از قضاى حتمى ، گريزى نيست
10 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، لَو جَهَدَتِ الاُمَّةُ لِتَنفَعَكَ ما نَفَعَتكَ، إلّا شَيئا قَد كَتَبَهُ اللّهُ لَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه جان محمّد به دست اوست، اگر همه امّت بكوشند تا سودى به تو برسانند، نمى توانند، مگر آن چيزى كه خدا براى تو مقرّر نموده است.
۱.الفردوس: ج 4 ص 365 ح 7055 عن ابن عبّاس.
حلية الأولياء عن أنس:خَدَمتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَشرَ سِنينَ، فَما أرسَلَني في حاجَةٍ قَطُّ فَلَم تُهَيَّأ، إلّا قالَ: لَو قَضى كانَ ـ أو قَدَّرَ كانَ ـ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از اَنَس ـ: ده سال در خدمت پيامبر خدا بودم. هرگز مرا براى انجام دادن كارى نفرستاد و آن كار انجام نشد، مگر اين كه فرمود: «اگر قضا بود، مى شد» يا «اگر قَدَر بود، مى شد».
۱.حلية الأولياء: ج 6 ص 179 ح 366.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا قَضَى اللّهُ لِعَبدٍ أن يَموتَ بِأَرضٍ، جَعَلَ لَهُ إلَيها حاجَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر خدا بخواهد بنده اى در سرزمينى بميرد، براى او در آن جا حاجتى قرار مى دهد.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 452 ح 2146 عن مطر بن عكامس.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أرادَ اللّهُ عز و جل إنفاذَ قَضائِهِ وقَدَرِهِ، سَلَبَ ذَوِي العُقولِ عُقولَهُم حَتّى يَنفَذَ فيهِم قَضاؤُه وقَدَرُهُ، فَإِذا مَضى أمرُهُ رَدَّ إلَيهِم عُقولَهُم، ووَقَعَتِ النَّدامَةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه خداوند عز و جل بخواهد قضا و قَدَرش را جامه عمل بپوشاند، خردِ خردمندان را سلب مى كند تا قضا و قدرش را در ميان آنان عملى سازد. هر گاه كارش انجام گرفت، خردشان را باز مى گردانَد و پشيمانى رُخ مى دهد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 250 ح 966 عن ابن عمر.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه خداى متعال، جامه عمل پوشيدن كارى را بخواهد، فكر هر صاحبْ خِردى را سلب مى كند.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ إذا أرادَ إمضاءَ أمرٍ، نَزَعَ عُقولَ الرِّجالِ حَتّى يُمضِيَ أمرَهُ، فَإِذا أمضاهُ رَدَّ إلَيهِم عُقولَهُم ووَقَعَتِ النَّدامَةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه خداوند، جامه عمل پوشيدن كارى را اراده نمايد، خِرد مردان را بر مى كَنَد تا كارش را به انجام رساند. وقتى كارش را به انجام رساند، خردشان را باز مى گردانَد و پشيمانى رُخ مى دهد.
۱.الجامع الصغير: ج 1 ص 253 ح 1666، كنز العمّال: ج 1 ص 110 ح 511 نقلاً عن أبي عبد الرحمن السلمي في سنن الصوفية عن جعفر بن محمّد عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «الدجّال» بدل «الرجال» والظاهر أنّه تصحيف.
الغيبة للنعماني عن عبد اللّه بن عبّاس:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِأَبي: يا عَبّاسُ، وَيلٌ لِذُرِّيَّتي مِن وُلدِكَ، ووَيلٌ لِوُلدِكَ مِن وُلدي، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أفَلا أجتَنِبُ النِّساءَ، أو قالَ: أفَلا أجُبُّ ۱ نَفسي؟
قالَ: إنَّ عِلمَ اللّهِ عز و جل قَد مَضى، وَالاُمورُ بِيَدِهِ، وإنَّ الأَمرَ سَيَكونُ في وُلدي. ۲
الغيبة، نعمانىـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا به پدرم فرمود: «اى عبّاس! واى بر نوادگان من از نسل تو و واى بر فرزندان تو از نسل من!».
گفت: اى پيامبر خدا! آيا از زنان، دورى كنم؟ (خود را عقيم سازم؟).
فرمود: «همانا علم خداوند عز و جل انجام گرفته و كارها به دست اوست و اين كار، به زودى درباره فرزندان من، محقّق مى شود».
تاريخ دمشق عن محمّد السعدي:إنَّ رَجُلاً مِنَ الأَنصارِ أتى رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: إنّي اُريدُ أن أتَزَوَّجَ امرَأَةً، فَادعُ لي،. فَقالَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: لَو دَعا لَكَ إسرافيلُ وجَبرَئيلُ وميكائيلُ وحَمَلَةُ العَرشِ ـ وأنَا فيهِم ـ ما تَزَوَّجتَ إلَا المَرأَةَ الَّتي كُتِبَت لَكَ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از محمّد سعدى ـ: مردى از انصار نزد پيامبر خدا آمد و گفت: مى خواهم با زنى ازدواج كنم، برايم دعا كن.
فرمود: «اگر اسرافيل و جبرئيل و ميكائيل و حاملان عرش، براى تو دعا كنند، در حالى كه من هم ميان آنها باشم، جز با زنى كه براى تو نوشته شده [و مقدّر] گرديده است، ازدواج نمى كنى».
۱.تاريخ دمشق: ج 52 ص 395 ح 11096.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا جاءَ القَضاءُ، ضاقَ الفَضاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه قضا بيايد، عرصه تنگ مى گردد.
۱.عوالي اللآلي: ج 1 ص 292 ح 165، بحار الأنوار: ج 77 ص 165 ح 2.