تعداد زمين ها

6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُلُّ أرضٍ بِسَمائِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر زمينى براى خود، آسمانى دارد.
۱.البيان والتبيين: ج 2 ص 27 عن عبد اللّه بن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ. بِالاِسمِ الَّذِي استَقَرَّت بِهِ الأَرَضونَ عَلى قَرارِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بار خدايا! از تو درخواست مى كنم. به آن نامى كه به سبب آن، زمين ها در جاى خود قرار گرفتند.
۱.مُهج الدعوات: ص 112، بحارالأنوار: ج 95 ص 370 ح 23.
عنه صلى الله عليه و آله:كُثفُ ۱ الأَرضِ مَسيرَةُ خَمسِمِئَةِ عامٍ، وكُثفُ الثّانِيَةِ مِثلُ ذلِكَ، وما بَينَ كُلِّ أرضَينِ مِثلُ ذلِكَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمين به اندازه مسافت پانصد سال راه، فشرده شد و زمين دوم نيز به همين اندازه فشرده گشت، و بين هر دو زمين [از زمين هاى هفتگانه]، همين اندازه فاصله است.
۱.الكثافة: الغِلَظ. وكَثُف الشيء فهو كثيف: أي غليظ ثخين (لسان العرب: ج 9 ص 296 «كثف»). وفي بحار الأنوار: «كنف».
۲.الدرّ المنثور: ج 8 ص 211 نقلاً عن أبي الشيخ في العظمة عن أبي الدرداء؛ بحارالأانوار: ج 60 ص 92 ح 19.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ سَبعاً، فَاختارَ العُليا مِنها فَسَكَنَهاوأسكَنَ سَماواتِهِ مَن شاءَ مِن خَلقِهِ، وخَلَقَ الأَرضَ سَبعاً فَاختارَ العُليا مِنها فَأَسكَنَها مَن شاءَ مِن خَلقِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل آسمان ها و زمين را هفت تا آفريد. پس، از هفت آسمان، آسمان بالايى را برگزيد و آن را آرام ساخت، و هر كس از آفريدگانش را كه خواست، در آسمان هايش اسكان داد. و هفت زمين را آفريد و از آن هفت تا، زمينِ بالايى را برگزيد و هر كس از آفريدگانش را كه خواست، در آن، سُكنا بخشيد.
۱.المعجم الكبير: ج 12 ص 348 ح 13650 عن عبداللّه بن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ تَعالى أرضاً بَيضاءَ، مَسيرَةُ الشَّمسِ فيها ثَلاثونَ يَوماً هِيَ مِثلُ أيّامِ الدُّنيا ثَلاثونَ مَرَّةً، مَشحونَةً خَلقاً لا يَعلَمونَ أنَّ اللّهَ عز و جل يُعصى فِي الأَرضِ، ولا يَعلَمونَ أنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ آدَمَ وإبليسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، زمين سفيدى دارد كه مسير خورشيد (طول سال) در آن، سى روز است كه هر روزش، سى برابرِ روزهاى دنيا (زمين ما) است؛ آكنده از مخلوقاتى بى اطّلاع از اين كه خداوند عز و جل در زمين، معصيت مى شود، و بى اطّلاع از اين كه خداوند متعال، آدم و ابليسى آفريده است.
۱.أعلام الدين: ص 280 عن ابن عباس، بحارالأنوار: ج 57 ص 348 ح 43.
مسند ابن حنبل عن أبي هريرة:بَينَما نَحنُ عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذ مَرَّت سَحابَةٌ فَقالَ: أتَدرونَ ما هذِهِ؟ قالَ: قُلنا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: العَنانُ ورَوايَا الأَرضِ، يَسوقُهُ اللّهُ إلى مَن لا يَشكُرُهُ مِن عِبادِهِ ولا يَدعونَهُ. أتَدرونَ ما هذِهِ فَوقَكُم؟ قُلنا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: الرَّقيعُ ۱، مَوجٌ مَكفوفٌ، وَسَقفٌ مَحفوظٌ. أتَدرونَ كَم بَينَكُم وَبَينَها؟ قُلنا: اللّهُ ورسولُهُ أعلَمُ! قالَ: مَسيرَةُ خَمسِمِئَةِ عامٍ. قالَ: أتَدرونَ مَا الَّتي فَوقَهَا؟ قُلنا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: مَسيرَةُ خَمسِمِئَةِ عامٍ. حَتّى عَدَّ سَبعَ سَماواتٍ، ثُمَّ قالَ: أتَدرونَ ما فَوقَ ذلِكَ؟ قُلنا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ:

مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو هريره ـ: ما با پيامبر خدا نشسته بوديم كه ابرى گذر كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا مى دانيد اين چيست؟». گفتيم: خدا و پيامبرش بهتر مى دانند. فرمود: «عنان ۵ و آبكش زمين است. خداوند، آن را به سوى مردمانى مى رانَد كه نه او را سپاس مى گزارند و نه او را مى خوانند. آيا مى دانيد اين كه بالاى سر شماست، چيست؟». گفتيم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «رقيع ۶ است؛ موجى باز داشته و بامى نگه داشته شده. آيا مى دانيد كه ميان شما و آن، چه قدر فاصله است؟». گفتيم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «پانصد سال راه». سپس فرمود: «آيا مى دانيد بالاى آن چيست؟». گفتيم: خدا و پيامبرش بهتر مى دانند. فرمود: «پانصد سال راه» تا اين كه هفت آسمان را شمرد. سپس فرمود: «آيا

۱.الرَّقيع والأرقَع: اسمان للسماء الدنيا، لأنّ الكواكب رقَعَتْها؛ سمّيت بذلك لأنّها مرقوعة بالنجوم، وقيل: سمّيت بذلك لأنّها رُقِعت بالأنوار التي فيها، وقيل: كلّ واحدة من السماوات رقيعٌ للاُخرى (لسان العرب: ج 8 ص 132 «رقع»).
۲.هكذا في المصدر، و في سائر المصادر: «لَهَبَطَ عَلَى اللّه».
۳.الحديد: 3.
۴.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 301 ح 8836.
۵.عنان: ابر؛ ابر آبگير؛ آنچه از آسمان به نظر در آيد (لغت نامه دهخدا).
۶.رقيع، نامى از نام هاى آسمان دنياست (ر. ك: لسان العرب: ج 8 ص 132 «رقع»).