حدیث دربارهخوددارى امام از بيعت با يزيد
الفتوح عن الإمام الحسين عليه السلامـ لَمّا أمَرَهُ مَروانُ بِبَيعَةِ يَزيدَ ـ: وَيحَكَ! أتَأمُرُني بِبَيعَةِ يَزيدَ وهُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ؟ لَقَد قُلتَ شَطَطا ۱ مِنَ القَولِ يا عَظيمَ الزَّلَلِ! لا ألومُكَ عَلى قَولِكَ لِأَنَّكَ اللَّعينُ الَّذي لَعَنَكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأنتَ في صُلبِ أبيكَ الحَكَمِ بنِ أبِي العاصِ، فَإِنَّ مَن لَعَنَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يُمكِنُ لَهُ ولا مِنهُ إلاّ أن يَدعُوَ إلى بَيعَةِ يَزيدَ.
ثُمَّ قالَ: إلَيكَ عَنّي يا عَدُوَّ اللّهِ، فَإِنّا أهلُ بَيتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وَالحَقُّ فينا وبِالحَقِّ تَنطِقُ ألسِنَتُنا، وقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: «الخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أبي سُفيانَ، وعَلَى الطُّلَقاءِ ۲ أبناءِ الطُّلَقاءِ، فَإِذا رَأَيتُم مُعاوِيَةَ عَلى مِنبَري فَابقُروا ۳ بَطنَهُ»، فَوَاللّهِ لَقَد رَآهُ أهلُ المَدينَةِ عَلى مِنبَرِ جَدّي فَلَم يَفعَلوا ما اُمِروا بِهِ، فَابتَلاهُمُ ۴ اللّهُ بِابنِهِ يَزيدَ! زادَهُ اللّهُ فِي النّارِ عَذابا. ۵
الفتوح:چون مروان امام حسين عليه السلام را به بيعت با يزيد فرمان داد، امام عليه السلام فرمود: «واى بر تو! آيا مرا به بيعت با يزيد، فرمان مى دهى، در حالى كه او مردى فاسق است؟! اى كه لغزشت بزرگ است! سخنِ بس بيراهى گفتى. من، تو را بر سخنت سرزنش نمى كنم كه تو بر زبان پيامبر خدا لعنت شدى، در حالى كه هنوز در پشت پدرت، حكم بن ابى عاص بودى، و لعنت شده پيامبر خدا، جز اين نمى تواند باشد كه به بيعت با يزيد، فرا بخواند».
سپس امام عليه السلام فرمود: «اى دشمن خدا! از من دور شو كه ما خاندان پيامبر خداييم و حق، ميان ماست و زبان هايمان، به حق سخن مى گويد. شنيدم كه پيامبر خدا مى فرمايد: خلافت بر خاندان ابوسفيان و نيز بر آزاد شدگان ۶ فرزندان آزاد شدگان، حرام است و چون معاويه را بر منبر من ديديد، شكمش را بشكافيد.
به خدا سوگند، اهل مدينه، او را بر منبر جدّم ديدند و آنچه فرمان يافته بودند، نكردند و خدا هم، آنان را به پسرش يزيد، مبتلا كرد. خدا عذابش را در آتش دوزخ بيفزايد!».
۱.الشَّطَطُ: الإفراط في البُعد (مفردات ألفاظ القرآن: ص 453 «شطط»).
۲.الطُلَقاءُ: هم الذين خلّى عنهم (النبيّ صلى الله عليه و آله) يوم فتح مكّة، وأطلقهم ولم يسترقّهم (النهاية: ج 3 ص 136 «طلق»).
۳.في المصدر: «فافقروا»، وما في المتن أثبتناه من المصادر الاُخرى.
۴.في المصدر: «قاتلهم»، وما في المتن أثبتناه من المصادر الاُخرى.
۵.الفتوح: ج 5 ص 17، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 185؛ تسلية المجالس: ج 2 ص 153.
۶.آزاد شدگان (طُلَقاء)، كسانى بودند كه تا فتح مكّه، مسلمان نشده بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكّه، آنان را به اسارت نگرفت و آزادشان نمود.