حدیث دربارهتفسير يقين
معاني الأخبار عن أحمد بن أبي عبد اللّه عن أبيه في حديث مرفوع إلى النبيّ صلى الله عليه و آله:جاءَ جَبرئيلُ عليه السلام إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله: فقال: يا رسولَ اللّهِ، إنّ اللّهَ تباركَ وتعالى أرسَلَني إلَيكَ بِهَديَّةٍ لَم يُعطِها أحَدا قَبلَكَ. قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قلتُ: وماهِي؟ قالَ: الصَّبرُ وأحسَنُ مِنهُ. قلتُ: فما تَفسيرُ اليَقينِ؟ قالَ: المُوقِنُ يَعمَلُ للّه كأنّهُ يَراهُ، فإن لَم يَكُن يَرى اللّهَ فإنّ اللّهَ يَراهُ، وأن يَعلَمَ يَقينا أنَّ ما أصابَهُ لَم يَكُن لِيُخطِئَهُ، وأنَّ ما أخطأهُ لَم يَكُن لِيُصيبَهُ، وهذا كُلُّهُ أغصانُ التَّوكُّلِ ومَدرَجَةُ الزُّهدِ. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از احمد بن ابى عبد اللّه برقى، از پدرش، در حديثى كه سند آن را به پيامبر خدا رسانده است ـ: جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى پيامبر خدا! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مرا با هديه اى به سوى تو فرستاده كه پيش از تو، آن را به هيچ كس نداده است».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آن هديه چيست؟
جبرئيل عليه السلام گفت: «شكيبايى و چيزى بهتر از آن.».
پيامبر خدا فرمود: گفتم: تفسير يقين چيست؟
گفت: «شخصى كه يقين دارد، براى خدا چنان كار مى كند كه گويى او را مى بيند؛ زيرا اگر او خدا را نمى بيند، خدا كه او را مى بيند و به يقين مى داند كه آنچه به او رسيده، نمى شد كه نرسد و آنچه به او نرسيده، امكان نداشت كه برسد. همه اينها شاخه هاى توكّل و پلّكان زهدند».
۱.معاني الأخبار: ص 260 ح 1، بحار الأنوار: ج 77 ص 20 ح 4.