حدیث دربارهكوشش براى هدايت دشمن
الفتوحـ في ذِكرِ ما جَرى بَينَ الحُسَينِ عليه السلام قَبلَ شَهادَتِهِ وبَينَ عُمَرَ بنِ سَعدٍ ـ: فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: وَيحَكَ يَابنَ سَعدٍ، أما تَتَّقِي اللّهَ الَّذي إلَيهِ مَعادُكَ أن تُقاتِلَني، وأنَا ابنُ مَن عَلِمتَ يا هذا مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟! فَاترُك هؤُلاءِ وكُن مَعي؛ فَإِنّي اُقَرِّبُكَ إلَى اللّهِ عز و جل.
فَقالَ لَهُ عُمَرُ بنُ سَعدٍ: أبا عَبدِ اللّهِ، أخافُ أن تُهدَمَ داري.
فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: أنَا أبنيها لَكَ.
فَقالَ: أخافُ أن تُؤخَذَ ضَيعَتي ۱.
فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: أنَا اُخلِفُ عَلَيكَ خَيرا مِنها مِن مالي بِالحِجازِ.
قالَ: فَلَم يُجِب عُمَرُ إلى شَيءٍ مِن ذلِكَ. ۲
الفتوحـ در بيان آنچه پيش از شهادت امام حسين عليه السلام ميان ايشان و عمر بن سعد گذشت ـ: امام حسين عليه السلام به او فرمود: «واى بر تو، اى پسر سعد! آيا از خدايى كه بازگشتت به سوى اوست، پروا نمى كنى كه با من مى جنگى و مى دانى كه من، پسر چه كسى از نسل پيامبر خدا هستم؟! پس اينها (يزيديان) را رها كن و با من باش كه من، تو را به خداى عز و جل نزديك مى كنم».
عمر بن سعد به او گفت: ابا عبد اللّه! مى ترسم كه خانه ام را ويران كنند.
امام حسين عليه السلام به او فرمود: «من، آن را برايت مى سازم».
عمر گفت: مى ترسم كه مزرعه ام را بگيرند.
امام حسين عليه السلام فرمود: «من، از دارايى ام در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم».
عمر، ديگر پاسخى نداد.