حدیث دربارهراهنماى خداشناسى

التوحيد عن زياد بن المنذر عن أبي جعفر محمّد بن عليّ الباقر عن أبيه عن جدّه عليهم السلام: إنَّ رَجُلاً قامَ إلى أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام فَقالَ: يا أميرَالمُؤمِنينَ، بِماذا عَرَفتَ رَبَّكَ؟ قالَ: بِفَسخِ العَزمِ، ونَقضِ الهَمِّ؛ لَمّا هَمَمتُ فَحيلَ بَيني وبَينَ هَمّي، وعَزَمتُ فَخالَفَ القَضاءُ عَزمي، عَلِمتُ أنَّ المُدَبِّرَ غَيري. قالَ: فَبِماذا شَكَرتَ نَعماءَهُ؟ قالَ: نَظَرتُ إلى بَلاءٍ قَد صَرَفَهُ عَنّي وأبلى بِهِ غَيري، فَعَلِمتُ أنَّهُ قَد أنعَمَ عَلَيَّ فَشَكَرتُهُ. قالَ: فَلِماذا أحبَبتَ لِقاءَهُ؟ قالَ: لَمّا رَأَيتُهُ قَدِ اختارَ لي دينَ مَلائِكَتِهِ ورُسُلِهِ وأنبِيائِهِ، عَلِمتُ أنَّ الَّذي أكرَمَني بِهذا لَيسَ يَنساني، فَأَحبَبتُ لِقاءَهُ. ۱
التوحيدـ به نقل از زياد بن مُنذِر، از امام باقر، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهم السلام ـ: مردى نزد اميرمؤمنان آمد و گفت: اى اميرمؤمنان! خدايت را به چه شناختى؟ فرمود: «با از ميان رفتن تصميم و انهدام قصد. چون قصد كردم و ميان من و قصدم مانعى پديدار شد، و تصميم گرفتم، امّا تقدير با تصميم من، ناسازگار شد، دانستم كه تدبيركننده، كس ديگرى است». گفت: چگونه، نعمت هايش را سپاس مى گزارى؟ فرمود: «نگريستم كه بلا را از من گردانده و ديگرى را بدان دچار ساخته است. پس دانستم كه به من نعمت داده است. به همين خاطر، او را سپاس گزاردم». گفت: از چه رو، دوستدار ديدارش هستى؟ فرمود: «چون ديدم كه آيين فرشتگان و فرستادگان و پيامبرانش را برايم برگزيده است، دانستم كسى كه چنين مرا نواخته، از ياد نخواهد بُرد. پس دوستدار ديدارش شدم».
۱.التوحيد: ص 288 ح 6 وراجع: الخصال: ص 33 ح 1 ومختصر بصائر الدرجات: ص131 وروضة الواعظين: ص 38.

احادیث دیگر این موضوع

۱
التوحيدـ به نقل از محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، از امام عسكرى عليه السلام ـ: مردى نزد امام زين العابدين عليه السلام آمد و گفت: مرا از معناى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» آگاه كن. امام زين العابدين عليه السلام فرمود: «پدرم (امام حسين عليه السلام) از برادرش حسن عليه السلام از پدرش امير مؤمنان حديث كرد كه مردى نزد او آمد و گفت: اى امير مؤمنان! مرا از معناى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» آگاه كن. على عليه السلام فرمود: اين كه مى گويى: اللّه، يعنى بزرگ ترين نام خدا و آن، نامى است كه نام گذارىِ جز خدا به آن، روا نيست و مخلوقى را بِدان، نام نمى گذارند. مرد پرسيد: تفسير «اللّه» چيست؟ فرمود: او كسى است كه هر مخلوقى در نيازها و سختى ها و به هنگام قطع اميد از غير او و بُريدن هر سبب و وسيله ديگر، به سوى او روى مى آورد؛ زيرا هر بزرگى در اين دنيا، هر چند توانگر و طاغى باشد و نياز مردم به او فراوان، باز هم مردم، نيازهايى دارند كه اين بزرگ، نمى تواند برآورده سازد و اين بزرگ هم، نيازهايى دارد كه خود، توان رفع آنها را ندارد. از اين رو، به هنگام ضرورت و نياز، به خدا رو مى آورد تا آن كه نيازش برطرف شود و سپس به شركش بازمى گردد. آيا نشنيده اى كه خداى عز و جل مى فرمايد: «بگو: به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز، شما را دريابد، اگر راستگوييد، [كسى] غير از خدا را مى خوانيد؟ [نه،] بلكه تنها او را مى خوانيد و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مى گردانَد و شما شرك را، فراموش مى كنيد» . پس خداوند به بندگانش فرمود: اى نيازمندان رحمت من! نياز به خودم را در هر حال، و خوارىِ بندگى را در هر زمان، براى شما ضرورى ساختم. پس در آغاز هر كارى كه به انجام رساندن و رسيدن به نهايتش اميد داريد، به من پناه ببريد، كه من، اگر بخواهم به شما بدهم، جز من، كسى بر بازداشتن شما از آن، توانا نيست و اگر بخواهم شما را از چيز باز دارم، جز من، كسى بر اعطاى آن به شما توانا نيست. پس من، سزاوارترين شخص به درخواست و نيز سزامندترين به زارى به درگاه او هستم. پس هنگام آغاز هر امر كوچك و بزرگى، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» بگوييد؛ يعنى براى اين كار، از خدايى كه عبادتِ جز او درست نيست، يارى مى جويم؛ خدايى كه چون از او كمك خواسته شود، ياور است و چون دعا شود، اجابت مى كند. بخشنده اى كه با گستردنِ روزى بر ما رحم مى كند. مهربان با ما در دين و دنيا و آخرتمان؛ او كه دين را بر ما تخفيف داد و آن را آسان و سبُك قرار داد، و اوست كه با جدا ساختن ما از دشمنانش بر ما رحمت مى آورد». سپس افزود: «پيامبر خدا فرمود: هر كس را مشكلى اندوهگين كرد، [اگر]مخلصانه و با توجّه قلبى، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» بگويد، از دو حال، بيرون نخواهد بود: يا به حاجتش در دنيا مى رسد و يا حاجتش در نزد خدا به حساب مى آيد و ذخيره مى شود، و البته آنچه پيش خداوند است، براى مؤمنان، بهتر و پاياتر است».