حدیث دربارهاُمّ سلمه

مسند ابن حنبل عن شَهر بن حَوشَبٍ عَن اُمِّ سَلَمَةَ:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله جَلَّلَ عَلى عَلِيٍّ وحَسَنٍ وحُسَينٍ وفاطِمَةَ كِساءً، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي وخاصَّتي، اللّهُمَّ أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا. فَقالَت اُمُّ سَلَمَةَ: وأنَا مِنهُم؟ قالَ: إنَّكِ إلى خَيرٍ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از شهر بن حَوشَب، از امّ سلمه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله عبايى بر على، حسن، حسين و فاطمه عليهم السلام افكند و سپس فرمود: «بار خدايا! اينان، اهل بيت و خواصّ من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». گفت [م]: آيا من از ايشانم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تو بر خير هستى».
۱.مسند ابن حنبل: ج 10 ص 197 ح 26659، سنن الترمذيّ: ج 5 ص 699 ح 3871 وفيه «أنا معهم يا رسول اللّه؟».

احادیث دیگر این موضوع

۸
تفسير الطبرىـ به نقل از حَكيم بن سعد ـ: نزد امّ سلمه از على بن ابى طالب عليه السلام نام برديم. امّ سلمه گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، درباره او نازل شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه من آمد و گفت: «به هيچ كس اجازه ورود نده». پس فاطمه عليهاالسلام آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم. به دنبال او حسن عليه السلام آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّش و مادرش جلوگيرى كنم. سپس، حسين عليه السلام آمد و جلوى او را نيز نتوانستم بگيرم. همه آنها بر گليمى گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله حلقه زدند و پيامبر خدا، عبايى را كه بر دوش داشت، بر آنها افكند و سپس فرمود: «اينان، اهل بيت من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». پس هنگامى كه بر گِليم، حلقه زده بودند اين آيه نازل شد. گفتم: اى پيامبر خدا! من چه؟ به خدا سوگند، پيامبر صلى الله عليه و آله نفرمود: آرى؛ بلكه گفت: «تو بر خير (در راهى درست) هستى».