امين

10 حدیث
المناقب لابن شهر آشوب:كانَ [صلى الله عليه و آله]لا يَقومُ ولا يَجلِسُ إلّا على ذِكرِ اللّهِ. ۱
المناقب، ابن شهر آشوب:پيامبر خدا، بر نمى خاست و نمى نشست، مگر با ذكر خدا.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 147، بحار الأنوار: ج 16 ص 228 ح 34.
الطبقات الكبرى عن عبد اللّه بن الحارث:ما رَأيتُ أحَدا أكثَرَ تَبَسُّما مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن حارث ـ: هيچ كس را نديدم كه به اندازه پيامبر خدا، لبخند بر لب داشته باشد.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 372.
الطبقات الكبرى عن سعيد المقبري:كانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله إذا عَمِلَ عَمَلاً أثبَتَهُ ولَم يُكوِّنْهُ، يَعمَلُ بهِ مَرّةً ويَدَعُهُ مَرّةً. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از سعيد مَقبُرى ـ: پيامبر خدا، هر گاه كارى انجام مى داد، بر آن مداومت مى ورزيد و اين طور نبود كه آن را يك بار انجام دهد و يك بار انجام ندهد.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 379.
الطبقات الكبرى عن عطاء بن يسار:إنّ جِبريلَ أتَى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله وهُو بأعلى مَكّةَ يأكُلُ مُتَّكئا فقالَ لَهُ: يا محمّدُ، أكْلَ المُلوكِ؟! فجَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عطاء بن يسار ـ: جبرئيل، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه در منطقه بالاى شهر مكّه در حال تكيه دادن غذا مى خورد ـ آمد و گفت: اى محمّد! غذا خوردن شاهانه؟! پس پيامبر صلى الله عليه و آله راست نشست.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 380.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أما واللّهِ إنّي لَأمينٌ في السَّماءِ وأمينٌ في الأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هان! به خدا سوگند كه من در آسمان، امين هستم و در زمين نيز امينم.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 457 ح 32147 نقلاً عن المعجم الكبير عن أبي رافع.
كشف الغمّة:مِن أسمائهِ [صلى الله عليه و آله]: الأمينُ، وهُو مأخوذٌ مِن الأمانَةِ وأدائها وصِدقِ الوَعدِ، وكانَتِ العَربُ تُسمّيهِ بذلكَ قبلَ مَبعَثِهِ، لِما شاهَدوهُ مِن أمانَتِهِ، وكلُّ مَن أمِنتَ مِنهُ الخُلفَ والكَذِبَ فهُو أمينٌ، ولهذا وُصِفَ بهِ جَبرئيلُ عليه السلام فقالَ: «مُطاعٍ ثَمَّ أمينٍ» . ۱
كشف الغمّة:يكى از نام هاى پيامبر صلى الله عليه و آله، «امين» است كه بر گرفته از امانت و امانتدارى و خوش قولى است. پيش از آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله مبعوث شود، عرب او را امين مى ناميدند؛ چون امانتدارى او را ديده بودند. اصولاً هر كسى كه از خُلف وعده و دروغگويى او ايمن باشى، امين است. از همين رو، خداوند از جبرئيل عليه السلام با اين صفت، ياد كرده و فرموده است: «در آن جا [هم]مطاع [و هم]امين است» .
۱.كشف الغمّة: ج 1 ص 11، بحار الأنوار: ج 16 ص 118 ح 44.
سيرة ابن هشام:كانَت قُرَيشٌ تُسَمِّي رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ أن يَنزِلَ علَيهِ الوَحيُ: الأمينَ. ۱
سيرة ابن هشام:پيش از آن كه به پيامبر خدا وحى نازل شود، قريش به او امين مى گفتند.
۱.سيرة ابن هشام: ج 1 ص 210.
سيرة ابن هشام عن إبن اسحاقـ في بِناءِ الكَعبَةِ قَبلَ البِعثةِ ـ: ثُمّ إنّ القَبائلَ مِن قُرَيشٍ جَمَعَتِ الحِجارَةَ لبِنائها، كُلُّ قَبيلَةٍ تَجمَعُ على حِدَةٍ، ثُمّ بَنَوها، حتّى بَلَغَ البُنيانُ مَوضِعَ الرُّكنِ ـ يَعني الحَجَرَ الأسوَدَ ـ فاختَصَموا فيهِ، كلُّ قَبيلَةٍ تُريدُ أن تَرفَعَهُ إلى مَوضِعِهِ دُونَ الاُخرى. ثُمّ إنّهُمُ اجتَمَعوا في المَسجِدِ وتَشاوَروا وتَناصَفوا، فزَعَمَ بَعضُ أهلِ الرِّوايَةِ: أنّ أبا اُمَيّةَ بنَ المُغيرَةِ بنِ عبدِاللّهِ بنِ عُمرَ بنِ مَخزومٍ ـ وكانَ عامَئذٍ أسَنَّ قُرَيشٍ كُلِّها ـ قالَ: يا مَعشَرَ قُرَيشٍ، اجعَلوا بَينَكُم فيما تَختَلِفونَ فيه أوّلَ مَن يَدخُلُ من بابِ هذا المَسجِدِ يَقضي بَينَكُم فيهِ، ففَعَلوا. فكانَ أوّلَ داخِلٍ علَيهِم رسولُ

سيرة ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق، درباره ساختن كعبه پيش از بعثت ـ: قبايل قريش براى ساختن كعبه، سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد. آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه رُكن، يعنى حجر الأسود رسيد. در اين هنگام، با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست حجر الأسود را خود در محلّش قرار دهد، نه ديگرى. آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك ديگرى را به انصاف دعوت كرد. بعضى از راويان گفته اند: ابو اُميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم ـ كه در آن سال، مسن ترين فرد قريش بود ـ گفت: اى گروه قريش! بياييد اوّلين كسى را كه از درِ اين مسجد وارد مى شود، داور ميان خود قرار دهيد. قريش، موافقت كردند. نخستين كسى كه بر آنان وارد شد، پيامبر خدا بود. وقتى قريش

۱.سيرة ابن هشام: ج 1 ص 209.
سيرة ابن هشام عن إبن اسحاق:كانَت خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلدٍ امرأةً تاجِرَةً ذاتَ شَرَفٍ ومالٍ، تَستأجِرُ الرِّجالَ في مالِها وتُضارِبُهُم إيّاهُ بشيءٍ تَجعَلُهُ لَهُم، وكانَت قُرَيشٌ قَوما تُجّارا، فلَمّا بَلَغَها عن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَديثِهِ، وعِظَمِ أمانَتِهِ، وكَرَمِ أخلاقِهِ، بَعَثَت إلَيهِ فعَرَضَت علَيهِ أن يَخرُجَ في مالٍ لَها إلَى الشّامِ تاجِرا. ۱
سيرة ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: خديجه دختر خُوَيلد، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود. مردم را براى تجارت با اموال خود، استخدام مى كرد و در قبال كارشان، مقدار معيّنى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد. قريش، مردمى تاجرپيشه بودند. وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خلق و خوهاى پسنديده پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش خديجه رسيد، كسى را نزد ايشان فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او براى تجارت به شام برود.
۱.سيرة ابن هشام: ج 1 ص 199.
الطبقات الكبرى عن داوود بن الحصينـ في صفَةِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: كانَ رجُلاً أفضَلَ قَومِهِ مُروءةً، وأحسَنَهُم خُلقا، وأكرَمَهُم مُخالَطَةً، وأحسَنَهُم جِوارا، وأعظَمَهُم حِلما وأمانَةً، وأصدَقَهُم حَديثا، وأبعَدَهُم مِن الفُحشِ والأذى، وما رُئيَ مُلاحِيا ولا مُمارِيا أحَدا، حتّى سَمّاهُ قَومُهُ الأمينَ، لِما جَمعَ اللّهُ لَهُ مِن الاُمورِ الصّالِحَةِ فيهِ، فلَقد كانَ الغالِبَ علَيهِ بمَكّةَ الأمينُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از داوود بن حصين، در اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: او مردى بود كه از همه قوم خود، جوان مردتر، نيك خوتر، خوش برخوردتر، همسايه دارتر، بردبارتر، امانتدارتر، راستگوتر و از بدزبانى و آزاررسانى دورترين بود. هرگز ديده نشد كه با كسى كشمكش و بگومگو كند؛ زيرا خداوند، خصلت هاى پسنديده را در او جمع كرده بود تا جايى كه قومش او را «امين» ناميدند و در مكّه غالبا با لقب امين از او ياد مى شد.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 121.