حدیث دربارهفضيلت پيروان اهل بيت

تاريخ دمشق عن عليّ بن محمّد بن الصايغ عن أبيه عن حسين بن عليّ عليه السلام:حَدَّثَني أبي عَن جَدّي عَن جِبريلَ عليه السلام عَن رَبِّهِ عز و جل أنَّ تَحتَ قائِمَةِ كُرسِيِّ العَرشِ في وَرَقَةِ ۱ آسٍ خَضراءَ مَكتوبٌ عَلَيها: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ، يا شيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ، لا يَأتي ـ يَعني ـ أحَدٌ مِنكُم يَومَ القِيامَةِ يَقولُ: «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ» إلاّ أدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از على بن محمّد بن صائغ، از پدرش، از امام حسين عليه السلام ـ: پدرم، از جدّش، از جبرئيل عليه السلام از پروردگار عز و جل نقل مى كند كه: «زير پايه تخت عرش و بر برگى سبز از درخت خوش بوى آس (مورْد) نوشته شده است: خدايى جز اللّه نيست. محمّد، پيامبر خداست. اى پيروان خاندان محمّد! هيچ يك از شما كه لا إله إلاّ اللّه گفته باشد، روز قيامت نمى آيد، جز آن كه خداوند، وارد بهشتش مى كند».
۱.في الطبعة المعتمدة: «رقة»، والتصويب من الترجمة المطبوعة بتحقيق الشيخ المحمودي: ص 8.
۲.تاريخ دمشق: ج 14 ص 114.

احادیث دیگر این موضوع

۳
تفسير فرات الكوفىـ به نقل از ابوجاريه و اصبغ بن نُباته ـ: هنگامى كه مروان، امير مدينه بود، براى مردم خطبه خواند و به اميرمؤمنان، ناسزا گفت. پس امام حسين عليه السلام خشمگينانه برخاست و بر مروان درآمد و به او فرمود: «اى پسر زنِ كبودْ چشم در عرب، به زنى كه چشمش برگشته و سفيدى اش آشكار شده باشد، «زرقاء» مى گويند. در روايات، به عنوان نكوهش شخص به كار رفته است، نه آن به عيبى و يا صفتى ديگر اشاره داشته باشد؛ امّا زرقاء بنت موهب، مادر بزرگ مروان، زنى بدكاره بود (الكامل: ج 4 ص 160). و پسر زن شپش خوار! تو به على ناسزا مى گويى؟!. آيا از آنچه درباره تو و يارانت، و نيز آنچه [از قرآن] درباره على عليه السلام است، باخبرت نكنم؟ خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: «كسانى كه ايمان آوردند و كار شايسته كردند، به زودى خداوند رحمان، براى آنها [در دل ديگران]محبّتى مى نهد» . اين، براى على عليه السلام و پيروان اوست. «ما آن را به زبان تو آسان كرديم تا تنها پرهيزگاران را بدان بشارت دهى» . پس پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به على بن ابى طالب عليه السلام بشارت داد».