عايشه

4 حدیث
الإمام زين العابدين عليه السلام عَن اُمِّ سَلَمَةَ:نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ في بَيتي وفي يَومي، كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندي فَدَعا عَلِيًّا وفاطِمَةَ والحَسَنَ والحُسَينَ، وجاءَ جَبرَئيلُ فَمَدَّ عَلَيهِم كِساءً فَدَكِيًّا ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي، اللّهُمَّ أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا. قالَ جَبرَئيلُ: وأنَا مِنكُم يا مُحَمَّدُ؟ فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: وأنتَ مِنّا يا جَبرَئيلُ. قالَت اُمُّ سَلَمَةَ: فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، وأنَا مِن أهلِ بَيتِكَ، وجِئتُ لِأَدخُلَ مَعَهُم، فَقالَ: كوني مَكانَكِ يا اُمَّ سَلَمَةَ، إنَّكِ إلى خَيرٍ، أنتِ مِن أزواجِ نَبِيِّ اللّهِ. فَقالَ جَبرَئيلُ: اِقرَأْ يا مُحَمَّدُ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ

امام زين العابدينـ به نقل از امّ سلمه ـ: اين آيه (آيه تطهير) در خانه من و در روزى كه پيامبر خدا در خانه من بود، نازل شد. پيامبر صلى الله عليه و آله نزد من بود كه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند. جبرئيل عليه السلام هم آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله عباى فدكى را بر آنها گستراند و سپس فرمود: «بار خدايا! اينان، اهل بيت من هستند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». جبرئيل عليه السلام گفت: اى محمّد! آيا من هم از شمايم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تو نيز از مايى، اى جبرئيل!». من گفتم: اى پيامبر خدا! من هم از اهل بيت تو هستم. و پيش رفتم تا در كنار آنها باشم. فرمود: «در جاى خود باش، اى امّ سلمه! تو بر خير هستى. تو از همسران پيامبر

۱.الأمالي للطوسي: ص 368 ح 783 عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 35 ص 208 ح 6.
صحيح مسلم عن عائشة:خَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله غَداةً وعَلَيهِ مِرطٌ مُرَحَّلٌ ۱ مِن شَعرٍ أسوَدَ، فَجاءَ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ فَأَدخَلَهُ، ثُمَّ جاءَ الحُسَينُ فَدَخَل مَعَهُ، ثُمَّ جاءَت فاطِمَةُ فَأَدخَلَها، ثُمَّ جاءَ عَلِيٌّ فَأَدخَلَهُ، ثُمَّ قالَ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» . ۲
صحيح مسلمـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بامداد خارج شد، در حالى كه پوشش پشمىِ نقشدارى از موى سياه بر تن داشت. پس حسن بن على عليهماالسلامآمد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را در زير آن، جاى داد. به دنبال او حسين عليه السلام آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را نيز در زير آن، جاى داد. در پىِ او فاطمه عليهاالسلام آمد كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را نيز در زير پوشش خود، جا داد. سرانجام، على عليه السلام آمد كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را نيز در زير پوشش خود، جا داد. سپس فرمود: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» .
۱.مِرط مُرحَّل: إزار خزٍّ فيه عَلَم، وسمّي مُرَحَّلاً لِما عليه من تصاوير رَحْل وما ضاهاه (لسان العرب: ج11 ص 278).
۲.صحيح مسلم: ج 4 ص 1883 ح 2424.
الأمالي للصدوق عن التَّميمِيّ:دَخَلتُ عَلى عائِشَةَ فَحَدَّثَتنا أنَّها رَأت رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله دَعا عَلِيًّا وفاطِمَةَ والحَسَنَ والحُسَينَ عليهم السلام فَقالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا. ۱
الأمالى، صدوقـ به نقل از تميمى ـ: بر عايشه وارد شدم. او به ما گفت: پيامبر خدا را ديده است كه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را فرا خوانده و گفته است: «بار خدايا! اينان، اهل بيت من اند. پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان».
۱.الأمالي للصدوق: ص 382 ح 5، بحارالأنوار: ج 35 ص 210 ح 10.
تاريخ دمشق عن جُمَيع بن عُمَيرٍ:۱: دَخَلتُ مَعَ اُمّي عَلى عائِشَةَ، قالَت: أخبِريني كَيفَ كانَ حُبُّ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِعَلِيٍّ؟ فَقالَت عائِشَةُ: كانَ أحَبَّ الرِّجالِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، لَقَد رَأَيتُهُ وقَد أدخَلَهُ تَحتَ ثَوبِهِ، وفاطِمَةَ وحَسَنًا وحُسَينًا، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي، اللّهُمَّ أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا. قالَت: فَذَهَبتُ لِاُدخِلَ رَأسي فَدَفَعَني، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أوَلَستُ مِن أهلِكَ؟ قالَ: إنَّكِ عَلى خَيرٍ، إنَّكِ عَلى خَيرٍ. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از جُمَيع بن عُمَير ـ: با مادرم بر عايشه وارد شديم. [مادرم]گفت: به من بگو محبّت پيامبر خدا نسبت به على چگونه بود؟ عايشه به او گفت: او در ميان مردان، محبوب ترين كس در نزد پيامبر خدا بود. من ديدم كه او را به همراه فاطمه، حسن و حسين، زير جامه خود گرفت و سپس گفت: «بار خدايا! اينان، اهل بيت من اند. بار خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». من هم پيش رفتم تا سرم را زير جامه كنم؛ ولى مرا پس زد. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: «تو بر خير هستى. تو بر خير هستى».
۱.في تاريخ دمشق «عمير بن جميع» وهو تصحيف، وأثبتنا الصواب الموافق لما في باقي المصادر، والذي ضبطه ابن حجر في تهذيب التهذيب: ج 2 ص 96 الرقم 177 بقوله «جميع بن عمير التيميّ الكوفيّ» روى عن عائشة، وروى عنه العوّام بن حوشب.
۲.تاريخ دمشق: ج 42 ص 260 وراجع: مجمع البيان: ج 8 ص 559.