ستم

5 حدیث
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ، قالَ:.: يا بُنَيَّ، الظُّلمُ ظُلُماتٌ ويَومَ القِيامَةِ حَسَراتٌ، وإذا دَعَتكَ القُدرَةُ عَلى ظُلمِ مَن هُوَ دونَكَ فَاذكُر قُدرَةَ اللّهِ عَلَيكَ. ۱
إرشاد القلوب:از سفارش لقمان به پسرش است كه گفت: «. اى پسرم! ستم كردن، ظلمت مى آوَرَد و در روز رستاخيز، حسرت ها در پى دارد. هر گاه قدرت، تو را بر ستم كردن به پايين تر از خودت فراخواند، سيطره خدا را بر خودت، به ياد آور».
۱.إرشاد القلوب: ص 72.
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تَفرَح عَلى ظُلمِ أحَدٍ بَلِ احزَن عَلى ظُلمِ مَن ظَلَمتَهُ. ۱
إرشاد القلوب:از سفارش لقمان به پسرش است: «اى پسرم! از وارد شدنِ ستم بر هيچ كس شادمان نباش؛ بلكه از ستم ديدگىِ كسى كه به او ستم كردى، غمگين باش».
۱.إرشاد القلوب: ص 72.
تنبيه الخواطرـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، لا تَرثِ لِمَن ظَلَمتَهُ ولكِنِ ارثِ لِسوءِ ما جَنَيتَهُ عَلى نَفسِكَ. ۱
تنبيه الخواطرـ در آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! براى كسى كه به او ستم كرده اى، مويه مكن؛ ولى به خاطر بدىِ جنايتى كه بر خود كرده اى، مويه كن.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 231، بحار الأنوار: ج 13 ص 426 ح 21.
المصنف لابن أبي شيبة عن عُبَيد بن عُمَير:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا يُعجِبكَ رَحبُ الذِّراعَينِ بِالدَّمِ، فَإِنَّ لَهُ عِندَ اللّهِ قاتِلاً لا يَموتُ. ۱
المصنّف، ابن ابى شيبهـ در المصنف به نقل از عُبَيد بن عُمَير ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! وسعتِ دو ذراع خونِ ريخته، تو را به شگفتى وا ندارد؛ زيرا آن خون، نزد خداوند قاتلى دارد كه نمى ميرد».
۱.المصنف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 122 ح 2، حلية الأولياء: ج 9 ص 55.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، الفَقرُ خَيرٌ مِن أن تَظلِمَ وتَطغى. يا بُنَيَّ، إيّاكَ أن تَخرُجَ مِنَ الدُّنيا فَقيراً، وتَدَعَ أمرَكَ وأموالَكَ عِندَ غَيرِكَ قَيِّماً، فَتُصَيِّرَهُ أميرا. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، ـدرباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! تنگ دستى، بهتر است از اين كه ستمگر و طغيانگر باشى. اى پسرم! حذر كن از اين كه فقير از دنيا بروى، در حالى كه امور و دارايى هايت را به ديگرى وا مى گذارى و او را امير و فرمان روا مى كنى.
۱.الاختصاص: ص 336، بحار الأنوار: ج 13 ص 427 ح 23.