حدیث دربارهدعاى امام در قنوت

مهج الدعوات عن الإمام الحسين عليه السلامـ في قُنوتِهِ ـ: اللّهُمَّ مَن أوى إلى مأوىً فَأَنتَ مَأوايَ، ومَن لَجَأَ إلى مَلجَأٍ فَأَنتَ مَلجَئي، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاسمَع نِدائي، وأجِب دُعائي، وَاجعَل مَآبي ۱ عِندَكَ ومَثوايَ ۲، وَاحرُسني في بَلوايَ مِنِ افتِنانِ الاِمتِحانِ، ولَمَّةِ ۳ الشَّيطانِ، بِعَظَمَتِكَ الَّتي لا يَشوبُها ۴ وَلَعُ نَفسٍ بِتَفتينٍ، ولا وارِدُ طَيفٍ بِتَظنينٍ، ولا يَلُمُّ بِها فَرَحٌ ۵، حَتّى تَقلِبَني إلَيكَ بِإِرادَتِكَ غَيرَ ظَنينٍ ولا مَظنونٍ، ولا مُرابٍ ولا مُرتابٍ، إنَّكَ أرحَمُ الرّاحِمينَ. ۶
مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام (در قنوتش) ـ: خدايا! هر كس به پناهگاهى پناه آورْد و تو، پناهگاه منى. هر كس به آشيانه اى روى آورد و تو، آشيانه منى. خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و نداى مرا بشنو و دعايم را اجابت كن و بازگشت و منزلگاهم را نزد خودت قرار ده. مرا از گرفتارى فتنه آزمونم و همراهىِ شيطان، نگاه دار، به سبب بزرگى ات كه شيفتگىِ جان فتنه زده اى با آن درنمى آميزد و باريكه اى از بدگمانى بدان راه نمى يابد و سرمستى اى بدان نزديك نمى گردد تا مرا به خواست خود، بگردانى، بى آن كه گمان بد ببرم و يا گمان بد به من برود، و نه در من ترديد شود و نه ترديد كنم، كه تو مهربان ترينِ مهربانانى.
۱.المَآب: المرجِع (الصحاح: ج 1 ص 89 «أوب»).
۲.المَثوى: المَنزِل (المصباح المنير: ص 88 «ثوى»).
۳.اللَّمَّةُ: الخَطرَةُ تقع في القلب، فما كان من خَطَرات الخير فهو من المَلَك، وما كان من خَطَرات الشّرّ فهو من الشيطان (النهاية: ج 4 ص 273 «لمم»).
۴.الشَّوْبُ: الخلط (الصحاح: ج 1 ص 158 «شوب»).
۵.في بحار الأنوار: «فرج» بدل «فرح».
۶.مهج الدعوات: ص 69، بحار الأنوار: ج 85 ص 214 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۱
مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام (در قنوتش) ـ: خدايا! از تو آغاز است و خواست (مشيّت)، براى توست. توان و نيرو، براى توست. تويى خداوندى كه جز تو خدايى نيست. دل هاى دوستانت را جايگاه خواستت و نهانگاه اراده ات قرار دادى و خِردهايشان را به امر و نهى هايت برانگيختى. هرگاه چيزى را بخواهى، انگيزه هاى درونى آنان را در ژرفاى وجودشان تحريك مى كنى و آنچه از اراده تو سرچشمه گرفته و بر زبانشان جارى شده، چيزى است كه تو به آنها فهمانده اى و بدان، باورمندشان ساخته اى. با خِردها تو را مى خوانند و با حقايقى كه تو به آنها بخشيده اى، به سوى تو فرا مى خوانند و من، از آنچه تو مرا آموخته اى، مى دانم كه تو را بايد بر آنچه به من نشان داده و بدان راه داده اى، سپاس گزارْد. خدايا! من با همه اينها به تو و به توان و نيرويت پناهنده ام. خشنودم به حكمى كه در علم خود، به سوى من سوق مى دهى و روانه ام به هر جا كه تو روانه كنى و آهنگ كننده آنچه تو مرا به سوى آن، جهت داده اى، هستم. در جان نثارى به پاى آنچه تو را از من خشنود مى كند، بخل نمى ورزم، چون تو مرا بدان راضى ساخته اى و از هيچ كوششى در آنچه تو مرا بدان خوانده اى، دريغ نمى دارم. به آنچه به من شناسانده اى، شتابانم و در راهى گام مى نهم كه تو برايم گشوده اى. در آنچه بصيرتم بخشيده اى، بصيرم و تا نگاهم داشته اى، [خود را از لغزش ها]نگاه مى دارم. پس مرا از نگاه داشت خود، رها و از عنايتت، بيرون مكن و از توانايى ات [كنار]منشان و از مقصودى كه بدان به خواسته تو مى رسم، بيرون مبر و نخستين گام هايم را با بينش، همراه كن و راهم را بر محبّت خود بگذار و مسيرم را راه درست قرار ده، تا مرا به آرزويم برسانَد. همان جا كه از من خواسته اى و براى آن مرا آفريده اى، فرودم آورد و در آن جا جايم ده و دوستانت را از آزموده شدن با من، در پناه گير و با رحمت خويش، آنان را براى رحمتت در نعمت بخشى به آنها بيازماى؛ آزمونِ برگزيدن و رَهيدن در پيمودن راه و پيروى روش من، و مرا به پدران و خويشان صالحم، ملحق فرما.