حدیث دربارهدادگرى در قضاوت و حكمرانى

الكافي عن أحمد بن محمّد بن خالد رفعه:أتى جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ لَهُ: إنَّ رَبَّكَ يَقولُ لَكَ: إذا أرَدتَ أن تَعبُدَني يَوما ولَيلَةً حَقَّ عِبادَتي، فَارفَع يَدَيكَ إلَيَّ وقُل:. اللّهُمَّ لَكَ الحَمدُ حَمدا أبَدا، أنتَ حَسَنُ البَلاءِ ۱، جَليلُ الثَّناءِ، سابِغُ النَّعماءِ، عَدلُ القَضاءِ، جَزيلُ العَطاءِ. ۲
الكافىـ به نقل از احمد بن محمّد بن خالد، در حديثى كه سندش را به اهل بيت عليهم السلام مى رسانَد ـ: جبرئيل عليه السلام به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت: پروردگارت به تو مى فرمايد: «هر گاه خواستى روز و شبى را، چنان كه شايسته من است، عبادتم نمايى، دستانت را به سويم بر آور و بگو:. خدايا! ستايش جاويد، از آنِ توست. تو نيكو آزماينده، زيبا ثنا، بسيار نعمت دهنده، به دادگرىْ داورى كننده، و بسيار بخشنده اى».
۱.البَلاءُ: الإختبار بالخير والشرّ؛ والبلاء: الإنعام (لسان العرب: ج 14 ص 84 «بلا»).
۲.الكافي: ج 2 ص 581 ح 16.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يونس عليه السلام، زمانى كه ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند، آزرده شد و احساس بى تابى كرد. از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى از شِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومم مبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به تو و تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و نقمت تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند، و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتم را سبُك شمردند و من را تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكُشند. پس، عذابت را بر آنان فرود آور؛ زيرا آنان، قومى هستند كه ايمان نمى آورند. آن گاه خداوند به يونس عليه السلام وحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك خردسال و مرد پير و زن ناتوان و مستضعف حقير وجود دارد، در حالى كه من، داور دادگر هستم كه رحمتم بر خشمم پيشى گرفته است. من، خردسالان قوم تو را به خاطر گناهان بزرگ سالانشان كيفر نمى دهم و ـ اى يونس ـ آنان، بندگان و آفريدگان و مردمان من در سرزمين هاى من و در زير پوشش من اند. دوست دارم درباره آنان، حوصله كنم و با ايشان مدارا نمايم، و انتظار توبه شان را مى كشم».