حدیث دربارهپدر نُه امام

كمال الدين بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، أنتَ وَالأَئِمَّةُ مِن وُلدِكَ بَعدي حُجَجُ اللّهِ عز و جلعَلى خَلقِهِ، وأعلامُهُ في بَرِيَّتِهِ، مَن أنكَرَ واحِدا مِنكُم فَقَد أنكَرَني، ومَن عَصى واحِدا مِنكُم فَقَد عَصاني، ومَن جَفا واحِدا مِنكُم فَقَد جَفاني، ومَن وَصَلَكُم فَقَد وَصَلَني، ومَن أطاعَكُم فَقَد أطاعَني، ومَن والاكُم فَقَد والاني، ومَن عاداكُم فَقَد عاداني، لِأَنَّكُم مِنّي، خُلِقتُم مِن طينَتي وأنَا مِنكُم. ۱
كمال الدينـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى على! تو و امامان از نسل تو، پس از من، حجّت هاى خدا بر خلق او هستند و نشانه هاى هدايت در ميان مردمان. هر كس يك تن از آنان را انكار كند، مرا انكار كرده است و هر كس يكى از شما را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است و هر كس به يك نفر از شما جفا كند، به من جفا كرده است و هر كس به شما بپيوندد، به من پيوسته است و هر كس از شما اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و هر كس با شما دوستى كند، با من دوستى كرده است و هر كس با شما دشمنى ورزد، با من دشمنى ورزيده است؛ زيرا شما از گِل من آفريده شده ايد و من از شمايم».
۱.كمال الدين: ص413 ح13 عن محمّد بن الفضيل عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج23 ص97 ح4.

احادیث دیگر این موضوع

۵
كفاية الأثرـ به نقل از ابوخالد كابلى، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهماالسلامـ: بر پيامبر خدا درآمدم و چون متفكّر و غمگين و اندوهگين بود، پرسيدم: اى پيامبر خدا! چه شده است كه تو را انديشناك مى بينم؟ فرمود: «اى پسر عزيزم! روح الأمين، نزد من آمد و گفت: اى پيامبر خدا! [خداى]والاى برتر، به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: تو پيامبرى ات را تمام كردى و روزگارت را به پايان بردى. پس اسم اكبر [خدا] و ميراث علمى و آثار علم نبوّت را نزد على بن ابى طالب بگذار كه من، زمين را رها نمى كنم، جز آن كه در آن، عالمى باشد كه طاعت و ولايت من، با او شناخته شود كه من، آگاهى از غيب را از نسل تو نمى گُسلم، همان گونه كه از نسل ديگر پيامبرانِ ميان تو و آدم عليه السلام نگسستم». گفتم: اى پيامبر خدا! پس از تو چه كسى اختياردار اين كار است؟ فرمود: «پدرت على بن ابى طالب، برادر و جانشين من است و پس از على، حسن، فرمان رواست و سپس، تو و نُه فرزندت، دوازه امامى هستيد كه ولايت را در اختيار داريد. سپس، قائم ما قيام مى كند و دنيا را از انصاف و عدل، آكَنده مى سازد؛ همان گونه كه از ظلم و ستم، پُر شده است و سينه گروهى را كه مؤمن و پيرو او هستند، شفا مى دهد».