حدیث دربارهفروتن

كنز العمّال عن أبي اُمامة:إنّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله خَرَجَ إلَى البَقيعِ فَتَبِعَهُ أصحابُهُ فَوَقَفَ وأمَرَهُم أن يَتَقَدَّموا، ثُمَّ مَشى خَلفَهُم، فَسُئِلَ عَن ذلِكَ فَقَالَ: إنِّي سَمِعتُ خَفقَ نِعالِكُم، فَأشفَقتُ أن يَقَعَ في نَفسِي شَيءٌ مِن الكِبرِ ۱. ۲
كنز العمّالـ به نقل از ابو اُمامه ـ: [روزى] پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف بقيع ره سپار شد. اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله در پى ايشان به راه افتادند. پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه خود در پى آنها حركت كرد. علّت را پرسيدند. فرمود: «من، صداى كفش هاى شما را شنيدم و ترسيدم چيزى از تكبّر، به وجودم راه يابد». ۳
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 830 ح 8878 نقلاً عن الديلمي.
۲.الاُمور المذكورة في الأحاديث ليست قانونا كلّيّا تكشف عن عدم وجود الكبر، بل تختلف باختلاف الأشخاص والأعصار والموارد، فقد قيل: «إنّ من الناس ناساً يلبسون الصوف إرادة التواضع وقلوبهم مملوءة عُجبا وكِبرا» فتأمّل.
۳.گفتنى است كه آنچه در اين احاديث به عنوان نشانه هاى فروتنى آمده، يك قاعده كلّى كه نشانگر نبودن كبر در وجود شخص باشد، نيست؛ بلكه در اشخاص و زمان ها و موارد مختلف، فرق مى كند؛ چرا كه گفته اند: «عدّه اى از مردم هستند كه به قصد فروتنى پشمينه مى پوشند؛ امّا دل هايشان آكنده از خودپسندى و كبر است».

احادیث دیگر این موضوع

۸