شجاع

5 حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:لَقد رأيتُني يَومَ بَدرٍ ونحنُ نَلوذُ بالنَّبيِّ صلى الله عليه و آله وهُو أقرَبُنا إلَى العَدُوِّ، وكانَ مِن أشَدِّ النّاسِ يَومَئذٍ بأسا. ۱
امام على عليه السلام:در جنگ بدر، ما به پيامبر صلى الله عليه و آله پناه مى برديم و او از همه ما به دشمن، نزديك تر بود و در آن روز، از همه ما شجاعت بيشترى نشان داد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 53 ح 25، بحار الأنوار: ج 16 ص 232 ح 35.
عنه عليه السلام:كُنّا إذا احمَرَّ البأسُ ولَقِيَ القَومُ القَومَ اتّقَينا برسولِ اللّهِ، فما يَكونُ أحَدٌ أقرَبَ إلَى العَدُوِّ مِنهُ. ۱
امام على عليه السلام:وقتى جنگ شدّت مى گرفت و دو سپاه به جان هم مى افتادند، ما خود را در پناه پيامبر خدا قرار مى داديم وهيچ كس به دشمن، نزديك تر از او نبود.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 53 ح 26، بحار الأنوار: ج 16 ص 232 ح 35.
عنه عليه السلام:كُنّا إذا حَمِيَ البأسُ ولَقِيَ القَومُ اتَّقَينا برسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فما يكونُ مِنّا أحَدٌ أقرَبَ إلَى العَدُوِّ مِنهُ. ۱
امام على عليه السلام:وقتى آتش جنگ، شعله ور مى شد و دو سپاه، درگير مى شدند، ما خود را در نزديكى پيامبر خدا قرار مى داديم؛ زيرا هيچ يك از ما به دشمن، نزديك تر از پيامبر صلى الله عليه و آله نبود.
۱.كنز العمال: ج 12 ص 419 ح 35463.
كنز العمّال عن البراء بن عازب:كنّا إذا احمَرَّ البأسُ نَتَّقي برسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وإنّ الشُّجاعَ لَلّذي يُحاذي بهِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: هر گاه جنگ بالا مى گرفت، ما خود را در پناه پيامبر خدا قرار مى داديم و شجاع، كسى بود كه جرئت مى كرد با او هم رديف شود.
۱.كنز العمال: ج 12 ص 419 ح 35347.
صحيح مسلم عن أنس:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أحسَنَ النّاسِ، وكانَ أجوَدَ النّاسِ، وكانَ أشجَعَ النّاسِ، ولَقد فَزِعَ أهلُ المَدينَةِ ذاتَ لَيلَةٍ، فانطَلقَ ناسٌ قِبَلَ الصَّوتِ، فتَلَقّاهُم رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله راجِعا ـ وقَد سَبَقَهُم إلَى الصَّوتِ ـ وهُو على فَرَسٍ لأبي طَلحَةَ عُرْيٍ، في عُنُقِهِ السَّيفُ وهو يقولُ: لم تُراعُوا، لَم تُراعُوا. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا، زيباترين و بخشنده ترين و شجاع ترينِ مردم بود. شبى، مردم مدينه صدايى شنيدند و دچار وحشت شدند. عدّه اى از مردم به طرف صدا حركت كردند. پيامبر صلى الله عليه و آله كه جلوتر از آنها به طرف صدا رفته بود و سوار بر اسبِ برهنه ابو طلحه و شمشير به دوش، باز مى گشت، آن عدّه را ديد و فرمود: «نترسيد، نترسيد!».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1802 ح 48.