حدیث دربارهسوره حمد

عيون أخبار الرضا بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل: قَسَمتُ فاتِحَةَ الكِتابِ بَيني وبَينَ عَبدي؛ فَنِصفُها لي ونِصفُها لِعَبدي، ولِعَبدي ما سَأَلَ. إذا قالَ العَبدُ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ: بَدَأَ عَبدي بِاسمي، وحَقٌّ عَلَيَّ أن اُتَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ واُبارِكَ لَهُ في أحوالِهِ. فَإِذا قالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ: حَمِدَني عَبدي وعَلِمَ أنَّ النِّعَمَ الَّتي لَهُ مِن عِندي، وأنَّ البَلايَا الَّتي دُفِعتْ عَنهُ فَبِطَولي ۱، اُشهِدُكُم أنّي اُضيفُ لَهُ إلى نِعَمِ الدُّنيا نِعَمَ الآخِرَةِ، وأدفَعُ عَنهُ بَلايَا الآخِرَةِ كَما دَفَعتُ عَنهُ بَلايَا الدُّنيا. فَإِذا قالَ: «الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ: شَهِدَ لي عَبدي أنِّي الرَّحمنُ الرَّحيمُ، اُشهِدُكُم لاَُوَفِّرَنَّ مِن رَحمَتي حَظَّهُ، ولاَُجزِلَنَّ مِن عَطائي نَصيبَهُ. فَإِذا قالَ: «مَــلِكِ يَوْمِ الدِّينِ» قالَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ: اُشهِدُكُم كَمَا اعتَرَفَ، أنّي أنَا مالِكُ يَومِ الدّينِ، لاَُسَهِّلَنَّ يَومَ الحِسابِ حِسابَهُ، ولَأَتَجاوَزَنَّ عَن سَيِّئاتِهِ. فَإِذا قالَ: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» قالَ اللّهُ عز و جل: صَدَقَ عَبدي، إيّايَ يَعبُدُ، اُشهِدُكُم لاَُثيبَنَّهُ عَلى عِبادَتِهِ ثَوابا يَغبِطُهُ كُلُّ مَن خالَفَهُ في عِبادَتِهِ لي. فَإِذا قالَ: «وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» قالَ اللّهُ عز و جل: بِيَ استَعانَ عَبدي وَالتَجَأَ إلَيَّ، اُشهِدُكُم لاَُعينَنَّهُ عَلى أمرِهِ، ولاَُغيثَنَّهُ في شَدائِدِهِ، ولاَخُذَنَّ بِيَدِهِ يَومَ نَوائِبِهِ. فَإِذا قالَ: «اهْدِنَا الصِّرَ طَ الْمُسْتَقِيمَ» إلى آخِرِ السّورَةِ، قالَ اللّهُ عز و جل: هذا لِعَبدي ولِعَبدي ما سَأَلَ، فَقَدِ استَجَبتُ لِعَبدي وأعطَيتُهُ ما أمَّلَ، وآمَنتُهُ مِمّا مِنهُ وَجِلَ. وقيلَ لِأَميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام: يا أميرَ المُؤمِنينَ، أخبِرنا عَن «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» أهِيَ مِن فاتِحَةِ الكِتابِ؟ فَقالَ: نَعَم، كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقرَؤُها ويَعُدُّها آيَةً مِنها، ويَقولُ: فاتِحَةُ الكِتابِ هِيَ السَّبعُ المَثاني. ۲
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «خداوند عز و جلفرموده است كه سوره حمد را ميان خود و بنده ام قسمت كردم؛ نصفش براى من و نيمِ ديگر، از آنِ بنده من است و براى بنده ام، هر چه بخواهد، هست. چون بنده بگويد: «به نام خداوند بخشنده مهربان» ، خداى بزرگِ بِشْكوه مى فرمايد: بنده ام، با نام من آغاز كرد و بر من، حق دارد كه كارهايش را به پايان برسانم و در حالات مختلف، او را بركت بخشم. و چون بگويد: «ستايش، ويژه خداى جهانيان است» ، خداوند بزرگ بِشْكوه مى فرمايد: بنده ام، مرا ستود و دانست كه نعمت هاى نزد او از جانب من است و گرفتارى ها به فضل و قدرتِ من از او دور شده است. گواهتان مى گيرم كه نعمت هاى آخرت را نيز بر نعمت هاى دنيايش مى افزايم و گرفتارى هاى آخرت را از او دور مى كنم، همان گونه كه گرفتارى هاى دنيا را از او دور كردم. و چون بنده بگويد: «رحمانِ رحيم» ، خداى بزرگ بِشْكوه مى فرمايد: بنده ام، گواهى داد كه من، رحمان و مهربانم. گواهتان مى گيرم كه بهره اش از رحمتم را فراوان كنم و نصيبش از عطايم را بيش سازم. و چون بنده بگويد: «مالك روز جزا» ، خداى بزرگ بِشْكوه مى فرمايد: گواهتان مى گيرم همان گونه كه اعتراف كرد كه من، مالك روز جزايم، حسابش را روز محاسبه، آسان مى كنم و از گناهانش درمى گذرم. و چون بگويد: «تنها تو را مى پرستيم» ، خداى عز و جل مى فرمايد: بنده ام، راست گفت. فقط مرا مى پرستد. گواهتان مى گيرم كه بر پرستش او چنان پاداشش دهم كه همه مخالفانش در پرستش من به او غبطه بخورند. و چون بگويد: «و فقط از تو يارى مى خواهيم» ، خداوند عز و جل مى فرمايد: بنده ام، از من يارى خواست و به من، پناه بُرد. گواهتان مى گيرم كه او را در كارش يارى كنم و در سختى ها به فريادش برسم و دستش را در پيشامدها بگيرم. و چون بگويد: «ما را به راه راست، هدايت كن» تا آخر سوره، خداى عز و جلمى فرمايد: اين، براى بنده ام هست كه هر چه بخواهد، هست. بى ترديد، دعاى بنده ام را اجابت و آنچه آرزو داشت، به او عطا كردم و از آنچه بيم داشت، ايمنش كردم». به اميرمؤمنان گفته شد: اى اميرمؤمنان! به ما بگو: آيا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، جزو سوره حمد است يا نه؟ فرمود: «آرى. پيامبر خدا، آن را مى خواند و آيه اى از آن مى شمرد و مى فرمود: سوره حمد، سَبعُ المثانى ۳ است».
۱.الطَّوْلُ: الفَضلُ والقُدرَةُ والغِنى (تاج العروس: ج 15 ص 447 «طول»).
۲.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 300 ح 59، الأمالي للصدوق: ص 239 ح 253 ـ 254 كلاهما عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار عن الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 92 ص 226 ح 3 وراجع: التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 58 ح 30.
۳.سوره فاتحه را از اين رو «سبع المثانى» ناميده اند كه [مَثانى به معناى «آيه» و] اين سوره شامل «هفت آيه» است و اين، يعنى بسمله جزئى از آن است، و مثانى [به معناى «دوتايى»] به اعتبار تكرار آن در نمازهاى پنجگانه بر آن اطلاق شده است، يا آن را مثانى [به معناى «ثنا»] ناميده اند به جهت اين كه شامل حمد و ثناى الهى است.

احادیث دیگر این موضوع

۱
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به نقل از امام عسكرى، از امام هادى، از امام جواد عليهم السلام ـ: مردى نزد امام رضا عليه السلام آمد و به او گفت: اى فرزند پيامبر خدا! برايم اين سخن خداوند عز و جل را كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ ستايش، ويژه خداى جهانيان است» ، تفسير كن. فرمود: «پدرم، از جدّش، از امام باقر، از امام زين العابدين، از پدرش [امام حسين عليهم السلام] نقل كرد: كه مردى نزد اميرمؤمنان آمد و همين سؤال را كرد. ايشان فرمود: « «ستايش، ويژه خداست» ، يعنى آن كه خداوند، برخى از نعمت هايش را به اجمال به بندگانش معرّفى نمود؛ زيرا بندگان، توانايىِ شناخت همه آنها را به تفصيل ندارند، چون بيشتر از آن اند كه به شمار درآيند و يا شناخته شوند. پس به بندگانش فرمود، بگوييد: «ستايش، ويژه خداست» به جهت نعمت هايى كه بر ما بخشيده است؛ «خداوندگارِ جهانيان» كه همه گونه هاى مخلوقات، از جمادات و حيوانات را در برمى گيرد. امّا حيوانات را در قبضه قدرت خويش مى چرخانَد و از روزى خويش به آنها مى خورانَد، در سايه حمايتش حفظ و هر يك را به مصلحت خويش، تدبير مى كند. و امّا جمادات را با قدرت خويش، نگاه مى دارد و مانع گسستگى جمادات به هم پيوسته و نيز به هم چسبيدن گسسته ها مى شود و آسمان را از افتادن بر زمين، جز به اذن خويش، نگاه مى دارد، و زمين را از فرو رفتن در خود، جز به فرمان خويش، نگاه مى دارد كه او با بندگانش رئوف و مهربان است». و فرمود: « «پروردگارِ جهانيان» ، يعنى مالك و خالق جهانيان و سوق دهنده روزى هايشان به سوى ايشان است، از آن جايى كه مى دانند و از جايى كه نمى دانند و روزى، قسمت شده است و بدون توجّه به كردار انسان، مى آيد. نه پرواى پرهيزگار، آن را افزون مى كند، نه فسق و فجور فاجر، آن را كاهش مى دهد. ميان روزى و صاحب روزى، پرده اى است كه به دنبال او مى رود. اگر هر يك از شما از روزى اش بگريزد، باز، او را مى جويد، همان گونه كه مرگ، او را مى جويد. خداوند بزرگ بِشْكوه مى فرمايد: بگوييد: «ستايش، ويژه خداست» ، به جهت نعمت هايى كه به ما بخشيده و ما را پيش از پيدايى مان، در كتاب هاى نخستين، به نيكى ياد كرده است. بنابراين، بر محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان و پيروان خاندانش لازم است كه خدا را بر فضيلتى كه به ايشان بخشيده، سپاس بگزارند و اين، همان گفته پيامبر خداست كه فرمود: چون خداوند عز و جل، موسى بن عمران عليه السلام را برانگيخت و با او راز گفت و دريا را برايش شكافت و بنى اسرائيل را نجات داد و تورات و الواح را به او عطا نمود، جايگاهش را نزد خداى عز و جلديد و گفت: پروردگار من! مرا با كرامتى بزرگ داشتى كه هيچ كس را پيش از من، بدان بزرگ نداشتى. خداى بزرگ بِشْكوه فرمود: اى موسى! آيا نمى دانى كه محمّد، نزد من از همه فرشتگان و همه مخلوقاتم برتر است؟. موسى عليه السلام گفت: اى پروردگار من! اگر محمّد صلى الله عليه و آله نزد تو از همه آفريدگانت برتر است، آيا در ميان خاندان پيامبران، كريم تر از خاندان من هست؟ خداى بزرگ بِشْكوه فرمود: اى موسى! آيا نمى دانى كه برترىِ خاندان محمّد بر همه خاندان هاى پيامبران، مانند برترى محمّد بر همه فرستادگان است؟. موسى عليه السلام گفت: پروردگار من! اگر خاندان محمّد چنين اند، آيا در ميان امّت هاى پيامبران، امّت من نزد تو برتر از همه نيست؟ ابر را برايشان سايه كردى و ترنگبين ترنگبين: شيرابه هاى گياه خارشتر كه شيرين و مليّن است. و بلدرچين برايشان فرو فرستادى و دريا را برايشان شكافتى. خداى بزرگ بِشْكوه فرمود: اى موسى! آيا نمى دانى كه برترى محمّد بر همه امّت ها، مانند برترى خود او بر همه آفريدگانم است؟. موسى عليه السلام گفت: پروردگار من! كاش آنها را مى ديدم. پس خداى عز و جل به او وحى كرد: اى موسى! آنها را هرگز نخواهى ديد و اكنون، هنگام پيدايى آنان نيست؛ امّا به زودى آنها را در بهشت ها، باغ هاى عَدْن و فردوس و در حضور محمّد مى بينى كه در نعمت هاى بهشت مى چرخند و در نيكى هايشان خوش اند. آيا دوست دارى كه سخن آنان را به تو بشنوانَم؟. گفت: آرى، اى خداى من! خداى بزرگ بِشْكوه فرمود: در پيشگاه من، بِايست و مانند بنده اى ذليل در برابر فرمان روايى جليل، كمر به ميان ببند. پس موسى عليه السلام چنين كرد و خداى عز و جل ندا داد: اى امّت محمّد!. همه آنان كه در پشتِ پدرانشان و رَحِم هاى مادرانشان بودند، پاسخ گفتند: «بله! خداوندا، بله! بله، تو شريكى ندارى! بله! ستايش از آنِ توست و نعمت و سلطنت براى تو! بله!» اين، همان ذكر حاجيان به هنگام احرام است و معنايش نوعى اعلان آمادگى براى اجراى فرمان خداست و حمد و نعمت را ويژه خدا دانستن و يكتايى او را به زبان آوردن است. و خداوند عز و جل، اين پاسخ را شعار حج قرار داد. سپس خداوند عز و جل ندا داد: اى امّت محمّد! حكم من بر شما اين است كه رحمتم، از خشمم پيشى گرفته است و عفوم، قبل از كيفرم است. من پيش از آن كه مرا بخوانيد، شما را اجابت مى گويم و پيش از آن كه از من بخواهيد، به شما عطا مى كنم. هر كس از شما كه مرا با شهادتين (گواهى به توحيد و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله) و راستى گفتار و درستى رفتار ديدار كند و گواهى دهد كه على بن ابى طالب، برادر و وصىّ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و ولىّ اوست و به فرمانش ملتزم باشد، همان گونه كه به فرمان محمّد، ملتزم است و اولياى برگزيده پاك و پاكيزه اش را اولياى خود گيرد؛ كسانى كه از شگفتى هاى آيات الهى خبر مى دهند و نشانه هاى حجّت خدا پس از آن دو (محمّد و على) هستند، به بهشتش درمى آورم. [امام حسين عليه السلام] مى فرمايد: چون خداى عز و جل، پيامبرمان محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت، فرمود: اى محمّد! «تو در كنار [كوه] طور نبودى كه ما» امّتت را به اين گونه بابركت، ندا داديم. سپس، خدا به محمّد صلى الله عليه و آله فرمود: بگو: «ستايش، ويژه خداوندگار جهانيان است» بر اين فضيلت كه ويژه من ارزانى داشت؛ و پيامبر صلى الله عليه و آله به امّتش فرمود: شما هم بگوييد: «ستايش، ويژه خداى جهانيان است» به اين جهت كه اين فضيلت ها به ما اختصاص داده است».