حدیث دربارهحكمت هاى جامع نبوى

الفردوس عن الحسين بن عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أخرَجَهُ اللّهُ عز و جل مِن ذُلِّ المَعاصي إلى عِزِّ التَّقوى، أغناهُ اللّهُ بِلا مالٍ، وأعَزَّهُ بِلا عَشيرَةٍ، وآنَسَهُ بِلا بَشَرٍ، ومَن لَم يَستَحِ مِن طَلَبِ المَعيشَةِ رَخَّى اللّهُ بالَهُ، ونَعَّمَ ۱ عِيالَهُ، ومَن زَهِدَ في الدُّنيا ثَبَّتَ اللّهُ الحِكمَةَ في قَلبِهِ، وأنطَقَ بِها لَسانَهُ، وبَصَّرَهُ داءَها ودَواءَها و عُيوبَها، وأخرَجَهُ اللّهُ سالِما إلى دارِ السَّلامِ. ۲
الفردوسـ از امام حسين عليه السلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: هر كس را كه خداوند از خوارى گناهان به عزّتِ پرهيزگارى درآورد، او را بى نياز گردانَد، بى آن كه ثروتى داشته باشد و عزيز و قدرتمندش كند، بى آن كه ايل و تبارى داشته باشد و از تنهايى به درش آورد، بى آن كه كسى با او همدم شود. هر كس از طلب روزى خجالت نكشد، خداوند، خاطرش را آسوده مى كند و عيالش را تأمين مى كند. هر كس به دنيا بى رغبت شود، خداوند، حكمت را در دلش استوار مى سازد و زبانش را به آن گويا مى كند و عيب هاى دنيا و درد و درمان آن را به وى مى شناسانَد و او را سالم از دنيا به سراى سلامت (بهشت) مى بَرد.
۱.في المصدر: «ويعم»، والتصويب من فردوس الأخبار: ج 4 ص 212 ح 6178.
۲.الفردوس: ج 3 ص 563 ح 5766 وراجع: حلية الأولياء: ج 3 ص 191 وكتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 410 ح 5890 والأمالي للطوسي: ص 721 ح 1521 وتحف العقول: ص 57.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا به امير مؤمنان على عليه السلام سفارش كرد و از جمله فرمود: «اى على! هر كس از امّتم چهل حديث را براى خدا و سراى آخرت حفظ كند، خداوند، روز قيامت، او را با پيامبران، صدّيقان (مؤمنان راستين) و شهيدان و شايستگان ـ كه بهترين همراهان هستند ـ، محشور مى كند». على عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! به من بگو اين احاديث چه هستند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين كه به خداى يگانه بى انباز، ايمان بياورى و او را بپرستى و جز او را نپرستى و نماز را با وضويى شاداب و كامل و در وقت خود و بدون تأخير، به جا آورى كه در تأخير آن و [بيرون وقت خواندن]بدون علّت، خشم خداى عز و جل است. زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و چون ثروتمند و مستطيع بودى، حج بگزارى. پدر و مادرت را نافرمانى نكنى و مال يتيم را به ستم نخورى. ربا نخورى و شراب و هيچ يك از نوشيدنى هاى مست كننده را ننوشى. زنا و لواط و سخن چينى نكنى و به خدا، سوگندِ دروغ مخورى. دزدى مكنى، گواهى دروغ براى هيچ كس، نزديك يا دور، ندهى و حق را از هر كس كه آن را آورد، كوچك باشد يا بزرگ، بپذيرى. به ستمكار تكيه مكنى، هر چند دوست و نزديك باشد. به هوسَت عمل نكنى و به زن عفيفِ خويشتندار، تهمت نزنى. ريا نكنى كه كمترين ريا، شرك به خداى عز و جلاست. افراد كوتاه و بلند را به زبان عيب، كوتاه و بلند، نخوانى. هيچ يك از آفريدگان خدا را مسخره نكنى. بر بلا و مصيبت، شكيب ورزى و نعمت هاى الهى را كه خداوند به تو داده، سپاس بگزارى. [خود را] از كيفر خدا بر گناهى كه كرده اى، ايمن مپندارى. از رحمت خدا، نااميد نشوى و از گناهانت به سوى خداى عز و جل بازگردى كه بازگردنده از گناهانش، مانند كسى است كه گناهى ندارد. در كنار استغفار، بر گناهانت اصرار نورزى كه همچون ريشخند كنندگان خدا و آيات الهى و پيامبرانش مى شوى. اين را بدانى كه آنچه به تو رسيد، حتما و بدون خطا مى رسيد و آنچه [به ظاهر]خطا نمود، نبايد به تو مى رسيد و با رضايتِ آفريده، نارضايىِ آفريدگار را به دست نياورى و دنيا را بر آخرت، مقدّم ندارى كه دنيا فانى و آخرت، باقى است. بر برادرانت از آنچه در توان دارى، بخل نورزى و درونت مانند برونت باشد، نه اين كه ظاهرت، زيبا و باطنت، زشت باشد كه اگر چنين كنى، از دوچهرگان خواهى بود. دروغ نگويى و با دروغگويان، درنياميزى و چون سخن حقّى شنيدى، خشم مگيرى و خود، خانواده، فرزندان و همسايگانت را به اندازه توانت تربيت كنى. به آنچه مى دانى، عمل كنى و با هيچ يك از خلق خدا، جز به حق، معامله نكنى. در برابر نزديك و دور، نرم باشى، نه زورگو و لجباز. تسبيح و تهليل و دعا را فراوان گويى و بسيار به ياد مرگ [و وقايع] و پس از آن از قيامت تا بهشت و دوزخ باشى. فراوان قرآن بخوان و به آن عمل كن. نيكى به مردان و زنان مؤمن و گراميداشت آنان را غنيمت بدان و بنگر هر چه را براى خود نمى پسندى، با هيچ يك از مؤمنان مكنى. از كار خير، ملول مشو و سربارِ هيچ كس مباش و چون به كسى نعمتى بخشيدى، بر او منّت مگذار و دنيا نزد تو، زندانى باشد كه از آن به سوى بهشت مى روى. اين، چهل حديث است كه هر كس از امّتم بر آن پايدارى ورزد و آنها را حفظ كند، به رحمت الهى وارد بهشت مى شود و پس از پيامبران و اوصيا، محبوب ترينِ مردم نزد خداى عز و جل است و خدا، او را روز قيامت با پيامبران، صدّيقان، شهيدان و شايستگان ـ كه بهترينْ همراهان اند ـ، محشور مى كند».
دعائم الإسلامـ از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا به من فرمود: «اى پسر عزيزم! بر پشت بخواب تا شكمت كوچك شود. آب را بمَك تا غذا گوارايت شود. سرمه را فرد (يك، سه، پنج. بار) سرمه كشيدن، يعنى فرو بردن ميل در سرمه دان و سپس كشيدن آن به چشم، و در اين جا، منظور، اين است كه عدد اين كشيدن ها، فرد باشد، نه زوج. بكش تا ديده ات روشن شود. يك روز در ميان، روغن بمال براى ديدن احاديث متعدّدِ توصيه به «چرب كردن پوست بدن» و «روغن زدن به موى سر و ابرو»، ر.ك: دانش نامه احاديث پزشكى: ج 1 ص 151 و 251 ـ 254. تا به مانند سنّت پيامبرت رفتار كرده باشى. كفش خوب به پا كن كه زينتِ پاى مردان است و نيز عمامه بگذار كه تاج عرب است. چون آب گوشت پختى، آبش را زياد بريز تا اگر گوشتش به همسايگانت نرسيد، از آبش به آنها برسد؛ زيرا آبِ گوشت هم مانند خود گوشت [باخاصيّت]است. انگشتر ياقوت و عقيق به دست كن كه خجسته و بابركت است و هر بار كه مرد به آن بنگرد، بر نور سيمايش مى افزايد و نماز با آن، هفتاد نماز به شمار مى آيد. انگشتر را به دست راستت بكن كه سنّت من و فرستادگان خداست و هر كس از سنّت من روى گردانَد، از من نيست. انگشتر را به دستِ چپ مكن و از غير ياقوت و عقيق هم نباشد».
حلية الأولياءـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا را ديدم كه به سخن براى يارانش ايستاد و فرمود: «اى مردم! گويى كه مرگ بر غير ما نوشته شده است. گويى كه حقّ آن، بر غيرِ ما واجب شده است. گويى مردگانى را كه تشييع مى كنيم، مسافرند و به زودى به سوى ما باز مى گردند. ميراثشان را چنان مى خوريم كه گويى پس از آنان، هميشه مى مانيم. هر عبرتى را از ياد برده ايم و خود را از هر هلاك كننده اى، ايمن مى پنداريم. خوشا به حال كسى كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيب هاى مردم، باز داشته است! خوشا به حال كسى كه كسبش پاك، درونش به سامان، بُرونش نيكو و راهش راست است! خوشا به حال كسى كه براى خدا فروتنى مى كند، بى آن كه كاستى پذيرد و از آنچه بدون گناهْ گِرد آورده است، انفاق مى كند و با ژرفكاروان در دين و دانايان درمى آميزد و بر افتادگان و بينوايان، رحمت مى آورد! خوشا به حال كسى كه زيادى مالش را انفاق كند و زيادىِ گفتارش را نگاه دارد و در دامنه سنّت بمانَد و از آن به بدعت نگرايد!».
النوادرـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: طلاق، تنها پس از ازدواج، و آزادى برده تنها پس از تملّك او، تحقّق پذير است. خاموشى از صبح تا شب و روزه دارى به صورت پيوسته [و بدون اخطار تا دو روز]، ممنوع است. پس از پايان دوره شيرخوارگى، ديگر شير خوردن، موجب حرمتِ رضاعى نمى شود. با احتلام و بلوغ، يتيمى [نيازمند قيّم] نيست. زن را با [وجود]شوهر، فرزند را با [وجود]پدر و برده را با [وجود]مولا، نذرى نيست. يعنى زن از مال شوهرش بدون اذن او نمى تواند نذر كند. مسلمان، حق ندارد پس از هجرت، باديه نشين و جاهل به احكام گردد. سوگند خوردن براى قطع رَحِم و در باره آنچه ملك انسان نيست و نيز در نافرمانى خدا، اعتبارى ندارد. اگر پسرى ده حج بگزارد، سپس به بلوغ برسد، هنوز به شرط توانايى، حَجّة الإسلام بر او واجب است اگر برده مُكاتَبى، مبلغ قرارداد آزادى اش را پرداخت كند و تنها چند رطل از بدهى اش مانده باشد، همچنان در بردگى، باقى است».