حدیث دربارهاُمّ سلمه

تفسير الطبري عَن اُمِّ سَلَمَةَ:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عِندي وعَلِيٌّ وفاطِمَةُ والحَسَنُ والحُسَينُ، فَجَعَلتُ لَهُم خَزيرَةٌ ۱، فَأَكَلوا وناموا، وغَطّى عَلَيهِم عَباءَةً أو قَطيفَةً، ثُمَّ قال: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي، أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا. ۲
تفسير الطبرىـ به نقل از امّ سلمه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله نزد من بود و على، فاطمه، حسن وحسين عليهم السلام در خانه ما بودند. من براى آنان سبوسابه ۳ تهيّه كردم. آنها غذا خوردند وخوابيدند. پيامبر صلى الله عليه و آله عبا يا قطيفه اى را بر آنها كشيد و سپس فرمود: «بار خدايا! اينان، اهل بيت من اند. هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان».
۱.الخزيرة: مرقة، وهي أن تصفَّى بُلالة النخالة ثمّ تطبخ (لسان العرب: ج4 ص237).
۲.تفسير الطبريّ: ج 12 الجزء 22 ص 6.
۳.. پوره گندم؛ حَريره گندم؛ خوراكى از سَبوس خيسانده.

احادیث دیگر این موضوع

۸
تفسير الطبرىـ به نقل از حَكيم بن سعد ـ: نزد امّ سلمه از على بن ابى طالب عليه السلام نام برديم. امّ سلمه گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، درباره او نازل شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه من آمد و گفت: «به هيچ كس اجازه ورود نده». پس فاطمه عليهاالسلام آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم. به دنبال او حسن عليه السلام آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّش و مادرش جلوگيرى كنم. سپس، حسين عليه السلام آمد و جلوى او را نيز نتوانستم بگيرم. همه آنها بر گليمى گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله حلقه زدند و پيامبر خدا، عبايى را كه بر دوش داشت، بر آنها افكند و سپس فرمود: «اينان، اهل بيت من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». پس هنگامى كه بر گِليم، حلقه زده بودند اين آيه نازل شد. گفتم: اى پيامبر خدا! من چه؟ به خدا سوگند، پيامبر صلى الله عليه و آله نفرمود: آرى؛ بلكه گفت: «تو بر خير (در راهى درست) هستى».