حدیث دربارهرؤياى امام در راه كربلا

كامل الزيارات عن شهاب بن عبد ربّه عن أبي عبد اللّه عليه السلام:لَمّا صَعِدَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام عَقَبَةَ البَطنِ، قالَ لِأَصحابِهِ: ما أراني إلاّ مَقتولاً. قالوا: وما ذاكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ؟! قالَ: رُؤيا رَأَيتُها فِي المَنامِ. قالوا: وما هِيَ؟ قالَ: رَأَيتُ كِلابا تَنهَشُني، أشَدُّها عَلَيَّ كَلبٌ أبقَعُ. ۱
كامل الزياراتـ به نقل از شهاب بن عبد ربّه، از امام صادق عليه السلام ـ: چون امام حسين عليه السلام از گردنه بطن بالا رفت، به يارانش فرمود: «من، خود را جز كشته شده نمى بينم». گفتند: از چه رو، اى ابا عبد اللّه؟! فرمود: «به دليل خوابى كه ديده ام». گفتند: آن چيست؟ فرمود: «سگ هايى را ديدم كه مرا گاز مى گيرند و سخت ترينِ آنها، سگ پيسه اى بود».
۱.كامل الزيارات: ص 157 ح 194، بحار الأنوار: ج 45 ص 87 ح 24.

احادیث دیگر این موضوع

۱
مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى:امام حسين عليه السلام حركت كرد و ظهر به اتّفاق يارانش در ثعلبيه فرود آمدند. امام عليه السلام سرش را [بر زمين] گذاشت و خوابش بُرد. سپس، گريان بيدار شد. فرزندش على بن الحسين عليه السلام به ايشان گفت: اى پدر! چرا مى گريى؟ خدا چشمانت را گريان نكند! امام عليه السلام به او فرمود: «پسر عزيزم! اين، ساعتى است كه رؤيا در آن، دروغ نيست. به تو مى گويم كه من، لحظه اى به خواب رفتم و ديدم كه سوارى با اسب بر بالاى سرم ايستاد و گفت: اى حسين! شما شتاب مى ورزيد و مرگ هايتان هم شما را به سوى بهشت، سوق مى دهد. پس دانستم كه مرگمان را به ما خبر دادند». پسرش (على بن الحسين عليه السلام) به ايشان گفت: اى پدر! آيا ما بر حق نيستيم؟ فرمود: «چرا، اى پسر عزيزم! سوگند به كسى كه بازگشت بندگان به سوى اوست [، چنين است]!». سپس فرزندش على به ايشان گفت: در اين صورت، از مرگ باكى نداريم. امام حسين عليه السلام به او فرمود: «پسر عزيزم! خدا تو را جزاى خيرى دهد كه هيچ فرزندى را از جانب پدرش به سان آن، جزا نداده باشد».