حدیث دربارهخير مؤمن

عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ العَبدَ المُؤمِنَ لَيَطلُبُ الإِمارَةَ وَالتِّجارَةَ، حَتّى إذا أشرَفَ مِن ذلِكَ عَلى ما كانَ يَهوى، بَعَثَ اللّهُ مَلَكا وقالَ لَهُ: عُق ۱ عَبدي وصُدَّهُ عَن أمرٍ لَوِ استَمكَنَ مِنهُ أدخَلَهُ النّارَ. فَيُقبِلُ المَلَكُ فَيَصُدُّهُ بِلُطفِ اللّهِ فَيُصبِحُ وهُوَ يَقولُ: لَقَد دُهيتُ ومَن دَهاني فَعَلَ اللّهُ بِهِ. وقالَ: ما يَدري أنَّ اللّهَ النّاظِرُ لَهُ في ذلِكَ، ولَو ظَفِرَ بِهِ أدخَلَهُ النّارَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا بنده مؤمن، در تكاپوى رياست و تجارت مى افتد. هنگامى كه در آستانه رسيدن به خواسته هاى خود قرار مى گيرد، خداوند، فرشته اى را مى فرستد و به او مى گويد: «بنده ام را از كارى كه اگر به آن دست يابد، او را به جهنّم مى افكند، باز دار و جلوى او را بگير». آن گاه، فرشته مى رود و او را به لطف خداوند، [از آن كار]باز مى دارد. اين جاست كه مى گويد: در حقّ من، خدعه [و خيانت] شده است. هر كه به من نيرنگ زده، خداوند با او همان كند. و نمى داند كه خداوند برايش بدان گونه نظر داشت و چنانچه آن را به چنگ مى آورد، داخل جهنّمش مى كرد.
۱.عاقَهُ عن الشيء عَوقاً وعَيقاً: مَنَعَهُ منه وشَغَلَهُ عنه (المعجم الوسيط: ج 2 ص 637 و 640 «عوق و عيق»).
۲.التمحيص: ص 56 ح 113 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 67 ص 243 ح 81.

احادیث دیگر این موضوع

۸