حدیث دربارهدادگرى در قضاوت و حكمرانى

عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ إنّي عَبدُكَ، وَابنُ عَبدِكَ وَابنُ أمَتِكَ، ناصِيَتي ۱ بِيَدِكَ، ماضٍ فِيَّ حُكمُكَ، عَدلٌ فِيَّ قَضاؤُكَ. ۲
۱.الناصية: مقدّم الرأس (لسان العرب: ج 15 ص 327 «نصا»).
۲.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 41 ح 3712 عن عبد اللّه بن مسعود؛ الكافي: ج 2 ص 561 ح 16 عن سعيد بن يسار عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «عدل فِيَّ حكمك، ماضٍ فِيَّ قضاؤك».

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يونس عليه السلام، زمانى كه ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند، آزرده شد و احساس بى تابى كرد. از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى از شِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومم مبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به تو و تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و نقمت تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند، و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتم را سبُك شمردند و من را تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكُشند. پس، عذابت را بر آنان فرود آور؛ زيرا آنان، قومى هستند كه ايمان نمى آورند. آن گاه خداوند به يونس عليه السلام وحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك خردسال و مرد پير و زن ناتوان و مستضعف حقير وجود دارد، در حالى كه من، داور دادگر هستم كه رحمتم بر خشمم پيشى گرفته است. من، خردسالان قوم تو را به خاطر گناهان بزرگ سالانشان كيفر نمى دهم و ـ اى يونس ـ آنان، بندگان و آفريدگان و مردمان من در سرزمين هاى من و در زير پوشش من اند. دوست دارم درباره آنان، حوصله كنم و با ايشان مدارا نمايم، و انتظار توبه شان را مى كشم».