مفاسد فرهنگى و اقتصادى

33 حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ في كِتابِهِ لِلأَشتَرِ ـ: اِجعَل لِذَوِي الحاجاتِ مِنكَ قِسما تُفَرِّغُ لَهُم فيهِ شَخصَكَ، وتَجلِسُ لَهُم مَجلِسا عامّا، فَتَتَواضَعُ فيهِ للّهِِ الَّذي خَلَقَكَ، وتُقعِدُ عَنهُم جُندَكَ وأَعوانَكَ مِن أحراسِكَ وشُرَطِكَ، حَتّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُم غيرَ مُتَتَعتِعٍ، فَإِنّي سَمِعتُ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ في غَيرِ مَوطِنٍ: «لَن تُقَدَّسَ اُمّةٌ لا يُؤخَذُ لِلضَّعيفِ فيها حَقُّهُ مِنَ القَوِيِّ غَيرَ مُتَتَعتِعٍ». ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اش به مالك اشتر ـ: براى آنان كه با تو كار دارند، وقتى بگذار تا در آن وقت، شخصا به نيازهاى آنان رسيدگى كنى و به آنان، بارِ عام بده و در آن مجلس، براى خدايى كه تو را آفريده است، فروتن باش و سربازان و محافظان خود را از آنان دور بدار، تا آن كه مى خواهد با تو سخن بگويد، بدون اضطراب، سخنش را بگويد؛ زيرا من، بارها از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود: «امّتى كه در آن، حقّ ناتوان از زورمند، بدون ترس و لرز، ستانْده نشود، هر گز خوش بخت نمى شود».
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53، بحار الأنوار: ج 33 ص 608 ح 744.
المعجم الكبير عن يحيى بن جعدة بن هبيرة عن ابن مسعود:لَمّا قَدِمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله المَدينَةَ أقطَعَ الدّورَ، وَأَقطَعَ ابنَ مَسعودٍ فيمَن أقطَعَ، فَقالَ لَهُ أصحابُهُ: يا رَسولَ اللّهِ نَكِّبهُ عَنّا ۱، قالَ: فَلِمَ بَعَثَنِيَ اللّهُ إذا؟ إنَّ اللّهَ عز و جل لا يُقَدِّسُ اُمَّةً لا يُعطونَ الضَّعيفَ مِنهُم حَقَّهُ. ۲
المعجم الكبيرـ به نقل از يحيى بن جَعدة بن هُبَيره، درباره ابن مسعود ـ: چون پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه آمد، خانه ها را تقسيم كرد. ۳ و ابن مسعود [كه فقير و ضعيف بود]، از جمله كسانى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او سهمى بخشيد. ياران ايشان گفتند: اى پيامبر خدا! او را از ما دور كن. فرمود: «پس، خداوند براى چه مرا به پيامبرى برانگيخت؟ خداوند عز و جل امّتى را كه حقّ ضعيف خود را ندهند، به خوش بختى نمى رسانَد».
۱.نَكِّب عنّا [فلانا]: أي نحِّهِ عنّا (النهاية: ج 5 ص 112 «نكب»).
۲.المعجم الكبير: ج 10 ص 222 ح 10534.
۳.. يعنى مهاجران را با رضايت انصار، در خانه هاى آنان، سكونت داد (نيل الأوطار: ج 6 ص 56).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي أخافُ عَلَيكُم ثَلاثاً وهُنَّ كائِناتٌ: زَلَّةُ ۱ عالِمٍ، وجِدالُ مُنافِقٍ بِالقُرآنِ، ودُنيا تُفَتحُ عَلَيكُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، از سه چيز بر شما مى ترسم و اين سه چيز، تحقّق خواهند يافت: لغزش عالم، ستيزه كردن منافق به وسيله قرآن، و دنيايى كه به روى شما گشوده مى شود.
۱.الزَّلَلُ: الخطأُ والذنب (النهاية: ج 2 ص 310 «زلل»).
۲.المعجم الأوسط: ج 6 ص 342 ح 6575 عن معاذ بن جبل.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّما أتَخَوَّفُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي ثَلاثَ خِصالٍ: أن يَتَأَوَّلُوا القُرآنَ عَلى غَيرِ تَأويلِهِ، أو يَتَّبِعوا زَلَّةَ العالِمِ، أو يَظهَرَ فيهِم المَالُ حَتّى يَطغَوا ويَبطَروا! وَ سَاُنَبِّئُكُمُ المَخرَجَ مِن ذلِكَ: أمَّا القُرآنُ فَاعمَلوا بِحُكمِهِ وآمِنوا بِمُتشابِهِهِ، وأمَّا العالِمُ فَانتَظِروا فَيأَتَهُ ۱ ولا تَتَّبِعوا زَلَّتَهُ، وأَمَّا المالُ فَإِنَّ المَخرَجَ مِنهُ شُكرُ النِّعمَةِ وأَداءُ حَقِّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من براى امّتم بعد از خود، از سه چيز بيمناكم: اين كه قرآن را بر خلاف مقصودش تأويل كنند، يا از لغزش عالِم پيروى كنند، يا به چنان مال و ثروتى برسند كه دچار سركشى و سرمستى شوند. و راه خارج شدن از اين سه گرفتارى را هم به شما مى گويم. امّا قرآن؛ به محكمات آن عمل كنيد و به متشابهاتش ايمان آوريد. امّا عالم؛ منتظر بازگشتش [از لغزش و باز آمدن به مسير درست] بمانيد و از لغزش او پيروى نكنيد. امّا مال؛ برون شدن از آن، به گزاردن شكر نعمت است و پرداخت حقّش.
۱.الفَيءُ: الرجوع (النهاية: ج 3 ص 482 «فيأ»).
۲.الخصال: ص 164 ح 216 عن محمّد بن كعب، بحارالأنوار: ج 2 ص 42 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آله:أكثَرُ ما أَتَخَوَّفُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي رَجُلٌ يَتَأَوَّلُ القُرآنَ يَضَعُهُ عَلى غَيرِ مَواضِعِهِ، ورَجُلٌ يَرى أنَّهُ أحَقُّ بِهذَا الأَمرِ مِن غَيرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيشترين ترس من براى امّتم پس از من، يكى مردى است كه قرآن را نابه جا تأويل كند و ديگر، مردى كه خود را به اين كار، سزاوارتر از ديگرى بداند.
۱.المعجم الأوسط: ج 2 ص 242 ح 1865 عن عمر بن الخطّاب؛ منية المريد: ص 369 وليس فيه ذيله من «ورجل.».
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي أخافُ عَلَيكُمُ استِخفافاً بِالدّينِ، وبَيعَ الحُكمِ، وقَطيعَةَ الرَّحِمِ، وأَن تَتَّخِذُوا القُرآنَ مَزاميرَ، وتُقَدِّموا أحَدَكُم ولَيسَ بِأَفضَلِكُم فِي الدّينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ترس من براى شما، از اين است كه دين را سبُك بشماريد، حُكم را [با رشوه گرفتن]بفروشيد، پيوندهاى خويشى را ببريد، قرآن را چونان مزامير (سرودهاى مذهبى) قرار دهيد وآن كسِ خود را كه برترينِ شما در دين نيست، پيشوا (/ امام جماعت) گردانيد.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 42 ح 140 عن داوود بن سليمان الفراء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 22 ص 452 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي أخافُ عَلى اُمَّتِي اثنَتَينِ: القُرآنَ وَاللَّبَنَ ۱؛ أمَّا اللَّبَنُ، فَيَبتَغونَ الرّيفَ ويَتَّبِعونَ الشَّهَواتِ ويَترُكونَ الصَّلَواتِ، وأَمَّا القُرآنُ، فَيَتَعَلَّمُهُ المُنافِقونَ فَيُجادِلونَ بِهِ المُؤمِنينَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من بر امّتم از دو چيز مى ترسم: قرآن و شير. ۳ امّا شير؛ چون [به خاطر آن]در جستجوى روستاها و مزارع برمى آيند و از شهوات، پيروى مى كنند و نمازها را فرو مى گذارند؛ و امّا قرآن؛ چون منافقان، آن را فرا مى گيرند و به وسيله آن با مؤمنان، ستيزه مى كنند.
۱.قال ابن الأثير: ومنه الحديث «سيهلك من اُمّتى. أهل اللبن». قال الحربي: أظنُّهُ أراد: يتباعدون عن الأمصار وعن صلاة الجماعة، ويطلبون مواضع اللَّبن في المراعي والبوادي (النهاية: ج 4 ص 228 «لبن»).
۲.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 142 ح 17426 عن عقبة بن عامر.
۳.. ابن اثير مى گويد: از همين باب است حديث: «به زودى، اهل لَبَن از امّت من، هلاك خواهند شد». حربى مى گويد: «به گمانم مراد ايشان، اين است كه: از شهرها و از نماز جماعت، فاصله خواهند گرفت و به جايگاه هاى [توليد] شير در چراگاه ها و باديه ها مى روند». خلاصه منظور، اين است كه مسلمانان، دوباره به باديه ها و روستاها باز خواهند گشت و مَدنيّت خويش را از دست خواهند داد.
عنه صلى الله عليه و آله:أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي زَلّاتُ العُلَماءِ، ومَيلُ الحُكَماءِ، وسُوءُ التَّأويلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيشترين ترس من براى امّتم از لغزش هاى عالمان، جانبدارى داوران و تفسيرهاى نادرست [از قرآن] است.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 227.
عنه صلى الله عليه و آله:أشَدُّ ما يُتَخَوَّفُ عَلى اُمَّتي ثَلاثَةٌ: زَلَّةُ عالِمٍ، أو جِدالُ مُنافِقٍ بِالقُرآنِ، أو دُنيا تَقطَعُ رِقابَكُم، فَاتَّهِموها عَلى أنفُسِكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدترين چيزى كه از آن بر امّتم مى ترسم، سه چيز است: لغزش عالم، يا مجادله كردن منافق به وسيله قرآن، يا دنيايى كه گردن هاى شما را قطع مى كند. پس، از دنيا بر خود بترسيد.
۱.الخصال: ص 163 ح 214 عن ابن عمر، بحارالأنوار: ج 2 ص 49 ح 12.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن سَلِمَ مِن اُمَّتي مِن أربَعِ خِصالٍ فَلَهُ الجَنَّةُ: مِنَ الدُّخولِ فِي الدُّنيا، وَاتِّباعِ الهَوى، وشَهوَةِ البَطنِ، وشَهوَةِ الفَرجِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از افراد امّتم از چهار چيز در امان بمانَد، بهشت، از آنِ اوست: از در آمدن به دنيا، پيروى هوس، شهوت شكم، و شهوت جنسى.
۱.الخصال: ص 223 ح 54 عن الحسين بن زيد بن عليّ عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 71 ص 271 ح 14.
عنه صلى الله عليه و آله:أَيَّتُهَا الاُمَّةُ، إنّي لا أخافُ عَلَيكُم فيما لا تَعلَمونَ، ولكِنِ انظُروا كَيفَ تَعمَلونَ فيما تَعلَمونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى امّت! من براى شما در آنچه نمى دانيد، نمى ترسم؛ بلكه بنگريد كه به آنچه مى دانيد، چگونه عمل مى كنيد.
۱.حلية الأولياء: ج 8 ص 132 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:أكثَرُ ما تَلِجُ بِهِ اُمَّتِيَ النَّارَ الأَجوَفانِ: البَطنُ وَالفَرجُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيشترين چيزى كه امّتم به واسطه آنها به دوزخ مى رود، دو ميان تهى است: شكم و فَرْج.
۱.الكافي: ج 2 ص 79 ح 5 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 71 ص 269 ح 5.
مستدرك الوسائل عن أنس:دَخلتُ عَلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله وهُوَ نائِمٌ عَلى حَصيرٍ قَد أثَّرَ في جَنبِهِ، قالَ: أمَعَكَ أحَدٌ غَيرُكَ؟ قُلتُ: لا. قالَ: اِعلَم أنَّهُ قَدِ اقتَرَبَ أجَلي، وطالَ شَوقي إلى لِقاءِ رَبِّي وإلى لِقاءِ إخوانِيَ الأَنبياءِ قَبلي. ثُمَّ قالَ: لَيسَ شَيءٌ أحَبَّ إلَيَّ مِنَ المَوتِ، ولَيسَ لِلمُؤمِنِ راحَةٌ دونَ لِقاءِ اللّهِ، ثُمَّ بَكى. قُلتُ: لِمَ تَبكي؟ قالَ: وكَيفَ لا أبكي وأنَا أعلَمُ ما يَنزِلُ بِاُمَّتي مِن بَعدي! قُلتُ: وما يَنزِلُ مِن بَعدِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟! قالَ: الأَهواءُ المُختَلِفَةُ، وقَطيعَةُ الرَّحِمِ، وحُبُّ المالِ وَالشَّرَفِ، وإظهارُ البِدعَةِ. ۱
مستدرك الوسائلـ به نقل از اَ نَس ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمدم. ديدم بر بوريايى خوابيده و آن بوريا بر پهلوى ايشان، رد انداخته است. فرمود: «كس ديگرى هم با تو هست؟». گفتم: خير. فرمود: «بدان كه اَ جَلم نزديك شده و اشتياقم به ديدار پروردگارم و به ديدار برادرانم و پيامبران پيش از خودم، شدّت يافته است». سپس فرمود: «هيچ چيز در نزد من، محبوب تر از مرگ نيست و مؤمن را بدون ديدار خداوند، آسودگى نيست». سپس گريست. گفتم: چرا گريه مى كنى؟ فرمود: «چگونه گريه نكنم، در حالى كه مى دانم پس از من، چه بر سرِ امّتم خواهد آمد؟». گفتم: اى پيامبر خدا! پس از شما، چه بر سرِ آنان مى آيد؟ فرمود: «هوس هاى (/ فرقه ها و گرايش هاى) گوناگون و بُريدن پيوندهاى خويشى، عشق به مال و مقام، و بدعت گذارى».
۱.مستدرك الوسائل: ج 12 ص 64 ح 13519 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي: الضَّلالَةُ بَعدَ المَعرِفَةِ، ومُضلّاتُ الفِتَنِ، وشَهوَةُ البَطنِ وَالفَرجِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه از آنها بر امّتم پس از خود مى ترسم: گم راهى پس از شناخت، فتنه هاى گم راه كننده، و شكمبارگى و شهوت پرستى.
۱.الكافي: ج 2 ص 79 ح 6 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 71 ص 269 ح 5.
عنه صلى الله عليه و آله:أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي ثَلاثٌ: ضَلالَةُ الأَهواءِ، وَاتِّباعُ الشَّهَواتِ فِي البَطنِ وَالفَرجِ ۱، وَالعُجبُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ترسناك ترين چيزى كه از آنها بر امّتم مى ترسم، سه چيز است: هوس هاى (گرايش هاى) انحرافى، پيروى از شهوت شكم و شهوت جنسى، و خودپسندى.
۱.في المصدر: «والفجر»، والصواب ما أثبتناه كما في المصادر الاُخرى.
۲.نوادر الاُصول: ج 1 ص 441 عن أفلح.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أخوفَ ما أخافُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي هذِهِ المَكاسِبُ الحَرامُ، وَالشَّهوَةُ الخَفِيَّةُ، وَالرِّبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ترسناك ترين چيزى كه از آن بر امّتم، پس از خود، مى ترسم، اين درآمدهاى حرام است و شهوت نهفته و ربا.
۱.الكافي: ج 5 ص 124 ح 1 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 158 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي ثَلاثٌ مُهلِكاتٌ: شُحٌّ ۱ مُطاعٌ، وَهَوًى ۲ مُتَّبَعٌ، وإعجابُ كُلِّ ذي رَأيٍ بِرَأيِهِ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ترسناك ترين چيزى كه از آنها بر امّتم مى ترسم، سه چيز مهلك است: فرمانبَرى از بخل، هوسِ پيروى شده، و خوشايندى هر صاحب رأيى به رأى خويش.
۱.الشُّحُّ: أشدّ البخل (النهاية: ج 2 ص 448 «شحح»).
۲.الهَوى: هَوَى النّفْس (الصحاح: ج 6 ص 2537 «هوى»).
۳.حلية الأولياء: ج 2 ص 160؛ الخصال: ص 84 ح 11 كلاهما عن أنس، بحارالأنوار: ج 72 ص 314 ح 13.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّما أخافُ عَلى اُمَّتي ثَلاثاً: شُحّاً مُطاعا، وهَوىً مُتَّبَعا، وإماما ضالّاً ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، در حقيقت، از سه چيز براى امّت خود بيمناكم: فرمانبَرى از بخل، پيروى از هوس، و پيشواى گم راه.
۱.في المصدر: «ضلالاً»، والتصويب من بحارالأنوار والمصادر الاُخرى.
۲.تحف العقول: ص 58، بحار الأنوار: ج 77 ص 161 ح 178؛ اُسد الغابة: ج 4 ص 220 الرقم 3946.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أخوَفَ ما أخافُ عَلى اُمَّتِيَ الهَوى وطولُ الأَمَلِ؛ أمَّا الهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الحَقِّ، وأَمّا طولُ الأَمَلِ فَيُنسِي الآخِرَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدترين چيزى كه از آن بر امّتم مى ترسم، هوس و آرزوى دراز است؛ زيرا هوس، از حق، باز مى دارد و آرزوى دراز، آخرت را از ياد مى بَرَد.
۱.الخصال: ص 51 ح 62 و ص 52 ح 62 كلاهما عن جابر، بحار الأنوار: ج 70 ص 75 ح 3؛ شعب الإيمان: ج 7 ص 370 ح 10616 عن جابر بن عبد اللّه.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أشَدَّ ما أتَخَوَّفُ عَلَيكُم خَصلَتانِ: أمّا إحداهُما ۱ فَاتِّباعُ الهَوى، وأَمَّا الاُخرى فَطولُ الأَمَلِ. فَأَمَّا اتِّباعُ الهَوى، فَإِنَّهُ يَعدِلُ عَنِ الحَقِّ، ومَن عَدَلَ عَنِ الحَقِّ فَهُوَ صاحِبُ هَوًى. وأَمّا طُول الأَمَلِ فَإِنَّهُ حُبُّ الدُّنيا. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدترين چيزى كه از آن بر شما مى ترسم، دو ويژگى است: يكى دنباله روىِ هوس، و ديگرى آرزوى دراز. دنباله روىِ هوس، از حق منحرف مى گردانَد و هر كه از حق منحرف شود، در واقع، پيرو هوس است. آرزوى دراز هم از دنيادوستى است.
۱.في المصدر: «أحدهما»، والصواب ما أثبتناه.
۲.الأمالي للشجري: ج 2 ص 161 عن أبي حفص عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:أخشى ما خَشيتُ عَلى اُمَّتي كَبِرُ البَطنِ، ومُداوَمَةُ النَّومِ، وَالكَسَلُ، وضَعفُ اليَقينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيشترين ترس من براى امّتم، از شكمبارگى و پُرخوابى و تنبلى و سستىِ يقين است.
۱.الجامع الصغير: ج 1 ص 49 ح 295 نقلاً عن الدارقطني في الأفراد عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أخوَفَ ما أخافُ عَلى اُمَّتيَ النِّساءُ وَالخَمرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدترين چيزى كه از آنها بر امّتم مى ترسم، زنان اند و شراب.
۱.تاريخ بغداد: ج 14 ص 79 الرقم 7432 عن هبيرة بن يريم عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أخوَفَ ما أخافُ عَلى اُمَّتي عَمَلُ قَومِ لوطٍ، فَلتَرتَقِب اُمَّتِيَ العَذابَ إذا تَكافَى الرِّجالُ بِالرِّجالِ، وَالنِّساءُ بِالنِّساءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوفناك ترين چيزى كه از آن بر امّتم مى ترسم، عمل قوم لوط است. پس هر گاه مردان به مردان و زنان به زنان روى آوردند، امّت من بايد منتظر عذاب باشد.
۱.مستدرك الوسائل: ج 14 ص 347 ح 16912 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب؛ سنن الترمذي: ج 4 ص 58 ح 1457 عن جابر وفيه صدره إلى «لوط».
عنه صلى الله عليه و آله:هَلاكُ اُمَّتي في ثَلاثٍ: فِي العَصَبِيَّةِ، وَالقَدرِيَّةِ ۱، وَالرِّوايَةِ مِن ۲ غَيرِ ثَبتٍ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نابودى امّت من، در سه چيز است: در تعصّب [قبيله اى و نژادى] و قَدَريگرى ۴ و روايت كردن از فرد غير موثّق.
۱.القَدَرِيَّة: هم الذين يقولون إنّ الخير والشرّ بأيدينا ويقولون إنّه لا قَدَر، ويزعمون أنّهم قادرون على الهدى والضلالة وذلك إليهم إن شاؤوا اهتدوا وإن شاؤوا ضلّوا (راجع: موسوعة العقائد الإسلامية: عدل اللّه / القسم الثاني / الفصل الثامن: دور القضاء والقدر فى أفعال الإنسان / معنى القدريّة).
۲.في المصدر: «في»، والتصويب من المصادر الاُخرى.
۳.المعجم الكبير: ج 11 ص 74 ح 11142 عن ابن عبّاس.
۴.. كسانى كه معتقدند خير و شر در دست خودِ ماست و مى گويند تقديرى در ميان نيست و بر اين باورند كه قادر به هدايت و ضلالت اند و اين امر، در اختيار انسان است و اگر بخواهند، به راه راست مى روند و اگر بخواهند، در گم راهى قدم مى گذارند (ر. ك: دانش نامه عقايد اسلامى: عدل خدا / نقش قضا و قدر در افعال انسان / معناى قَدَريگرى).
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ لَم تَسلَم مِنها هذِهِ الاُمَّةُ: الحَسَدُ، وَالظَنُّ، وَالطِّيَرَةُ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه اين امّت از آنها سالم نمانده است: حسادت، گمان، و بدبينى.
۱.الطِّيَرَةُ: هي التشاؤمُ بالشيء (النهاية: ج 3 ص 152 «طير»).
۲.كنز العمّال: ج 16 ص 27 ح 43789 نقلاً عن رسته في الإيمان عن الحسن.
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا فَعَلَت اُمَّتي خَمسَ عَشرَةَ خَصلَةً حَلَّ بِهَا البَلاءُ. فَقيلَ: وما هُنَّ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: إذا كانَ المَغنَمُ دُوَلاً ۱، وَالأَمانَةُ مَغنَماً، وَالزَّكاةُ مَغرَماً، وأطاعَ الرَّجُلُ زَوجَتَهُ وعَقَّ اُمَّهُ، وبَرَّ صَديقَهُ وجَفا أباهُ، وَارتَفَعَتِ الأَصواتُ فِي المَساجِدِ، وكانَ زَعيمُ القَومِ أرذَلَهُم، واُكرِمَ الرَّجُلُ مَخافَةَ شَرِّهِ، وشُرِبَتِ الخُمورُ، ولُبِسَ الحَريرُ، وَاتُّخِذَتِ القَيناتُ ۲ وَالمَعازِفُ ۳، ولَعَنَ آخِرُ هذِهِ الاُمَّةِ أوَّلَها، فَليَرتَقِبوا عِندَ ذلِكَ ريحاً حَمراءَ، أو خَسفا ومَسخا. ۴
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر گاه امّتم پانزده كار انجام دهند، بلا بر آنان فرود مى آيد». گفته شد: آنها كدام اند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «هر گاه غنايم، مختصّ گروهى خاص گردد؛ امانت، غنيمت تلقّى شود؛ زكات [دادن]، زيان شمرده شود؛ مرد از زنش فرمانبَرى و از مادرش نافرمانى كند؛ به دوستش نيكى و با پدرش بدرفتارى كند؛ صداها در مسجدها بلند شوند؛ پيشواى مردم، پست ترينِ آنان باشد؛ به مرد، از بيمِ گزند او احترام بگذارند؛ شراب ها نوشيده شوند؛ ابريشم بپوشند؛ كنيزكانِ خنياگر و سازها رواج يابند؛ و آخر اين امّت، اوّل آن را لعنت كند. در اين هنگام، بايد منتظر بادِ سرخ يا فرو شدن در كام زمين يا مسخ شدن باشند».
۱.دُوَل: جمع دُولة ـ بالضمّ ـ وهو ما يُتداول من المال، فيكون لقوم دون قوم (النهاية: ج 2 ص 140 «دول»).
۲.القَيْنَةُ: الأَمَةُ المُغَنِّيَةُ، تكون من التَّزَيُّن لأنَّها كانت تزَيَّنُ (لسان العرب: ج 13 ص 351 «قين»). ويُجمَع على القِيناتِ والقِيانِ.
۳.المعازف: هي الدُّفوف وغيرها ممّا يُضربُ به (النهاية: ج 3 ص 230 «عزف»).
۴.سنن الترمذي: ج 4 ص 494 ح 2210 عن محمّد بن عمر بن عليّ؛ الخصال: ص 500 ح 1 عن محمّد بن الحنفيّة وص 501 ح 2 عن محمّد بن عليّ وكلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 6 ص 304 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا استَحَلَّت اُمَّتي سِتّاً فَعَلَيهِمُ الدَّمارُ: إذا ظَهَرَ فيهِمُ التَّلاعُنُ، وشَرِبُوا الخُمورَ، ولَبَسوا الحَريرَ، وَاتَّخَذوا القِيانَ، وَاكتَفَى الرِّجالُ بِالرِّجالِ، وَالنِّساءُ بِالنِّساءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه امّتم شش چيز را روا بشمارند، نابود مى شوند: هر گاه لعن كردن يكديگر در ميانشان رواج يابد، شراب ها بنوشند، ابريشم بپوشند، كنيزكان خُنياگر برگيرند، و مردان به مردان و زنان به زنان، بسنده كنند.
۱.المعجم الأوسط: ج 2 ص 18 ح 1086 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا ظَهَرَ في اُمَّتي عَشرُ خِصالٍ ابتَلاهُمُ اللّهُ بِعَشَرَةٍ: إذا مَنَعُوا الزَّكاةَ ماتَتِ المَواشي، وإذا مَنَعُوا الصَّدَقاتِ كَثُرَتِ الأَمراضُ، وإذا أكَلُوا الرِّبا كَثُرَتِ الزَّلّاتُ، وإذا جارَتِ السَّلاطينُ ابتَلاهُمُ اللّهُ بِالعَدُوِّ، وإذا حَكَموا بِغَيرِ عَدلٍ ارتَفَعَتِ البَرَكاتُ، وإذا تَعَدَّوا عَن حُدودِ اللّهِ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ القَتلَ، وإذا بَخَسُوا ۱ الميزانَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ النَّقصَ ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه در ميان امّتم ده چيز ۴ پديدار گردد، خداوند، آنان را به ده چيز مبتلا كند: هر گاه زكات ندهند، دام ها مى ميرند؛ هر گاه صدقه ندهند، بيمارى ها بسيار مى شوند؛ هر گاه ربا بخورند، لغزش ها فزونى مى گيرند؛ هر گاه پادشاهانْ ستم كنند، خداوند عز و جل آنان را به دشمنْ گرفتار مى كند؛ هر گاه به ناحق قضاوت كنند، بركت ها مى روند؛ هر گاه از حدود خدا تجاوز كنند، خداوند عز و جل قتل را بر آنان چيره مى گرداند، و هر گاه از ترازو كم بگذارند، خداوند، كاستى را بر آنان مسلّط مى كند.
۱.بَخَسَهُ: إذا أنقصه (الصحاح: ج 3 ص 907 «بخس»).
۲.كذا في الأصل، وهي سبعة أشياء! (هامش المصدر).
۳.معدن الجواهر: ص 72.
۴.. در نسخه اصل، به همين صورت (ده چيز) آمده است، در حالى كه اينها هفت تا هستند (حاشيه مصدر).
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَزالُ هذِهِ الاُمَّةُ بِخَيرٍ تَحتَ يَدِ اللّهِ وفي كَفِّهِ، ما لَم يُمالِئ ۱ قُرّاؤُها اُمَراءَها، ولَم يُزَكِّ صُلَحاؤُها فُجّارَها، ولَم يُمالِئ أخيارُها أشرارَها. فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ، رَفَعَ اللّهُ تَعالى يَدَهُ عَنهُم، ثُمَّ سَلَّطَ عَلَيهِم جَبابِرَتَهُم فَساموهُم سوءَالعَذابِ، وضَرَبَهُم بِالفاقَةِ وَالفَقرِ، ومَلأَ قُلوبَهُم رُعباً. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين امّت، پيوسته در خير است و دست خدا بر سرِ اوست، تا زمانى كه قاريان آن، ۳ از اميرانش جانبدارى نكنند و نيكان آن، نابه كارانش را به نيكى نستايند و خوبان آن، از بدانش حمايت نكنند. پس هر گاه چنين كردند، خداوند متعال، دستش را از سرِ آنان بر مى دارد و سپس ستمگرانشان را بر آنان مسلّط مى گردانَد و آن ستمگران، آنان را سخت شكنجه مى كنند و به فقر، گرفتارشان مى سازند و دل هايشان را از وحشت، پُر مى كنند.
۱.«تَمالَأَ عَلَيهِ أهلُ صنعاء» أي تساعدوا واجتمعوا وتعاونوا (النهاية: ج 4 ص 353 «ملأ»).
۲.أعلام الدين: ص 281، بحارالأنوار: ج 75 ص 381 ح 47؛ الزهد لابن المبارك: ص 282 ح 821 عن خلية بن الحسان عن الحسن نحوه.
۳.. مقصود، عالمان دين اند.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا مَشَت اُمَّتي بِالمُطَيطاءِ ۱، وخَدَمَها أبناءُ المُلوكِ؛ أبناءُ فارِسَ وَالرّومِ، سُلِّطَ شِرارُها عَلى خِيارِها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه امّت من با تكبّر راه رفتند و شاه زادگان ايران و روم، خدمتكارِ آنان شدند، بَدان ايشان بر خوبانشان مسلّط مى گردند.
۱.في المصدر: «بالمطيطياء»، والصواب ما أثبتناه كما في المصادر الاُخرى. والمُطَيْطَاءُ: مِشيَةٌ فيها تبختر ومدّ اليدين (النهاية: ج 4 ص 340 «مطا»).
۲.سنن الترمذي: ج 4 ص 526 ح 2261 عن ابن عمر؛ معاني الأخبار: ص 301 ح 1 عن عمرو بن جميع عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه وفيه «كان بأسهم بينهم» بدل «سُلّط شرارها على خيارها»، بحار الأنوار: ج 18 ص 145 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا تَصامَّت اُمَّتي عَن سائِلِها، ومَشَت بِتَبَختُرِها، حَلَفَ رَبّي عز و جلبِعِزَّتِهِ، فَقالَ: وعِزَّتي، لَاُعَذِّبَنَّ بَعضَهُم بِبَعضٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه امّت من به خواهش درخواست كننده اش گوش نداد و متكبّرانه راه رفت، پروردگارم به عزّتش سوگند خورده و فرموده است: «به عزّتم سوگند كه آنان را به واسطه يكديگر، عذاب مى كنم!».
۱.ثوابُ الأعمال: ص 300 ح 1 عن عاصم الكوفي عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 76 ص 303 ح 7.
عنه صلى الله عليه و آله:لَو لَم تَغِلَّ ۱ اُمَّتي، ما قَوِيَ عَلَيهِم عَدُوٌّ لَهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر امّت من خيانت پيشه نمى كردند، هيچ دشمنى بر آنان، چيره نمى شد.
۱.الغِلُّ: الغِشّ والحِقْدُ، وغَلَّ من المغنم: خان (الصحاح: ج 5 ص 1783 «غلل»).
۲.مسند زيد: ص 357؛ المعجم الأوسط: ج 8 ص 105 ح 8108 عن أبي ذرّ وفيه «لم يقم لهم عدوّ أبداً» بدل «ما قوي عليهم عدوّ لهم».
مسند ابن حنبل عن شدّاد بن أوس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أتَخَوَّفُ عَلى اُمَّتِيَ الشِّركَ وَالشَّهوَةَ الخَفِيَّةَ، قالَ: قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أتُشرِكُ اُمَّتُكَ مِن بَعدِكَ؟ قالَ: نَعَم، أما إنَّهُم لا يَعبُدونَ شَمساً ولا قَمَراً ولا حَجَراً ولا وَثَناً، وَلكِن يُراؤونَ بِأَعمالِهِم. وَالشَّهوَةُ الخَفِيَّةُ أن يُصبِحَ أحَدُهُم صائِماً، فَتَعرِضُ لَهُ شَهوَةٌ مِن شَهَواتِهِ فَيَترُكُ صومَهُ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از شدّاد بن اوس ـ: پيامبر خدا فرمود: «بر امّتم از شرك و شهوت پنهانى مى ترسم». من گفتم: اى پيامبر خدا! آيا امّتت پس از تو مشرك مى شوند؟ فرمود: «آرى؛ امّا آنان، خورشيد و ماه و سنگ و بتى نمى پرستند؛ بلكه در اعمالشان ريا مى كنند. شهوت پنهانى هم اين است كه هر يك از آنان، صبحِ خود را با روزه آغاز مى كند؛ امّا [در بين روز]با شهوتى از شهواتش مواجه مى شود و روزه اش را رها مى كند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 77 ح 17120.