وهّاب، در قرآن و حديث
3 حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ أَنتَ ثِقَتي عِندَ شِدَّتي، ورَجائي عِندَ كُربَتي، وعُدَّتي عِندَ الأُمورِ الَّتي تَنزِلُ بي، فَأَنتَ وَلِيِّي في نِعمَتي، وإِلهي وإِلهُ آبائي، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بار خدايا! تويى مورد اعتماد من در سختى ام، و اميد من، در گرفتارى ام، و ساز و برگ منى در امورى كه بر من مقدّر مى كنى. پس تو در نعمت من، سرپرست منى و خداى من و خداى پدران منى. بر محمّد و خاندان او درود فرست!
۱.مصباح المتهجّد: ص 16 ح 15، بحار الأنوار: ج 81 ص 243 ح 28 وراجع: كنز العمّال: ج 2 ص 236 ح 3909.
عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ يَومَ بَدرٍ ـ: اللّهُمَّ أَنتَ ثِقَتي في كُلِّ كَربٍ، وأَنتَ رَجائي في كُلِّ شِدَّةٍ، وأَنتَ لي في كُلِّ أَمرٍ نَزَلَ بي ثِقَةٌ وعُدَّةٌ، وكَم مِن كَربٍ. أَنزَلتُهُ بِكَ وشَكَوتُهُ إِلَيكَ راغِبا فيهِ إِلَيكَ عَمَّن سِواكَ فَفَرَّجتَهُ وكَشَفتَهُ، فَأَنتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعمَةٍ وصاحِبُ كُلِّ حاجَةٍ ومُنتَهى كُلِّ رَغبَةٍ، فَلَكَ الحَمدُ كَثيرا ولَكَ المَنُّ فاضِلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از دعاى ايشان در روز (جنگ) بدر ـ: بار خدايا! تويى مورد اعتماد من در هر گرفتارى. تويى اميد من در هر سختى. تويى مورد اعتماد و ساز و برگم در هر چه بر من فرود مى آيد. چه بسيار گرفتارى اى كه. به آستان تو آوردم و شكايتش را براى تو بُردم، در حالى كه از غير تو به سوى تو روى گردانده بودم. پس تو آن را گشودى و برطرف كردى. پس تويى صاحب اختيارِ هر نعمت، همراه هر نياز و نهايت هر خواستن. پس ستايشِ بسيار، از آنِ توست و گشاده دستى بيش از استحقاق، براى توست.
۱.مهج الدعوات: ص 93، بحار الأنوار: ج 94 ص 211 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ أَنتَ حَيٌّ لا تَموتُ. ومَعروفٌ لا تُنكَرُ، ووَكيلٌ لا تُخفَرُ، وغالِبٌ لا تُغلَبُ، وقَديرٌ لا تُستَأمَرُ، وفَردٌ لا تَستَشيرُ، ووَهّابٌ لا تَمَلُّ، وسَريعٌ لا تَذهَلُ، وجَوادٌ لا تَبخَلُ، وعَزيزٌ لا تَزالُ، وحافِظٌ لا تَغفُلُ، وقائِمٌ لا تَنامُ، ومُحتَجِبٌ لا تُرى، ودائِمٌ لا تَفنى، وباقٍ لا تَبلى، وواحِدٌ لاتُشَبَّهُ، ومُقتَدِرٌ لا تُنازَعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بار خدايا! تو زنده اى هستى كه نمى ميرى.، و شناخته شده اى هستى كه انكار نمى شوى، و حمايتگرى هستى كه مراقبت نمى شوى، و چيره اى هستى كه شكست نمى خورى، و توانايى هستى كه فرمان بُردار نمى شوى، و يگانه اى هستى كه مشورت نمى خواهى، و بى مزدْ بسيار بخشنده اى هستى كه خسته نمى شوى، و سريعْ عمل كننده اى هستى كه [چيزى را]فروگذار نمى كنى، و بى عوضْ بخشنده اى هستى كه بُخل نمى ورزى، و شكست ناپذيرى هستى كه نابود نمى شوى، و نگاهبانى هستى كه غفلت نمى كنى، و استوارى هستى كه نمى خوابى، و پوشيده اى هستى كه ديده نمى شوى، و آن هميشگى اى هستى كه از بين نمى روى، و پايدارى هستى كه فرسوده نمى شوى، و يگانه اى هستى كه [چيزى را] به تو همانند نمى كنند، و بسيارْ توانايى هستى كه با تو ستيزه
۱.تاريخ دمشق: ج 9 ص 410 ح 2440 عن اُويس القرني عن الإمام عليّ عليه السلام وعمر بن الخطّاب؛ الإقبال: ج 2 ص 214 من دون إسناد إليه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 91 ص 72 ح 3.