حدیث دربارهستيز با ستم و تجاوز
تاريخ الطبري عن عقبة بن أبي العَيزار:إنَّ الحُسَينَ عليه السلام خَطَبَ أصحابَهُ وأصحابَ الحُرِّبِالبيضَةِ ۱، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: أيُّهَا النّاسُ! إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: «مَن رَأى سُلطانا جائِرا مُستَحِلاًّ لِحُرَمِ اللّهِ، ناكِثا لِعَهدِ اللّهِ، مُخالِفا لِسُنَّةِ رَسولِ اللّهِ، يَعمَلُ في عِبادِ اللّهِ بِالإِثمِ وَالعُدوانِ، فَلَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِفِعلٍ ولا قَولٍ، كانَ حَقّا عَلَى اللّهِ أن يُدخِلَهُ مُدخَلَهُ».
ألا وإنَّ هؤُلاءِ قَد لَزِموا طاعَةَ الشَّيطانِ، وتَرَكوا طاعَةَ الرَّحمنِ، وأظهَرُوا الفَسادَ، وعَطَّلُوا الحُدودَ، وَاستَأثَروا بِالفَيءِ، وأحَلّوا حَرامَ اللّهِ، وحَرَّموا حَلالَهُ، وأنَا أحَقُّ مَن غَيَّرَ ۲، قَد أتَتني كُتُبُكُم، وقَدِمَت عَلَيَّ رُسُلُكُم بِبَيعَتِكُم؛ أنَّكُم لا تُسلِمُونّي ولا تَخذُلُونّي، فَإِن تَمَمتُم عَلى بَيعَتِكُم تُصيبوا رُشدَكُم، فَأَنَا الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ، وَابنُ فاطِمَةَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، نَفسي مَعَ أنفُسِكُم، وأهلي مَعَ أهليكُم، فَلَكُم فِيَّ اُسوَةٌ.
وإن لَم تَفعَلوا ونَقَضتُم عَهدَكُم، وخَلَعتُم بَيعَتي مِن أعناقِكُم، فَلَعَمري ما هِيَ لَكُم بِنُكرٍ، لَقَد فَعَلتُموها بِأَبي وأخي وَابنِ عَمّي مُسلِمٍ، وَالمَغرورُ مَنِ اغتَرَّ بِكُم، فَحَظَّكُم أخطَأتُم، ونَصيبَكُم ضَيَّعتُم، ومَن نَكَثَ ۳ فَإِنَّما يَنكُثُ عَلى نَفسِهِ، وسَيُغنِي اللّهُ عَنكُم، وَالسَّلامُ عَلَيكُم ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ. ۴
تاريخ الطبرىـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ: امام حسين عليه السلام براى ياران خود و ياران حُر در بيضه، ۵ خطبه خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «اى مردم! پيامبر خدا فرمود: هر كس فرمان رواى ستمكارى را ببيند كه حرمت هاى الهى را حلال مى شِمُرَد و پيمان خدا را مى شكند و با سنّت پيامبر خدا مخالفت مى كند و ميان بندگان خدا با گناه و تجاوز عمل مى كند، ولى با عمل و گفتار، بر او نياشوبد، بر خداوند است كه او را به همان جايى درآورد كه آن ستمكار را مى بَرَد.
هان! اينان به طاعت شيطان چسبيدند و طاعت خداى رحمان را وا نهادند و فساد را آشكار و حدود الهى را تعطيل كردند و اموال عمومى را براى خود برداشتند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام شمردند و من، سزاوارترين كسى هستم كه برآشوبد. نامه هايتان به من رسيد و فرستادگان شما بيعتتان را به من عرضه كردند كه مرا تسليم [دشمن] نمى كنيد و وا نمى نهيد. پس اگر بيعتتان را به پايان برسانيد، به راه هدايت رسيده ايد. من حسينم، پسر على و فاطمه، دختر پيامبر خدا. خودم در كنار شمايم و خانواده ام با خانواده هاى شما هستند و در من، الگويى براى شما هست.
اگر چنين نكنيد و عهدتان را بشكنيد و بيعتم را از گردن خود برداريد ـ كه به جانم سوگند، اين از شما دور نيست كه آن را با پدر و مادر و پسرعمويم، مسلم، كرديد و فريب خورده كسى است كه فريب [حمايت] شما را بخورد ـ، پس به نصيب خود نرسيده ايد و آن را تباه نموده ايد و هر كس پيمان بشكند، به زيانِ خود شكسته است. به زودى خداوند، مرا از شما بى نياز مى كند. والسلام عليكم و رحمة اللّه وبركاته!».
۱.البيضة: اسم ماء بين واقصة وعذيب ويتّصل ببئر بني يربوع (معجم البلدان: ج1 ص532).
۲.في الفتوح: «وأنا أحقّ من غيري بهذا الأمر؛ لقرابتي من رسول اللّه صلى الله عليه و آله» بدل «وأنا أحقّ من غَيَّر».
۳.النَّكْثُ: قريب من النقض، واستعير لنقض العهد (مفردات ألفاظ القرآن: ص 822 «نكث»).
۴.تاريخ الطبري: ج 5 ص 403، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 552، الفتوح: ج 5 ص 81، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 234 كلّها نحوه؛ بحار الأنوار: ج 44 ص 382 وراجع: أنساب الأشراف: ج 3 ص 381.
۵.بيضه، نام آب گاهى ميان واقصه و عذيب است كه به چاه بنى يربوع، متّصل است.