ به خدا سوگند، پيامبر صلى الله عليه و آله نفرمود: آرى؛ بلكه گفت: «تو بر خير (در راهى درست) هستى».