حدیث دربارهخوددارى امام از شكستن بيعت با معاويه
أنساب الأشراف عن الإمام الحسين عليه السلامـ في جَوابِ كِتابٍ كَتَبَهُ إلَيهِ جَماعَةٌ مِن شيعَتِهِ بَعدَ وَفاةِ الحَسَنِ عليه السلام يَذكُرونَ فيهِ انتِظارَهُم أمرَهُ ـ: إنّي لَأَرجو أن يَكونَ رَأيُ أخي رَحِمَهُ اللّهُ فِي المُوادَعَةِ، ورَأيي في جِهادِ الظَّلَمَةِ رُشدا وسَدادا، فَالصَقوا بِالأَرضِ، وأخفُوا الشَّخصَ، وَاكتُمُوا الهَوى، وَاحتَرِسوا مِنَ الأَظِنّاءِ ۱ مادامَ ابنُ هِندٍ حَيّا، فَإِن يَحدُث بِهِ حَدَثٌ وأنَا حَيٌّ يَأتِكُم رَأيي إن شاءَ اللّهُ. ۲
أنساب الأشرافـ از امام حسين عليه السلام (در پاسخ نامه اى كه گروهى از شيعيان پس از وفات امام حسن عليه السلام به او نوشته و گفته بودند كه فرمان او را انتظار مى كشند) ـ: من، اميدوارم كه نظر برادرم ـ كه خدايش رحمت كند ـ در متاركه جنگ و نظر من در جهاد با ستمكاران، درست واستوار باشد. در سرزمين خود بمانيد و بيرون نياييد و خواسته تان را پوشيده بداريد و تا آن گاه كه پسر هند زنده است، خود را از جاسوسان بپاييد. اگر حادثه اى رُخ داد و من زنده بودم، نظرم به شما مى رسد، إن شاء اللّه!