حرمت دروغ پنداشتن تقدير

13 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن لَم يُؤمِن بِالقَدَرِ خَيرِهِ وشَرِّهِ فَأَنَا مِنهُ بَريءٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه به خير و شرّ قَدَر ايمان نياورد، من از او بيزارم.
۱.مسند أبي يعلى: ج 11 ص 289 ح 6404 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن كَذَّبَ بِالقَدَرِ، فَقَد كَفَرَ بِما جِئتُ بِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه قَدَر را دروغ پندارد، در حقيقت، به آنچه من آورده ام، كفر ورزيده است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 106 ح 484 نقلاً عن الكامل لابن عديّ عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ رَبُّ العِزَّةِ جَلَّ جَلالُهُ: مَن آمَنَ بي ولَم يُؤمِن بِالقَدَرِ خَيرِهِ وشَرِّهِ فَليَلتَمِس رَبّا غَيري. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگار عزّت عز و جل فرمود: «هر كه به من ايمان آورد، ولى به خير و شرّ قَدَر، ايمان نياورد، بايد در پى پروردگارى غير از من باشد».
۱.الفردوس: ج 3 ص 187 ح 4514 عن حذيفة بن اليمان.
عنه صلى الله عليه و آله:يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ يُكَذِّبونَ بِالقَدَرِ، ألا اُولئِكَ مَجوسُ هذِهِ الاُمَّةِ، فَإِن مَرِضوا فَلا تَعودوا ۱، وإن ماتوا فَلا تَشهَدوهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در آخر زمان، قومى خواهند بود كه قَدَر را دروغ مى پندارند. هان! آنان، مجوس اين امّت اند. اگر بيمار شدند، عيادتشان نكنيد و اگر مُردند، بر [جنازه]آنان حاضر نشويد.
۱.في المصدر: «فلا يعودوا»، وما في المتن أثبتناه من السنّة لابن أبي عاصم.
۲.المعجم الأوسط: ج 5 ص 276 ح 5303 عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ مَجوسَ هذِهِ الاُمَّةِ المُكَذِّبونَ بِأَقدارِ اللّهِ تَعالى، إن مَرِضوا فَلا تَعودوهُم، وإن ماتوا فَلا تَشهَدوهُم، وإن لَقيتُموهُم فَلا تُسَلِّموا عَلَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا مجوس اين امّت، قَدَرهاى خداى متعال را دروغ مى پندارند. اگر بيمار شدند، عيادتشان نكنيد و اگر مُردند، بر [جنازه] آنان حاضر نشويد و اگر به آنان برخورديد، سلامشان ندهيد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 35 ح 92 عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا يُقبَلُ مِنهُم يَومَ القِيامَةِ صَرفٌ ولا عَدلٌ: عاقٌّ، ومَنّانٌ ۱، ومُكَذِّبٌ بِقَدَرٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه كس اند كه روز رستاخيز، هيچ عمل واجب يا مستحبى از آنان ۳ پذيرفته نمى شود: بدرفتار با پدر و مادر، منّت گذار، و تكذيب كننده قَدَر.
۱.المَنّان: الذي لا يُعطي شيئا إلّا مَنَّهُ واعتدّ به على من أعطاه (النهاية: ج 4 ص 366 «منن»).
۲.المعجم الكبير: ج 8 ص 119 ح 7547 عن أبي اُمامة.
۳.براى صرف و عدل، در متن عربى حديث، معانى گوناگونى ذكر شده است. گفته شده كه صرف، به معناى واجب و عدل به معناى مستحب، صرف به معناى توبه، و عدل به معناى فديه دادن است. در حديث است كه از پيامبر سؤال شد: عدل چيست؟ فرمود: فديه دادن. و سؤال شد: صرف چيست؟ فرمود: توبه. نيز گفته شده: صرف، چاره انديشى و عدل، يارى كردن است.
عنه صلى الله عليه و آله:أربَعَةٌ لا يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ: عاقٌّ، ومَنّانٌ، ومُكَذِّبٌ بِالقَدَرِ، ومُدمِنُ خَمرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چهار كس اند كه خداوند در روز رستاخيز، به آنان نگاه نمى كند: بدرفتار با پدر و مادر، منّت گذار، تكذيب كننده قَدَر، و مى گسار.
۱.الخصال: ص 203 ح 18 عن أبي اُمامة، بحار الأنوار: ج 5 ص 87 ح 3؛ المعجم الكبير: ج 8 ص 241 ح 7938 عن أبي اُمامة.
عنه صلى الله عليه و آله:سِتَّةٌ لَعَنَهُمُ اللّهُ وكُلُّ نَبِيٍّ مُجابٍ: الزّائِدُ في كِتابِ اللّهِ، وَالمُكَذِّبُ بِقَدَرِ اللّهِ، وَالتّارِكُ لِسُنَّتي، وَالمُستَحِلُّ مِن عِترَتي ما حَرَّمَ اللّهُ، وَالمُتَسَلِّطُ بِالجَبَروتِ لِيُذِلَّ مَن أعَزَّهُ اللّهُ ويُعِزَّ مَن أذَلَّهُ اللّهُ، وَالمُستَأثِرُ بِفَيءِ المُسلِمينَ المُستَحِلُّ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شش كس اند كه خداوند و هر پيامبرِ اجابت شده اى، آنها را نفرين كرده اند: افزاينده به كتاب خدا، تكذيب كننده قَدَر، ترك كننده سنّت من، حلال شمارنده چيزى كه خدا آن را درباره خاندانم حرام نموده، با زور به قدرت رسيده براى خوار نمودن كسى كه خدا عزيزش كرده و به عزّت رساندن كسى كه خدا ذليلش كرده، و كسى كه فى ء ۲ را به انحصار خود درآورد و آن را بر خويشتن، روا بشمارد.
۱.الخصال: ص 338 ح 41 عن عبد اللّه بن ميمون عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 5 ص 88 ح 4؛ سنن الترمذي: ج 4 ص 457 ح 2154 عن عائشة نحوه.
۲.فَىْ ء، بر چيزهايى اطلاق مى شود كه مى توان به مسالمت از كفّار گرفت و نيز زمين هايى را كه ساكنان آنها به موجب عهدنامه اى تسليم شده باشند، در بر مى گيرد.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اُمَّتي لا تَزالُ مُستَمكِنَةً مِن دينِها ما لَم يُكَذِّبوا بِالقَدَرِ، فَإِذا كَذَّبوا بِالقَدَرِ فَعِندَ ذلِكَ هَلاكُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همواره امّت من در دينشان استوارند، مادام كه قَدَر را دروغ نپندارند. پس هر گاه قَدَر را دروغ پنداشتند، آن گاه زمان نابودى آنهاست.
۱.مسند الشاميّين: ج 1 ص 399 ح 692 عن أبي موسى الأشعري.
عنه صلى الله عليه و آله:ما هَلَكَت اُمَّةٌ قَطُّ حَتّى تُشرِكَ بِاللّهِ، وما أشرَكَت اُمَّةٌ بِاللّهِ حَتّى يَكونَ أوَّلُ شِركِهَا التَّكذيبَ بِالقَدَرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز امّتى نابود نشد، مگر اين كه به خدا شرك ورزيد، و هيچ امّتى به خدا شرك نورزيد، مگر اين كه آغاز شركشان تكذيب قَدَر بود.
۱.المعجم الصغير: ج 2 ص 104 عن عبد اللّه بن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:ما هَلَكَت اُمَّةٌ قَطُّ إلّا بِالشِّركِ بِاللّهِ عز و جل، وما أشرَكَت اُمَّةٌ حَتّى يَكونَ بُدُوُّ شِركِهَا التَّكذيبَ بِالقَدَرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز امّتى نابود نشد، مگر با شرك ورزيدن به خداوند عز و جل، و امّتى شرك نورزيد، مگر اين كه آغاز شركشان تكذيب قَدَر بود.
۱.تاريخ دمشق: ج 45 ص 394 ح 9917 عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص.
عنه صلى الله عليه و آله:أخافُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي خَصلَتَينِ: تَكذيبا بِالقَدَرِ، وتَصديقا بِالنُّجومِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پس از خودم بر امّتم از دو چيز، هراسانم: تكذيب قَدَر، و تصديق [پيشگويى با] ستارگان.
۱.تاريخ دمشق: ج 23 ص 207 عن أنس بن مالك؛ بحار الأنوار: ج 58 ص 277 ح 75.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ أخافُ عَلى اُمَّتي: اِستِسقاءٌ بِالأَنواءِ ۱، وحَيفُ ۲ السُّلطانِ، وتَكذيبٌ بِالقَدَرِ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از سه چيز بر امّتم هراسانم: طلب باران با نوء ۴، ستمگرى پادشاه، و تكذيب قَدَر.
۱.النَّوءُ: سقوط نجم من المنازل في المغرب مع الفجر وطلوع رقيبه من المشرق يقابله من ساعته في كلّ ليلة إلى ثلاثة عشر يوما. وكانت العرب تضيف الأمطار والرياح والحرّ والبر إلى الساقط منها (الصحاح: ج 1 ص 79 «نوأ»).
۲.الحَيفُ: الجور والظلم (النهاية: ج 1 ص 469 «حيف»).
۳.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 411 ح 20875 عن جابر بن سمرة؛ بحار الأنوار: ج 58 ص 330 ح 26.
۴.نوء، سقوط يك ستاره در مغرب و هم زمان طلوع ستاره رقيب آن در مشرق در هر شب تا سيزده شب است. عرب، بارش باران، وزش بادها و پيدايش گرما و سرما را به چنين رخدادى نسبت مى دادند.