حدیث دربارهكلّياتى درباره وظايف امام

تفسير القمي:إنَّما صارَت لِلإِمامِ وَحدَهُ مِنَ الخُمسِ ثَلاثَةُ أسهُمٍ، لِأَنَّ اللّهَ قَد ألزَمَهُ ما أَلزَمَ النَّبِيَّ مِن تَربِيَةِ الأَيتامِ، ومُؤَنِ المُسلِمينَ، وقَضاءِ دُيونِهِم، وَحَملِهِم فِي الحَجِّ وَالجِهادِ، وذلِكَ قَولُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أنزَلَ اللّهُ عَلَيهِ: «النَّبِىُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ أَزْوَ جُهُ أُمَّهَـتُهُمْ» ۱ وهُوَ أبٌ لَهُم، فَلَمّا جَعَلَهُ اللّهُ أباً لِلمُؤمِنينَ لَزِمَهُ ما يَلزَمُ الوالِدَ لِلوَلَدِ. فَقالَ عِندَ ذلِكَ: مَن تَرَكَ مالاً فَلِوَرَثَتِهِ، ومَن تَرَكَ دَينا أو ضَياعا ۲ فَعَلَى الوالي، فَلَزِمَ الإِمامَ ما لَزِمَ الرَّسولَ، فَلِذلِكَ صارَ لَهُ مِنَ الخُمسِ ثَلاثَةُ أسهُمٍ. ۳
تفسير القمّى:علّت آن كه سه سهم از خمس، تنها به امامْ اختصاص يافته، آن است كه خداوند، او را همانند پيامبر، ملزم به سرپرستى و تربيت يتيمان، و تأمين هزينه مسلمانان، پرداخت بدهى آنان و بُردنشان به حج و جهاد كرده است. اين، فرموده پيامبر خداست آن گاه كه خداوند، اين آيه را به او فرو فرستاد: «پيامبر، نسبت به مؤمنان، از خودشان سزاوارتر است و همسرانش مادران ايشان اند» . و او پدر آنان است. پس چون خداوند او را پدرِ مؤمنان قرار داد، همان وظيفه را يافت كه پدر نسبت به فرزند دارد». در اين هنگام فرمود: «هر كس از خود، دارايى اى بر جاى گذارَد، از آنِ وارثان اوست و هر كس بدهكارى يا عائله اى برجاى گذارد، [پرداخت بدهكارى و سرپرستى عائله] بر عهده زمامدار است. بنا بر اين، امام، همان وظيفه اى را دارد كه پيامبر داشت. از اين رو، سه سهم خمس، متعلّق به او شد.
۱.الأحزاب: 6.
۲.الضَّياعُ: العِيالُ (النهاية: ج 3 ص 107 «ضيع»).
۳.تفسير القمّي: ج 1 ص 278، بحار الأنوار: ج 96 ص 198 ح 3.

احادیث دیگر این موضوع

۵
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مُعاذ، در هنگام فرستادن او به يمن ـ: اى مُعاذ! كتاب خدا را بديشان بياموز و آنان را بر خوى هاى نيك، پرورش ده و هر يك از مردم را در جايگاه خود بنشان، نيك باشند يابد، . يعنى: هر كس را در مقام و مرتبه اى كه شايسته آن است قرار بده و با هر يك، چنان كه درخور اوست، رفتار كن. و فرمان خدا را درباره آنان به كار بند و در زمينه فرمان او و اموال او از هيچ كس هراس مدار؛ زيرا كه اينها در اختيار تو و مال تو نيست، و امانت را در هر كم و بيشى، به آنان باز گردان. بر تو باد نرمش و بخشايش، جز در مورد فرو نهادن حق كه نادان بگويد: «حق خدا را فرو گذاشتى». در هر كارى كه ترسيدى از آن بر تو خُرده گرفته شود، دليل انجام دادن آن را براى كارگزارانت بگو تا تو را معذور بدارند [و بى جهت بر تو خُرده نگيرند]. روش هاى جاهليت را از ميان بردار، مگر آنچه را اسلام روا شمرده است، و اوامر اسلام را سراسر، از خُرد و كلان، زنده بدار. بيشترين اهتمامت به نماز باشد؛ زيرا كه نماز، پس از اقرار به دين، در رأس احكام اسلام است. خدا و فرداى قيامت را همواره به مردم يادآور شو و پياپى، اندرز ده، كه اين كار آنان را در به كار بستن آنچه خدا دوست مى دارد، تواناتر مى سازد. ديگر آن كه، همه جا آموزگارانى در ميان ايشان بگمار و بندگى و پرستش آن خدايى را كن كه به سوى او باز مى گردى و در راه خدا، از سرزنش هيچ سرزنشگرى باك مدار.