حدیث دربارهعزّت

الإرشاد عن الإمام الحسين عليه السلامـ مُخاطِبا جَيشَ ابنِ زِيادٍ يَومَ عاشوراءَ ـ: لا وَاللّهِ، لا اُعطيكُم بِيَدي إعطاءَ الذَّليلِ، ولا أفِرُّ فِرارَ العَبيدِ. ۱
الإرشادـ از امام حسين عليه السلام (خطاب به لشكر ابن زياد در روز عاشورا) ـ: نه. به خدا سوگند، دستِ خوارى به شما نمى دهم و چون بندگان نمى گريزم.
۱.الإرشاد: ج 2 ص 98، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 68، مثير الأحزان: ص 51، إعلام الورى: ج 1 ص 459، بحار الأنوار: ج 45 ص 7.

احادیث دیگر این موضوع

۵
مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمىـ به نقل از عبد اللّه بن حسن (درباره حوادث روز عاشورا) ـ: امام حسين عليه السلام از ميان يارانش بيرون شد و نزد مردم (سپاه دشمن) آمد و از آنان خواست كه ساكت شوند؛ امّا آنان از ساكت شدن، خوددارى ورزيدند. به آنان فرمود: «. هان! خوانده شده، پسر خوانده شده، مرا ميان دو چيز قرار داده است: مرگ و خوارى. برگزيدن خوارى از ما بسى دور است و خداوند و پيامبرش و نيز نياكان پاك و مادران پاكْ دامن ما و جان هاى غيرتمند، فرمان بردارى از لئيمان را گردن نمى نهند و آن را بر مرگ كريمانه مقدّم نمى كنند، هان! من، جاى عذرى نگذاشتم و هشدار دادم. هان! با همين خانواده و كمىِ نفرات و نبودِ ياران، به جنگ مى روم». سپس سرود: «اگر مى خواستيم فرار كنيم، پيش تر فرار مى كرديمو اگر هم اهل فرار باشيم، شما نمى توانيد ما را فرارى دهيد. خوىِ ما ترس و هراس نيست، بلكهمرگ ما و نوبت دولتِ ديگران، در رسيده است. هان كه پس از اين واقعه، جز به اندازه سوار شدن بر اسب، نمى گذرد تا اين كه آسياى شما نيز بچرخد! اين، عهدى است كه پدرم از جدّم به من گفته است. «پس كار و شريكان خود را گرد آوريد» «و همگى با من نيرنگ كنيد. سپس، مهلتى نخواهيد يافت كه من بر خداوند، پروردگار من و شما، توكّل كرده ام، و هيچ جنبده اى نيست، جز آن كه اختيارش به دست اوست. بى ترديد، پروردگارم بر راهى راست است» ».