حدیث دربارهستيز با ستم و تجاوز

تاريخ الطبري عن الحسين عليه السلامـ أيضا ـ: أمّا بَعدُ أيُّهَا النّاسُ! فَإِنَّكُم إن تَتَّقوا وتَعرِفُوا الحَقَّ لِأَهلِهِ يَكُن أرضى للّهِِ، ونَحنُ أهلَ البيتِ أولى بِوِلايَةِ هذَا الأَمرِ عَلَيكُم مِن هؤُلاءِ المُدَّعينَ ما لَيسَ لَهُم، وَالسّائِرينَ فيكُم بِالجَورِ وَالعُدوانِ، وإن أنتُم كَرِهتُمونا وجَهِلتُم حَقَّنا وكانَ رَأيُكُم غَيرَ ما أتَتني كُتُبُكُم وقَدِمَت بِهِ عَلَيَّ رُسُلُكُمُ، انصَرَفتُ عَنكُم. ۱
تاريخ الطبرىـ از امام حسين عليه السلام (از سخنانش با ياران حرّ بن يزيد) ـ: اى مردم! اگر تقوا بورزيد و حق را براى اهلش به رسميت بشناسيد، اين، خدا را بهتر خشنود مى كند. ما اهل بيت، به سرپرستى اين امر (حكومت) بر شما از اين مدّعيان كه حقّى ندارند و ميانِ شما با ستم و تجاوز، رفتار مى كنند، سزاوارتريم. اگر ما را خوش نداريد و حقّ ما را نمى شناسيد و نظرتان غير از آن چيزى است كه نوشته ها و فرستادگان شما به من رساندند، باز مى گردم.
۱.تاريخ الطبري: ج 5 ص 402، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 232، أنساب الأشراف: ج 3 ص 380 وليس فيه من «ونحن» إلى «والعدوان»؛ الإرشاد: ج 2 ص 79، إعلام الورى: ج 1 ص 448 وراجع: روضة الواعظين: ص 198.

احادیث دیگر این موضوع

۱
تاريخ الطبرىـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ: امام حسين عليه السلام براى ياران خود و ياران حُر در بيضه، بيضه، نام آب گاهى ميان واقصه و عذيب است كه به چاه بنى يربوع، متّصل است. خطبه خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «اى مردم! پيامبر خدا فرمود: هر كس فرمان رواى ستمكارى را ببيند كه حرمت هاى الهى را حلال مى شِمُرَد و پيمان خدا را مى شكند و با سنّت پيامبر خدا مخالفت مى كند و ميان بندگان خدا با گناه و تجاوز عمل مى كند، ولى با عمل و گفتار، بر او نياشوبد، بر خداوند است كه او را به همان جايى درآورد كه آن ستمكار را مى بَرَد. هان! اينان به طاعت شيطان چسبيدند و طاعت خداى رحمان را وا نهادند و فساد را آشكار و حدود الهى را تعطيل كردند و اموال عمومى را براى خود برداشتند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام شمردند و من، سزاوارترين كسى هستم كه برآشوبد. نامه هايتان به من رسيد و فرستادگان شما بيعتتان را به من عرضه كردند كه مرا تسليم [دشمن] نمى كنيد و وا نمى نهيد. پس اگر بيعتتان را به پايان برسانيد، به راه هدايت رسيده ايد. من حسينم، پسر على و فاطمه، دختر پيامبر خدا. خودم در كنار شمايم و خانواده ام با خانواده هاى شما هستند و در من، الگويى براى شما هست. اگر چنين نكنيد و عهدتان را بشكنيد و بيعتم را از گردن خود برداريد ـ كه به جانم سوگند، اين از شما دور نيست كه آن را با پدر و مادر و پسرعمويم، مسلم، كرديد و فريب خورده كسى است كه فريب [حمايت] شما را بخورد ـ، پس به نصيب خود نرسيده ايد و آن را تباه نموده ايد و هر كس پيمان بشكند، به زيانِ خود شكسته است. به زودى خداوند، مرا از شما بى نياز مى كند. والسلام عليكم و رحمة اللّه وبركاته!».