حدیث دربارهجَون (غلام سياه)
تسلية المجالس:ثُمَّ تَقَدَّمَ جَونٌ. ثُمَّ بَرَزَ لِلقِتالِ وهُوَ يُنشِدُ ويَقولُ:
كَيفَ يَرَى الكُفّارُ ضَربَ الأَسوَدِبِالسَّيفِ ضَربا عَن بَني مُحَمَّدِ
أذُبُّ عَنهُم بِاللِّسانِ وَاليَدِأرجو بِهِ الجَنَّةَ يَومَ المَورِدِ
ثُمَّ قاتَلَ حَتّى قُتِلَ، فَوَقَفَ عَلَيهِ الحُسَينُ عليه السلام وقالَ:
اللّهُمَّ بَيِّض وَجهَهُ، وطَيِّب ريحَهُ، وَاحشُرهُ مَعَ الأَبرارِ، وعَرِّف بَينَهُ وبَينَ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ. ۱
تسلية المجالس:سپس، جَون، پيش رفت. و به جنگ تن به تن، درآمد و چنين رجز مى خواند:
كافران، ضربه [اين غلامِ] سياه را چگونه مى بينندضربه با شمشير و به دفاع از فرزندان محمّد را؟
با زبان و دست، از ايشان دفاع مى كنمو بدان، بهشت را در روز ورود به محشر، اميد مى برم.
سپس، جنگيد تا كشته شد. امام حسين عليه السلام بر سرش ايستاد و گفت: «خداوندا! رويش را سفيد كن و بويش را خوش دار و با نيكان، محشورش بدار و [در قيامت] با محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان محمّد، آشنايش كن».
۱.تسلية المجالس: ج 2 ص 292، بحار الأنوار: ج 45 ص 22.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیذکر و دعاکسانی که امام برایشان دعا کرد +1 مورد دیگر