حدیث دربارهاُمّ سلمه

تاريخ دمشق عن أبي سَعيدٍ الخُدرِيّ عن اُمّ سَلَمَة:نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ في بَيتي: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» . قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ألَستُ مِن أهلِ البَيتِ؟ قالَ: إنَّكِ إلى خَيرٍ، إنَّكِ مِن أزواجِ رَسولِ اللّهِ. قالَت: وأهلُ البَيتِ عليهم السلام رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعَلِيٌّ وفاطِمَةُ والحَسَنُ والحُسَينُ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو سعيد خُدرى، از امّ سلمه ـ: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، در خانه من نازل شد. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا من از اهل بيت نيستم؟ فرمود: «تو بر خيرى (در راهى درستى). تو از همسران پيامبر خدا هستى». اهل بيت، پيامبر خدا و على و فاطمه و حسن و حسين هستند.
۱.تاريخ دمشق: ج13 ص207.

احادیث دیگر این موضوع

۸
تفسير الطبرىـ به نقل از حَكيم بن سعد ـ: نزد امّ سلمه از على بن ابى طالب عليه السلام نام برديم. امّ سلمه گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، درباره او نازل شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه من آمد و گفت: «به هيچ كس اجازه ورود نده». پس فاطمه عليهاالسلام آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم. به دنبال او حسن عليه السلام آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّش و مادرش جلوگيرى كنم. سپس، حسين عليه السلام آمد و جلوى او را نيز نتوانستم بگيرم. همه آنها بر گليمى گِرد پيامبر صلى الله عليه و آله حلقه زدند و پيامبر خدا، عبايى را كه بر دوش داشت، بر آنها افكند و سپس فرمود: «اينان، اهل بيت من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». پس هنگامى كه بر گِليم، حلقه زده بودند اين آيه نازل شد. گفتم: اى پيامبر خدا! من چه؟ به خدا سوگند، پيامبر صلى الله عليه و آله نفرمود: آرى؛ بلكه گفت: «تو بر خير (در راهى درست) هستى».