پايدار

1 حدیث
تفسير القُمّي: «وعَجِبوا أنْ جاءَهُم مُنْذِرٌ مِنْهُم» ۱ قال: نَزَلَت بمَكّةَ، لَمّا أظهَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الدَّعوَةَ بمَكّةَ اجتَمَعَت قُرَيشٌ إلى أبي طالِبٍ فقالوا: يا أبا طالِبٍ، إنّ ابنَ أخيكَ قد سَفّهَ أحلامَنا، وسَبَّ آلِهَتَنا وأفسَدَ شَبابَنا، وفَرَّقَ جَماعَتَنا، فإن كانَ الّذي يَحمِلُهُ على ذلكَ العُدمُ جَمَعْنا لَهُ مالاً حتّى يكونَ أغنى رجُلٍ في قُرَيشٍ ونُمَلِّكَهُ علَينا. فأخبَرَ أبو طالِبٍ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بذلكَ، فقالَ: لَو وَضَعوا الشَّمسَ في يَميني والقَمَرَ في يَساري ما أرَدتُهُ، ولكنْ يُعطوني كَلِمَةً يَملِكونَ بها العَرَبَ، ويَدينُ لَهُم بها العَجَمُ، ويكونونَ مُلوكا في الجَنَّةِ، فقالَ لَهُم أبو طالبٍ ذلكَ، فقالوا: نَعَم وعَشرَ

تفسير القمّى:آيه: «و شگفتى مى كردند كه هشداردهنده اى از خودشان براى آنان آمده است» در مكّه نازل شد. وقتى پيامبر خدا دعوت خود را در مكّه آشكار ساخت، قريش نزد ابو طالب رفتند و گفتند: اى ابو طالب! برادرزاده تو، ما را نابخرد مى خواند و به خدايانمان بد مى گويد و جوانانمان را فاسد مى سازد و اتّحاد ما را از هم مى پاشد. اگر نادارى، او را وا مى دارد كه چنين سخنانى را مطرح كند، ما حاضريم برايش پولى جمع كنيم، به طورى كه ثروتمندترين مرد قريش شود و او را فرمان رواى خود، قرار مى دهيم. ابو طالب، اين سخن قريش را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد. ايشان فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارند، چنين چيزى را نمى خواهم؛ بلكه يك كلمه به من بدهند تا به وسيله آن بر عرب

۱.ص: 4.
۲.تفسير القمي: ج 2 ص 228، بحار الأنوار: ج 18 ص 182 ح 12.