حدیث دربارهدعوت فرزندش على اكبر به شكيبايى
الأمالي عن عبد اللّه بن منصور عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام: لَمّا بَرَزَ [عَلِيٌّ الأَكبَرُ]إلَيهِم، دَمَعَت عَينُ الحُسَينِ عليه السلام فَقالَ: اللّهُمَّ كُن أنتَ الشَّهيدَ عَلَيهِم، فَقَد بَرَزَ إلَيهِمُ ابنُ رَسولِكَ، وأشبَهُ النّاسِ وَجها وسَمتا ۱ بِهِ.
فَجَعَلَ يَرتَجِزُ وهُوَ يَقولُ:
أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّنَحنُ وبَيتُ اللّهِ أولى بِالنَّبِيِّ
أما تَرَونَ كَيفَ أحمي عَن أبي
فَقَتَلَ مِنهُم عَشَرَةً، ثُمَّ رَجَعَ إلى أبيهِ، فَقالَ: يا أبَه! العَطَشُ.
فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: صَبرا يا بُنَيَّ، يَسقيكَ جَدُّكَ بِالكَأسِ الأَوفى.
فَرَجَعَ فَقاتَلَ حَتّى قَتَلَ مِنهُم أربَعَةً وأربَعينَ رَجُلاً، ثُمَّ قُتِلَ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ. ۲
الأمالى، صدوقـ به نقل از عبد اللّه بن منصور، از امام صادق عليه السلام، از امام باقر، از امام زين العابدين عليهم السلام ـ: چون [على اكبر] براى مبارزه به سوى لشكر عمر بن سعد رفت، امام حسين عليه السلام چشمش گريان شد و گفت: «خدايا! تو بر آنان گواه باش كه فرزند پيامبرت و شبيه ترينِ مردم به او در شكل و خو، به سوى آنان بيرون شد».
على اكبر، شروع به رجزخوانى كرد و گفت:
من، على بن حسين بن على امما و آل خدا به پيامبر صلى الله عليه و آله سزاوارتريم.
آيا نمى بينيد كه چگونه از پدرم حمايت مى كنم؟
آن گاه، ده تن از دشمنان را كُشت. سپس به نزد پدرش بازگشت و گفت: اى پدر، عطش!
امام حسين عليه السلام فرمود: «پسر عزيزم! شكيبا باش. جدّت با كاسه پُر، تو را سيراب مى كند».
على اكبر، بازگشت و باز جنگيد تا چهل و چهار نفر از آنان را كُشت. سپس، خود به شهادت رسيد. درود خدا بر او باد!