حدیث دربارهدعوت خواهر به شكيبايى
الملهوف عن الإمام الحسين عليه السلامـ فيما عَزّى بِهِ اُختَهُ اُمَّ كُلثومٍ لَمّا أخَذَت تُنادي: وامُحَمَّداه واعَلِيّاه. واضَيعَتاه بَعدَكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ ـ: يا اُختاه، تَعَزَّي بِعَزاءِ اللّهِ، فَإِنَّ سُكّانَ السَّماواتِ يَموتونَ، وأهلَ الأَرضِ لا يَبقَونَ، وجَميعَ البَرِيَّةِ يَهلِكونَ.
ثُمَّ قالَ: يا اُختاه يا اُمَّ كُلثومٍ، وأنتِ يا زَينبُ، وأنتِ يا رُقَيَّةُ، وأنتِ يا فاطِمَةُ، وأنتِ يا رَبابُ، اُنظُرنَ إذا أنَا قُتِلتُ فَلا تَشقُقنَ عَلَيَّ جَيبا، ولا تَخمُشنَ عَلَيَّ وَجها، ولا تَقُلنَ عَلَيَّ هُجرا ۱. ۲
الملهوف:امام حسين عليه السلام چون شنيد كه خواهرش امّ كلثوم، صدايش را به اين سخنان بلند كرده است كه: وا محمّداه، وا عليّاه!. واى بر ما پس از تو، اى ابا عبد اللّه!، او را تعزيت داد و فرمود: «اى خواهر! با تسلاّى الهى آرام باش، كه ساكنان آسمان ها مى ميرند و ساكنان زمين نمى مانند و همه آفريده ها هلاك مى شوند».
سپس فرمود: «اى خواهر، اى امّ كلثوم، تو اى زينب، و تو اى رقيّه، و تو اى فاطمه، و تو اى رُباب! بنگريد كه چون من كشته شدم، برايم گريبان چاك مدهيد و صورت مخراشيد و سخنان نسنجيده مگوييد».