حدیث دربارهنتيجه آگاهى از قَدَر
الأخبار الطوال:سارَ الحُسَينُ عليه السلام مِن بَطنِ الرُّمَّةِ ۱ فَلَقِيَهُ عَبدُ اللّهِ بنُ مُطيعٍ وهُوَ مُنصَرِفٌ مِنَ العِراقِ، فَسَلَّمَ عَلَى الحُسَينِ عليه السلام وقالَ لَهُ: بِأَبي أنتَ واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّهِ، ما أخرَجَكَ مِن حَرَمِ اللّهِ وحَرَمِ جَدِّكَ؟!
فَقالَ: إنَّ أهلَ الكوفَةِ كَتَبوا إلَيَّ يَسأَلونَني أن أقدَمَ عَلَيهِم لِما رَجَوا مِن إحياءِ مَعالِمِ الحَقِّ وإماتَةِ البِدَعِ.
قالَ لَهُ ابنُ مُطيعٍ: أنشُدُكَ اللّهَ ألاّ تَأتِيَ الكوفَةَ، فَوَاللّهِ لَئِن أتَيتَها لَتُقتَلَنَّ.
فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: «لَّن يُصِيبَنَآ إِلاَّ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا» ۲ ، ثُمَّ وَدَّعَهُ ومَضى. ۳
الأخبار الطِّوال:امام حسين عليه السلام از بَطنُ الرُّمّه ۴ حركت كرد. عبد اللّه بن مطيع ـ كه از عراق بازمى گشت ـ او را ديد. بر ايشان سلام داد و گفت: پدر و مادرم فدايت باد، اى فرزند پيامبر خدا! چه چيز، تو را از حرم خدا (مكّه) و حرم جدّت (مدينه) بيرون آورده است؟
امام عليه السلام فرمود: «كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته اند كه به اميد زنده كردن نشانه هاى حق و ميراندن بدعت ها، بر آنان درآيم».
ابن مطيع به او گفت: تو را به خدا سوگند مى دهم كه به كوفه نروى كه ـ به خدا سوگند ـ، اگر به آن جا بروى، بى ترديد، تو را مى كُشند.
امام حسين عليه السلام فرمود: « «به ما چيزى نمى رسد، جز آنچه خدا براى ما نوشته است» ».
سپس با او خداحافظى كرد و رفت.