حدیث دربارهحديث ثقلين، به روايت اهل سنّت

سنن الدارمي عن زيد بن أرقم:قامَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَوما خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: يا أَيُّهَا النّاسُ، إنَّما أنَا بَشَرٌ يُوشِكَ أن يَأتِيَني رَسولُ رَبّي فَاُجيبَهُ، وإنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ، أوَّلُهُما كِتابُ اللّهِ فيهِ الهُدى وَالنُّورُ، فَتَمَسَّكوا بِكِتابِ اللّهِ وخُذوا بِهِ، فَحَثَّ عَلَيهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلَ بَيتي، اُذكِّركُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ۱
سنن الدارمىـ به نقل از زيد بن اَرقم ـ: پيامبر خدا، روزى براى ما به ايراد خطبه پرداخت و خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود: «اى مردم! من هم يك بشر هستم، و زود است كه پيك پروردگارم نزد من آيد و اجابتش كنم. پس در ميان شما دو چيز گران بر جاى مى نهم: نخستين آنها، كتاب خداست كه در آن، راهنمايى و روشنايى است. پس به كتاب خدا چنگ زنيد و آن را از دست مَنَهيد». سپس به آن ترغيب و تشويق كرد و آن گاه فرمود: «و [ديگرى] اهل بيتم. خداى را درباره اهل بيتم به شما يادآور مى شوم». اين جمله را سه بار فرمود.
۱.سنن الدارمي: ج 2 ص 889 ح 3198؛ الطرائف: ص 122 ح 186، بحار الأنوار: ج 23 ص 108 ذيل ح 10.

احادیث دیگر این موضوع

۶
صحيح مسلمـ به نقل از يزيد بن حيّان ـ: من و حُصين بن سَبره و عُمر بن مسلم، نزد زيد بن ارقم رفتيم. چون نشستيم، حُصين به او گفت: اى زيد! تو توفيقات فراوانى داشته اى: پيامبر خدا را ديده اى، حديثش را شنيده اى، با او به نبرد رفته اى، پشتِ سرش نماز خوانده اى. اى زيد! به راستى كه تو توفيقات فراوانى داشته اى. اى زيد! آنچه از پيامبر خدا شنيده اى، براى ما باز گو. زيد گفت: اى برادر زاده! به خدا سنّم بالا رفته و سال خورده گشته ام و پاره اى از مطالبى را كه از پيامبر خدا به ياد داشته ام، فراموش كرده ام. پس، آنچه را براى شما بازگو كردم، بپذيريد و آنچه را نگفتم، به زور از من نخواهيد. سپس گفت: روزى پيامبر خدا در آبگاهى به نام خُم، واقع در ميان مكّه و مدينه، براى ما به ايراد خطبه پرداخت و نخست، حمد و ثناى خدا به جاى آورد و پند و اندرز داد و آن گاه فرمود: «امّا بعد، اى مردم! من نيز يك بشر هستم و فردا كه پيك پروردگارم بيايد، اجابتش مى كنم. من دو چيز گران بها در ميان شما بر جاى مى گذارم: نخستين آنها، كتاب خداست كه در آن، هدايت و نور است. پس، كتاب خدا را بگيريد و بدان چنگ زنيد». آن گاه، به كتاب خدا تشويق و ترغيب كرد و سپس فرمود: «و [ديگر]، اهل بيتم. خدا را يادآورى مى كنم درباره اهل بيتم؛ خدا را يادآورى مى كنم درباره اهل بيتم؛ خدا را يادآورى مى كنم درباره اهل بيتم!».