حدیث دربارهعذر به پيشگاه الهى
تاريخ الطبري عن الحسين عليه السلامـ مِن كَلامِهِ مَعَ أصحابِ الحُرِّ بنِ يَزيدَ ـ: أيُّهَا النّاسُ! إنَّها مَعذِرَةٌ إلَى اللّهِ عز و جل وإلَيكُم، إنّي لَم آتِكُم حَتّى أتَتني كُتُبُكُم وقَدِمَت عَلَيَّ رُسُلُكُم؛ أنِ اقدَم عَلَينا فَإِنَّهُ لَيسَ لَنا إمامٌ لَعَلَّ اللّهَ يَجمَعُنا بِكَ عَلَى الهُدى، فَإِن كُنتُم عَلى ذلِكَ فَقَد جِئتُكُم، فَإِن تُعطوني ما أطمَئِنُّ إلَيهِ مِن عُهودِكُم ومَواثيقِكُم أقدَم مِصرَكُم، وإن لَم تَفعَلوا وكُنتُم لِمَقدَمي كارِهينَ انصَرَفتُ عَنكُم إلَى المَكانِ الَّذي أقبَلتُ مِنهُ إلَيكُم. ۱
تاريخ الطبرىـ از امام حسين عليه السلام (از سخنانش با ياران حُرّ بن يزيد) ـ: اى مردم! اين عذرى به پيشگاه خداى عز و جل و شماست. من، نزد شما نيامدم تا آن كه نامه هاى شما به من رسيد و فرستادگانتان بر من درآمدند و گفتند: بر ما درآى كه پيشوايى نداريم و شايد خدا، ما را به وسيله تو بر هدايت، گِرد آورد.
اگر بر سر همان گفته هستيد، نزدتان آمده ام و اگر عهدى مطمئن و قابل اعتماد به من مى دهيد، به شهرتان درآيم و اگر چنين نمى كنيد و آمدن من را ناخوش داريد، به همان جايى باز مى گردم كه پيش از حركت به سوى شما بودم.
۱.تاريخ الطبري: ج 5 ص 401، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 552، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 231؛ الإرشاد: ج 2 ص 79، إعلام الورى: ج 1 ص 448، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 96 كلاهما نحوه وراجع: الأخبار الطوال: ص 249.